:::: منو ::::

انتشارات ناهید

معرفی کتاب های منتشر شده

  • تازه‌ها

    تازه‌ها

  • به کانال تلگرام انتشارات ناهید بپیوندید

    به کانال تلگرام انتشارات ناهید بپیوندید

  • تازه‌های انتشارات ناهید

    تازه‌های انتشارات ناهید

وبلاگ

  • مهر ۰۲ / ۱۳۹۸
  • ۰
ادبیات جهان, ادبیات، نقد ادبی، زبان شناسی

سه گام بر نردبان نوشتار

سه گام بر نردبان نوشتار

سه گام بر نردبان نوشتار

الن سیکسو

ترجمۀ ماهان تیرماهی


نوشتن همین کار پیچیده است، «این آموختن به مردن»، به عبارتی نکشتن، دانستن اینکه مرگی در کار است، نه انکار آن و نه گواهی بر آن … جرم ما نیست آنچه بدان می‌اندیشیم، این جرم با جرم و جرایم درج‌شده در جراید فرق دارد، این جرم همواره کمی بیشتر یا کمی کمتر رخ داده است.

ـ از متن کتاب

تنها کتابی که ارزش نوشتن دارد، کتابی است که جسارت یا قدرت نوشتنش را نداریم. کتابی که رنجمان می‌دهد (مایی که می‌نویسیم)، کتابی که ما را به لرزه می‌افکند، شرمسارمان می‌کند و خونمان را می‌ریزد. این نبردی‌ست علیه خودمان، علیه مؤلف؛ از ما دو یا یکی بایست شکست بخورد، یا بمیرد.

ـ از متن کتاب

فارماکان هم می‌میراند هم زنده می‌دارد. نجات همان‌جاست که خطر آن‌جاست. فقط با نوشتار است که از اقتدارِ همه‌جاگیر متنْ آزاد توان شد. نوشتن نبردی است علیه خودمان. متنْ متن یگانه‌ی جهان است ـ گورستان سوژه‌ها.
نوشتن خیانتِ من است به خودم. تنها این خیانت است که از عهده‌ی اقتدار برمی‌آید.

ـ مترجم
  • مهر ۰۲ / ۱۳۹۸
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

آمریکازده‌ها

آمریکازده‌ها

آمریکازده‌ها

رضوانی

ترجمۀ رضا سیدحسینی


دربارۀ مقام رضوانی در ادبیات فرانسه کافیست آنچه چند سال پیش «فرناندو آرابال» به خود من گفت نقل کنم. «آرابال» می‌گفت: «تئاتر فرانسه ارزش امروزی خود را مدیون نمایشنامه‌نویسانی است که همه خارجی هستند: یونسکو اهل رومانی است، بکت ایرلندی است، من اسپانیایی هستم و رضوانی ایرانی است.»

ـ از مقدمۀ مترجم

قبل از هر چیز باید بگویم که ما کاملاً «آمریکانویاک» هستیم. این بیماری ما چیزی است مثل خارش. «آمریکایی = خرت، خرت، خرت»

ـ از متن کتاب

  • مهر ۰۲ / ۱۳۹۸
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

سومین دروغ

سومین دروغ

سومین دروغ

آگوتا کریستف

ترجمۀ قاسم صنعوی


سومین دروغ، سرگذشت اندوهبار دو برادر است که در فکر یکی می‌گذرد: «من را کلوس می‌نامند، ولی آیا نامم همین است؟ من از کودکی یاد گرفته‌ام که دروغ بگویم. در دوران بازآموزی به من دروغ می‌گفتند و من هم دروغ می‌گفتم. پس از گذر از مرز کشورم هم دروغ گفتم و در کتاب‌هایم نیز دروغ گفتم. می‌خواهم برادری را بیابم که شاید وجود نداشته باشد. آیا برای آخرین‌بار دروغ خواهم گفت؟» – و برادر دیگر: «نام من کلوس است. ولی هیچ‌کس من را به این نام نمی‌شناسد. از پنجاه سال پیش که برادر دوقلویم ناپدید شده، زندگی‌ام دیگر خیلی معنی ندارد. دیرزمانی چشم به راه بازگشتش مانده‌ام. اما اگر امروز برگردد ناگزیر خواهم بود به او دروغ بگویم.»
پس از هراس‌های جنگ و سال‌های رژیم سربی، آیا سرانجام زمان گشودن چشم‌ها به روی حقیقت رسیده است؟ ولی در این صورت، حقیقت چیزی جز دروغی دیگر نخواهد بود، زیرا «کتاب هرقدر هم که اندوهبار باشد، به اندازه زندگی غبار نیست …
خانم آگوتا کریستوف، نویسنده مجارستانی‌الاصل، در این رمان کوتاه که در کشورهای گوناگون با استقبال گرم رو‌به‌رو شده، به این پرسش، پاسخ می‌دهد.

