:::: منو ::::

انتشارات ناهید

معرفی کتاب های منتشر شده

  • تازه‌ها

    تازه‌ها

  • به کانال تلگرام انتشارات ناهید بپیوندید

    به کانال تلگرام انتشارات ناهید بپیوندید

  • تازه‌های انتشارات ناهید

    تازه‌های انتشارات ناهید

وبلاگ

  • دی ۱۰ / ۱۳۹۸
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

از غم بال درآوردن

از غم بال درآوردن

از غم بال درآوردن

پتر هانتکه

ترجمه‌ی پویا رفویی


حقیقتش اینکه، ادبیات در نظرش صرفاً داستان‌هایی از گذشته بود، نه هرگز رؤیاهایی از آینده؛ در آن‌ها همه‌ی چیزهایی را پیدا می‌کرد که از دست داده بود و دیگر هیچ‌وقت جبران مافات نمی‌شد. در اوایل زندگی‌اش، از هر تصوری از آینده دست کشیده بود. ازاین‌رو دومین بهارش صرفاً در حکم تجلی رجعت تجربه‌ی ماقبل بود.
ادبیات یادش نداد تا به فکر خودش بیفتد، بلکه حالی‌اش کرد که خیلی دیر شده، از کجا که می‌شد برای خودش کسی باشد.

ـ از متن کتاب
  • دی ۱۰ / ۱۳۹۸
  • ۰
ادبیات ایران, ادبیات، نقد ادبی، زبان شناسی

شاملو به روایت خرمشاهی

شاملو به روایت خرمشاهی

شاملو به روایت خرمشاهی

به کوشش عارف خرمشاهی


این کتاب شامل ارزیابی و داوری‌های شش‌گانه دربارۀ شعر و هنر و شخصیت فرهنگی و جایگاه هنری شادروان احمد شاملو شاعر بزرگ معاصر و خالی از افراط و تفریط است. در این اثر شش مقاله آمده که مشتمل بر یک مصاحبۀ بلند و پنج مقاله است. مصاحبه را شاعر و شعرپژوه کوشای معاصر آقای مهدی مظفری ساوجی با مؤلف انجام داده است. پس از مصاحبه دو مقالۀ «حافظ شاملو» و «ابراهیم در آتش» از مقالات اصلی این کتاب است. دیگر مقالات هم دربارۀ شعر و مقام شاعری شاملوست. همچنین مقاله‌ای در ارزیابی «کتاب کوچه» است. در این مقالات، مقاله‌ای به شرح دیدار مؤلف با شاملو در آخرین روزهای پربار و پربرکت اوست.
نام کتاب خالی از طنز نیست. زیرا شادروان شاملو اولین شخصیتی است که کلمۀ «به روایت» را در «حافظ شیراز» ــ تصحیحش از دیوان حافظ ــ به‌کاربرده است.

  • دی ۱۰ / ۱۳۹۸
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

وداع با کودکی‌ام

وداع با کودکی‌ام

وداع با کودکی‌ام

پانائیت ایستراتی

با مقدمۀ رومن رولان

ترجمۀ صابر مقدمی


نویسنده‌ای است مادرزاد که از روایت داستان‌های خویش لذت می‌برد. اگر شیفتۀ نوشتن داستانی شود هیچ شخصی حتی خودش قادر نیست بفهمد که این داستان یک ساعت یا هزارویک شب طول خواهد کشید … این قصه‌گوی نابغه چنان قدرتمند و شکست‌ناپذیر است که قبل خودکشی‌اش، در نامه‌ای لابلای شکوه و شکایت‌های نومیدانه‌اش، دو حکایتِ خنده‌آور از سفرهایش را برایم نوشته بود.

رومن رولان
  • دی ۱۰ / ۱۳۹۸
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

زندگانی من و روزگار سخت

زندگانی من و روزگار سخت

زندگانی من و روزگار سخت

جیمز تربر

ترجمه‌ی محمد هدایتی


تی. اس. الیوت تربر را طنزپرداز محبوبش می‌خواند و نوشته‌ها و طرح‌هایش را «سندی از عصری که بدان تعلق داشتیم». ارنست همینگوی نوشته‌های تربر را «بهترین نوشته‌هایی که در آمریکا منتشر شده» خوانده است و درباره‌ی کتاب زندگانی من و روزگار سخت می‌گوید که این اتوبیوگرافی نزد من بالاتر از کار هنری آدامز است. «حتی در همان سال‌های ابتدایی، زمانی که تربر با نام آلیس بی. توکلاس می‌نوشت، می‌دانستیم تا چه اندازه مستعد است». راسل باکر درباره‌ی این کتاب در نیویورک‌تایمز نوشت که «این احتمالاً کوتاه‌ترین و زیباترین اتوبیوگرافی‌ای است که تاکنون نوشته شده است».