  • مهر ۰۲ / ۱۳۹۸
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

مدرک

مدرک

مدرک

آگوتا کریستف

ترجمۀ قاسم صنعوی


مدرک، بخش دیگری از زندگی دو برادر توأمی است که دیری با هم زیسته‌اند و اکنون یکی از مرز گذشته است و دیگری در پشتِ «پرده آهنین» مانده. لوکاس، برادر مانده در شهر کوچک، به سبب جدایی از برادر رنج بسیار عمیق می‌برد، ولی با پذیرفتن نقش پدر در قبال کودکی علیل که زیر بال‌و‌پر خود گرفته، این خلأ شدید را جبران می‌کند. با برقرار‌کردن چند پیوند دوستی پرمعنا با ساکنان محل، به ایجاد رابطه اجتماعی مثبت‌تری کمک می‌کند، هرچند به گفته ناقدی، «مدرک» یک «سفر به دوزخ» واقعی است.

  • مهر ۰۲ / ۱۳۹۸
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

دفتر بزگ

دفتر بزرگ

دفتر بزرگ

آگوتا کریستف

ترجمۀ قاسم صنعوی


در شهر بزرگ، جنگ غوغا می‌کند. زنی به منظور در امان داشتنِ دو پسر دوقلویش، آنان را به شهری کوچک می‌برد و به مادربزرگ خسیس، شرور و کثیفشان می‌سپارد. دو کودک که به‌خود وانهاده شده‌اند، یاد می‌گیرند که بر سرما، گرسنگی و شقاوت‌های روزمره غلبه کنند. دو کودک غول‌آسا و درعین‌حال جذاب، که نزد خود آموزش می‌بینند و می‌خواهند واقع‌بین باشند، هرگونه اخلاق و حتی ارزش را طرد می‌کنند و ناخواسته برای خود اخلاق و ارزش‌های تازه‌ای می‌آفرینند. کتاب «دفتر بزرگ» زمانی شهرت بیشتری یافت که در یکی روزهای سال ۲۰۰۰ مأموران پلیس کلاس سوم دبیرستانی در شهر آبویل فرانسه را تعطیل کردند تا دبیر کلاس را به کلانتری ببرند. علت شکایت شماری از اولیای شاگردان بود که اعلام می‌کردند دبیر مذکور به شاگردانش توصیه می‌کرده که دفتر بزرگ را بخوانند، و این امر زمانی روی می‌داد که این اثر در بسیاری از دبیرستان‌ها چون یکی از آثار کلاسیک معاصر معرفی می‌شد. با پشتیبانی بسیاری از روشنفکران و آموزگاران فرانسه از دبیر مذکور و نیز مداخله وزیر آموزش ملی، ماجرا پایان یافت. فیلمی که در سال ۲۰۱۳ از روی این اثر تهیه شد، جزو نه فیلم برگزیده زبان‌های خارجی در اسکار ۲۰۱۴ عرضه شد.

  • مرداد ۱۷ / ۱۳۹۸
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

مرده‌های بی‌قرار

مرده‌های بی‌قرار

مرده‌های بی‌قرار

فرمانده مارکوس

پاکو ایگناسیو تایبو پسر

ترجمۀ افسانه قربان‌زاده


هرچیزی که بیشتر از شش ماه طول بکشد یا حاملگی است، یا به زحمتش نمی‌ارزد.

از متن کتاب

مارکوس، فرمانده مرموز زاپاتیستا، و پاکو ایگناسیو تایبو، نویسندۀ داستان‌های جنایی، یک فصل در میان داستان قتل مرموز پرغوغایی را با خطوط داستانی جالب خلق می‌کنند. فصل‌هایی را که فرمانده مارکوس معروف نوشته از کوه‌های چیاپاس مکزیک سرچشمه گرفته، در میان ترکیب مبهمی از صداهای گوناگون؛ ما با الیاس آشنا می‌شویم، کارآگاه زاپاتیست که به‌دنبال پیداکردن افراد گمشده است. ستارۀ فصل‌هایی که تایبو نوشته، کارآگاه هکتور بلاسکو آرن شین است که با سیگار کشیدن‌ها و کوکاکولا خوردن‌هایش حضور سریالی دارد، کارآگاهی که متخصص پرونده‌هایی بسیار عجیب است.


هدیهٔ این کتاب پرشور و پرنیش تشخیص به‌هنگام رنج و پریشانی ماست. خصوصاً در شرایط کنونی جهان. صدای مارکوس صدایی است که بشر نباید از دست بدهد.

ایندیپندنت

مارکوس یکی از بهترین نویسندگان امریکای لاتین در دهه‌های اخیر است … که به لحاظ قدرت کلام هم‌تراز با گابریل گارسیا مارکز و ادواردو گالیانو است.

اکونومیست

دنیا می‌تواند مثل یک خانه بزرگ باشد، یا مثل یک زندان کوچک؛ که دنیا پر از در و پنجره است؛ که دنیا معمایی پر از اتاق است، بعضی‌ها روشن‌اند و بعضی‌ها تاریک؛ دنیا پر از واقعیت‌های متمایز (و گاهی اوقات هم متناقض) است؛ که در این دنیا، هر واقعیتی اما دو در دارد، یکی رو به بد معلوم و دیگری رو به خوب نامعلوم؛ گاهی اوقات می‌توانی اتاقی را که می‌خواهی در آن زندگی کنی انتخاب کنی، و در مواقع دیگر نمی‌توانی، و شرارت و زندگی همه‌جا تو را دنبال می‌کنند، که اگر بخواهی انتخاب کنی، باید دو بار انتخاب کنی؛ اگر بتوانی انتخاب کنی، اول، باید انتخاب کنی که کجا باشی، و دوم، باید راهت به آنجا را انتخاب کنی؛ و کار بزرگ‌ترها این است که به بچه‌ها هرقدر که ممکن است پنجره نشان دهند تا آنها بتوانند به هر تعداد اتاق که ممکن است نگاه کنند؛ کار بزرگ‌ترها این است که هزینه یک مبارزه دائمی را بپردازند تا شاید بچه‌ها همیشه در دنیا، آزادی انتخاب اتاقی را که می‌خواهند در آن باشند داشته باشند، و همین‌طور آزادی و مسئولیت انتخاب دری را که می‌خواهند از آن وارد اتاق شوند؛ بنابراین، هرکس می‌تواند هر که می‌خواهد و هرجا که می‌خواهد باشد، اما باید بین خوب و بد انتخاب کند.
شرارت درحال جنگ است تا مردم را از حق انتخاب اتاق و دری که می‌خواهند، محروم کند؛ که مردان و زنانی که با بدی می‌جنگند برای بچه‌ها می‌جنگند، فارغ از اینکه رنگ پوست‌شان چیست، اسم‌شان چیست، چند سال‌شان است، ملیت و نژادشان چیست، یا زبان‌شان کدام است؛ که اگر ما برای تغییر دنیایی که داریم نجنگیم، دنیای جدید بی‌معنی است؛ آنجا که شرارت سرنوشتی آشکار است، بدی خود را به‌شکل بهانه‌ای به بچه‌ها نشان می‌دهد؛ آنها که با شرارت می‌جنگند، می‌خواهند دوران کودکی، واقعاً، دورانی شگفت‌انگیز باشد.

  • مرداد ۱۷ / ۱۳۹۸
  • ۰
درباره‌ی سینما و تئاتر, سینما، تئاتر, هنر, هنر،موسیقی،معماری و عکاسی

شش کارگردان اروپایی

شش کارگردان اروپایی

شش کارگردان اروپایی

پیتر هارکورت

ترجمۀ پریسا فتوحی

سرگئی آیزنشتاین | ژان رنوار | لوئیس بونوئل | اینکمار برگمان | فدریکو فلینی | ژان لوک گدار

آنچه بیش از هر چیز از سینما انتظار داریم ولی به‌ندرت آن را در اختیار ما قرار می‌دهد این است: سرنخ‌هایی از واقعیت محض رخدادهایی که با آن‌ها درگیر است.

رابرت ورشو

درمورد سینما خطرِ داشتن دانش زیاد (و یا دانشی که بدون تفکر اندوخته شده باشد) این است که می‌تواند توجه ویژۀ ما را بیش‌ازاندازه روی جنبه‌های مفهومی فیلم متمرکز کند، که در این صورت ممکن است تجربۀ ما را به سمت عقلانی‌شدن سوق دهد و درنهایت منجر به آسیب‌رسیدن به ماهیت پاسخ ما شود، … هرچه کمتر درمورد فرهنگی که فیلم موردنظر از آن بیرون می‌آید بدانیم، بیشتر امکان این را داریم که بدون اینکه جزییات آشنا ولی سطحی حواس ما را به سمت خود جلب کنند، بتوانیم واکنشمان را به‌طور غریزی نسبت به ساختار درونی اثر بروز دهیم.


تمام هنرها در قضاوت خود جانب‌دارانه عمل می‌کنند. این‌طور به‌نظر می‌رسد که سینما نیز با شور و حرارت ویژه‌ای که در ساختن واقعیتی عاریتی از خود نشان می‌دهد، وجود دنیایی خیالی را امکان‌پذیر می‌سازد. اگر در بحث‌هایمان درمورد رسانه‌ای خاص، متمایل به بی‌طرفی هستیم، هیچ ابزاری برای تحقیق مؤثرتر از دراختیارداشتن کلاس درسی با اعضایی همواره در تغییر و متشکل از دانشجویانی دقیق و نکته‌سنج، نیست. دانشجویانی که در مقابل تجربیات شخصی و جانب‌دارانه‌شان از سینما، می‌توانیم تجربیات و واکنش‌های خود را پالایش دهیم.
این کتاب در طی بیش از ده سال نوشته شده است. درعین‌حال من سعی کرده‌ام همواره نسبت به آثار مکتوب عمده‌ای که درمورد کارگردانان منتخبم، چه به فرانسه و چه به انگلیسی وجود دارند مطلع باشم. منابع تحقیقاتی که در این مطالعه مورد ارجاع قرار گرفته‌اند، کمتر از بین منابع مکتوب و بیشتر، همان‌طور که قبلاً ذکر کردم، بر‌اساس پاسخ‌هایی است که توسط دانشجویانم در طول این مدت ارائه شده است. بعضی از آن‌ها مثل سوزان بادگن و جان وارد شخصاً نظراتشان را به چاپ رسانده‌اند؛ ولی نظریات شمار زیادی از دانشجویان دیگر به‌طور مستقیم و غیرمستقیم در این کتاب انعکاس یافته است.
آنچه در فیلم رزمناو پوتمکین برای ارنست لینگرن و همشهری کین برای پنه‌لوپه هیوستون دربر داشت، فیلم جاده برای من داشت. این فیلم نمایانگر لحظه‌ای از زمان بود که من در آن به هوشیارانه‌ترین شکل ممکن متوجه قابلیت بیانگری سینما شدم. این اولین فیلمی است که به قول جوان‌های امروزی ‌«مُخ من را زد.‌»

  • مرداد ۱۷ / ۱۳۹۸
  • ۰
شعر, شعر ترجمه

در بهار جاودانۀ نسیان

در بهار جاودانۀ نسیان

هانس ماگنوس انسنزبرگر

ترجمۀ اژدر انگشتری

شعر انسنزبرگر انتظارات مرسوم را برآورده نمی‌کند؛ در معنای محافظه‌کارانه‌اش ادیبانه نیست، رازآلود نیست، مبهم نیست؛ نمی‌شود مثل یک مکعبِ روبیک با وجوه غامضش بازیِ سرخوشانۀ پایان‌ناپذیری به راه انداخت، تغزلی نیست؛ حدیث نفسی پرسوزوگداز نیست که همدلی خواننده را برانگیزد، و به‌طور کلی محصول تکرار و تقلید سنت‌های شعری پیش از خود نیست.
او شاعری حزبی نیست که علیه حزب مقابل بجنگد و به‌ناگزیر بر بخشی از واقعیت سرپوش بگذارد، مردم‌زاده‌ای نیست که صرفاً سیاست‌مداران را بانی حِرمان همگانی بداند و نقشِ تسهیل‌گرِ «خُرده‌جانیان» را فراموش کند، بلکه هیچ‌کس و هیچ‌چیز، نه سیاست‌مداران،‌ نه مردم، نه حتی خودش، و نه به‌طور کلی هیچ عنصری که موجودیت اجتماعی (و بِالمآل نقشی در شیوع نازیسم) داشته باشد، از نقد تسامح‌ناپذیر و بی‌رحمانۀ او جان سالم به در نمی‌برد.


انسنزبرگر مثل برشت نمی‌خواست شعرهایش رمزنوشته‌هایی غامض و بی‌روزن باشند که تنها به‌دستِ نخبگانی خبره رمزگشایی شوند؛ همان نخبگان روشنفکری که در زمان دیکتاتوری نازی ــ که بنا بود به‌دست ایشان تضعیف شود ــ یا همدست آن شده بودند یا تسلیمش. او نیز مثل برشت می‌خواست شاعری مدرن باشد، بی‌آنکه در تمایل عجیب و غیر‌عادی هنر مترقی به واپس‌گراییِ سیاسی سهیم باشد.

میشائیل هامبورگر

  • اسفند ۰۶ / ۱۳۹۷
  • ۰
دل هم دلایلی دارد
تاریخ ، فلسفه ، سیاست, فلسفه

دل هم دلایلی دارد

دل هم دلایلی دارد: بر مبنای «اصالت ایمان» و «استقلال معرفت‌شناسی» دین

دل هم دلایلی دارد

بر مبنای «اصالت ایمان» و «استقلال معرفت‌شناسی» دین

بهاءالدین خرمشاهی

این کتاب از سلسلۀ «دین پژوهی» نشر ناهید است. و اثری است در روانشناسی دین که یکی از پیشگامان آن ویلیام جیمز است که نظریه و کتابی به نام «ارادۀ معطوف به ایمان» دارد. ایمان از اقناع دل پدید می‌آید. مراد از دل، آن‌گونه که در تمام زبان‌های بشری سابقه دارد، قوای درّاکه است. البته با عقل هم پیوند دارد، و امید و عشق و ایمان حاصل تأملات آن است. به تعبیر دیگر به شرح دلایل دل در ایمان آوردن می‌پردازد. عنوان این کتاب از جملۀ معروف پاسکال متفکر و دانشور بزرگ قرن هفدهم فرانسه، که در کتاب «اندیشه‌ها»ی او آمده گرفته شده است: «دل دلایلی دارد که عقل از آنها خبر ندارد». بر محور و مدار این نگاه و نگرش مکتبی به نام «اصالت ایمان» fideism/فیدئیسم پدید آمده است که فیلسوفان و متفکران اگزیستانسیالیست (اصالت وجودی) دیندار طرفدار آن هستند، مانند اوگوستین، کی‌یرکگور، گابریل مارسل و اونامونو (متفکر والامقام اسپانیایی که شاهکارش تحت عنوان «درد جاودانگی» (سرشت سوگناک زندگی) و نیز مجموعه‌ای از داستان‌های او به نام «هابیل و چند داستان دیگر» جزو همین سلسله دین‌پژوهی از سوی همین ناشر انتشار یافته) و از فرهنگ ایرانی/اسلامی خودمان بزرگانی چون سنایی، عطّار، خیّام، مولانا، سعدی و حافظ. و در عصر جدید سهراب سپهری.

  • آبان ۰۱ / ۱۳۹۷
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

جهان بورژوازی متأخر

جهان بورژوازی متأخر

جهان بورژوازی متأخر

نادین گردیمر

ترجمۀ علی صنعوی

جهان بورژوازی متأخر، نخستین تجربۀ شخصی گُردیمِر در ارتباط با سانسور بود که به‌مدت ده سال چاپ آن به‌تعویق افتاد. رمانی که از دو جنبه کاملا مورد توجه جهانیان قرار گرفت؛ یکی نگاه فمینیستی حاکم بر آن و دیگری تشریح وضعیت اجتماعی سفیدپوستانی که برای آزادی سیاهان مبارزه می‌کردند. مجلۀ نیویورکر این اثر را به‌عنوان سیاسی‌ترین نوشتۀ گردیمر توصیف کرد که فقط و فقط با رمان بنال وطن اثر آلن پیتون قابل مقایسه است. مجلۀ نقد ادبی کرکوس نیز این رمان را حاوی نظراتی بسیار ظریف و دقیق دانست که هیچ مفهومی در لابلای صفحاتش از دست نمی‌رود.

گردیمر را شاید باید یکی از آخرین بازماندگان نسلی دانست که به‌قولی همۀ بلایا و مشقت‌های برساخته از حماقت‌ها و جنون تاریخی بشری را یکجا در طول عمر خود به چشم د یدند و تجربه کردند. نسلی برآمده از دل خاکسترهای خونین برجای‌مانده از جنگ جهانی اول، نسلی رشدیافته در فضای جهانی ازهم‌گسیخته، غرق در فقر، بحران و نفرت مللی زخم‌خورده از یکدیگر، نسلی بالیده در معنای مرگ و تباهی انسان در میان شعله‌های جنگ جهانی دوم، نسل اندوه تجربه‌های سیاستمداران ناکارآمد برای بازسازی معنای عدالت در جهان دوقطبی‌شدۀ پس از جنگ و نسل مبارزه و فریاد برای دستیابی به حد اعتدال انسانیت برای آن بخش از جمعیت جهان که تنها گناهشان تیرگی پوستشان بود.

 


معرفی کتاب “جهان بورژوازی متأخر” در خبرگزاری کتاب ایران “ایبنا”:

روایت داستانی مبارزه «سفیدپوستان» برای رهایی «سیاه‌پوستان»

رمانی از نویسنده‌ای که متن سخنرانی ماندلا را نوشت

رمان «جهان بورژوازی متاخر» نوشته نادین گردیمر نویسنده برنده جایزه نوبل، با ترجمه علی صنعوی به تازگی از سوی نشر ناهید منتشر شده است. صنعوی گردیمر را نویسنده‌ای توصیف می‌کند که ظرفیت‌های انسانی را به زیبایی در این رمان به تصویر می‌کشد و بیان می‌کند که شخصیت اصلی تا جایی که توانش را داشته مبارزه کرده است.

ادامه مطلب

  • شهریور ۰۴ / ۱۳۹۷
  • ۰
ادبیات ایران, ادبیات، نقد ادبی، زبان شناسی, شعر, شعر کلاسیک فارسی

خاری سرگشته در بیابان

خاری سرگشته در بیابان

خاری سرگشته در بیابان

دیوان باباطاهر

تصحیح و مقدمه: عمران صلاحی

صلاحی به شیوه‌ای خاص و کاملاً تازه به معرفی باباطاهر و بازنگری در دوبیتی‌های به‌جامانده از او پرداخته است. می‌توان گفت که مطلب صلاحی آمیزه‌ای است از طنز و تحقیق.

شعر رسمی در مجلس ادبیات فارسی، نماینده‌های زیادی دارد، اما شعر محلی فقط یک نماینده دارد و آن هم باباطاهر عریان است … هم کهنه‌پردازی چون وحید دستگردی به باباطاهر توجه دارد و هم نوپردازی چون احمد شاملو.

عمراان صلاحی

پایه و اساس ترانه‌ها روی عشق و دلباختگی نهاده شده و احساسات و تخیلات سادۀ روستاییان ایرانی به‌طور خیلی صریح و بی‌باکانه در آنها اظهار شده و این اندیشه‌های دل است که به‌صورت ترانه سروده شده و احساسات جان و روان است که به شکل این نغمات آشکار گشته است.

نقل قولِ دونالد ویلبر


معرفی کتاب “خاری سرگشته در بیابان” در خبرگزاری کتاب ایران “ایبنا”:

«خاری سرگشته در بیابان» عمران صلاحی برای اولین بار منتشر شد

انتشارات ناهید کتاب چاپ نشده مرحوم عمران صلاحی با عنوان «خاری سرگشته در بیابان» که تصحیح و مقدمه صلاحی بر دیوان باباطاهر است را برای اولین‌بار منتشر کرد.

ادامه مطلب
  • مرداد ۱۷ / ۱۳۹۷
  • ۰
اشباح چینی سانفرانسیسکو
تاریخ ، فلسفه ، سیاست, رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه, زندگی نامه، خاطرات

اشباح چینی سانفرانسیسکو

اشباح چینی سانفرانسیسکو

مکسین هونگ کینگستون

ترجمۀ صابر مقدمی

مکسین هونگ کینگستون نویسنده آمریکایی چینی‌تبار در شاهکارش اشباح چینی در سانفرانسیسکو فرم کاملاً جدیدی را ابداع کرده است. معجون باشکوهی از اتوبیوگرای و اسطوره‌شناسی، دنیای بیرون و دنیای درون، خشم و کینه‌توزی و خویشتنداری و مدارا آفریده است. این کتاب که اولین بار در ۱۹۷۶ به چاپ رسیده اکنون یکی از آثار کلاسیک ادبیات معاصر دنیا محسوب می‌شود. به‌خاطر نمایش نوآورانه و بدیع هویت فرهنگی طبقات مختلف اجتماعی نظیر مهاجرین، زنان، چینی‌ها و آمریکایی‌ها. شاید به همین دلیل باشد که دو تن از رؤسای جمهور آمریکا یعنی بیل کلینتون و باراک اوباما از ستایشگران پروپاقرص این کتاب محسوب می‌شوند. باراک اوباما درباره این کتاب می‌گوید که این کتاب باعث شده به آلام و دردهای فرهنگ‌های مختلف آمریکا پی‌ببرد…

کینگستون به‌عنوان یک زن در دو دنیای کاملاً متفاوت و متضادی سیر می‌کند: در کالیفرنیا که والدینش قبل از تولدش به آنجا مهاجرت کرده‌اند و در چین که همیشه عنصر جدایی ناپذیر قصه‌های مادرش بوده. زنان جنگجوی خشن و حیله‌گر قصه‌های مادرش به طرز غیرمتعارفی با واقعیت ظلم و ستم نسبت به قشر زنان چینی به ستیز و مبارزه برخاسته‌اند. هویت واقعی کینگستون در لابه‌لای شکاف‌های این داستان‌ها به‌وضوح قابل مشاهده است و او این شکاف‌ها را با داستان‌های خودش پر می‌کند. کینگستون این جنگجوی کلمات، افسانه‌ها و خاطرات گوناگون را در قالب یک کل منسجم و یکپارچه درمی‌آورد. بدین‌ترتیب او موفق می‌شود درک تازه‌ای از گذشته خانواده و حال حاضر خویش بدست آورد.

***

ژانر یا سبک خاص اشباح چینی سانفرانسیسکو به‌خاطر تلفیق افسانه‌های سنتی چینی با اتوبیوگرافی‌نویسی مورد توجه منتقدین قرار گرفته است. کینگستون با این تلفیق می‌کوشد مخاطب خود را با ز مینه‌های فرهنگی، خانوادگی و شخصی خویش آشنا سازد تا به‌واسطه این آشنایی مخاطب از موقعیت او به‌عنوان یک زن چینی تبار آمریکایی مطلع شود.
فریدمن منتقد معروف این اتوبیوگرافی را از زاویه موضوع زن و اقلیت‌های نژادی مورد بررسی قرار داده و تلفیق پیچیده ژانر و زاویه دید کینگستون را چنین شرح می‌دهد: زنان و اقلیت‌های قومی – فرهنگی غالباً از این امتیاز که خود را متعلق به جنس یا گروه نژادی خاصی ببینند، محرومند. کینگستون این کتاب را با استفاده از سبک داستان‌گویی چینی و جایگاهش به‌عنوان یک زن آمریکایی چینی‌تبار ترسیم نموده.

برگه‌ها :1234567...12