  • دی ۱۰ / ۱۳۹۸
  • ۰
داستان های کوتاه ترجمه, رمان ، داستان کوتاه

آشیانۀ گنجشک در سایه‌بان

داستان مدرن کوبا

آشیانۀ گنجشک در سایه‌بان

آشیانۀ گنجشک در سایه‌بان

(داستان مدرن کوبا)

کَلوِرت کِیسی، اُنِیلو خورخه کاردوسو، ویرجیلیو پینیِرا، اومبرتو آرِنال، آنتوان آروفات، آنا ماریا سیمو، روجِلیو لوپیس، گوئرمو کابرِرا آنفانته، لوییس آگوئرو، رِینالدو گونزالِز، آنا ماریا سیمو

گزینش: جِی. اِم. کوهِن

ترجمۀ یوسف نوری‌زاده


«رنگ کفش‌های مرد گلفروش، خاموشی یک چراغ در پشت پنجره‌ای در پشت پنجره‌ای در دودست‌ها، جزئیات کوچک، قطرات باران روی علف، بوی نمناکیِ خاک همه و همه توجه او را به خود جلب می‌کردند. به نظر می‌رسید از سرعت همه‌چیز در پیرامون او اندکی کاسته شده. چشمان براقش انتظار می‌کشید؛ آکنده از محبت و اشتیاق بود،؛ اما اینها همه فقط یک آن بود، نه بیشتر، و دوباره درخشندگی از همه‌چیز رخت بربست و همه‌چیز عادی شد.»

ـ از متن کتاب

«من همیشه خاطرات خودم رو دارم. به من می‌گه همۀ این چیزها رو فراموش کنم، اینکه اینها فقط اوقاتم رو تلخ می‌کنن، اما من نمی‌خوام که خاطراتم ازم گرفته بشه. بعضی وقت‌ها که چشم‌هام رو می‌بندم، مثل یه روز روشن همه‌شون رو می‌بینم. بعضی وقت‌ها صدای آقای چارلز رو درست مثل وقت‌هایی که کنارم ایستاده بود می‌شنوم.»


ـ از متن کتاب

«تنها بودم. نفس عمیقی کشیدم. آرام آرام در را هُل دادم. گیاه تنومند در تاریکی داشت می‌تپید. به آغوش او پناه بردم. پر از سیاهرگ و گره‌های ریز بود. نفسش گرم بود. زنده بود. برای آنکه بهتر احساسش کنم، باید کفش‌هایم را درمی‌آوردم. اولین تماسِ یکی از ساقه‌های او با تنم یک تماس نرم و ملایم بود. خودم را وا دادم تا به مرکز رشد و نمو او کشانده شوم. ریشه‌هایش دور قوزک پاهایم پیچیدند؛ کم‌کم برگ‌هایش روی دست‌هایم را پوشاند. حالا همه‌جای گیاه داشت به‌آرامی رشد می‌کرد تا دور گردنم را بپوشاند و به گوش‌ها و چشم‌هایم وارد شود. من و او هم‌نَفَس شده بودیم.»

ـ از متن کتاب
  • مهر ۰۲ / ۱۳۹۸
  • ۱
ادبیات جهان, ادبیات، نقد ادبی، زبان شناسی

سه گام بر نردبان نوشتار

سه گام بر نردبان نوشتار

سه گام بر نردبان نوشتار

الن سیکسو

ترجمۀ ماهان تیرماهی


نوشتن همین کار پیچیده است، «این آموختن به مردن»، به عبارتی نکشتن، دانستن اینکه مرگی در کار است، نه انکار آن و نه گواهی بر آن … جرم ما نیست آنچه بدان می‌اندیشیم، این جرم با جرم و جرایم درج‌شده در جراید فرق دارد، این جرم همواره کمی بیشتر یا کمی کمتر رخ داده است.

ـ از متن کتاب

تنها کتابی که ارزش نوشتن دارد، کتابی است که جسارت یا قدرت نوشتنش را نداریم. کتابی که رنجمان می‌دهد (مایی که می‌نویسیم)، کتابی که ما را به لرزه می‌افکند، شرمسارمان می‌کند و خونمان را می‌ریزد. این نبردی‌ست علیه خودمان، علیه مؤلف؛ از ما دو یا یکی بایست شکست بخورد، یا بمیرد.

ـ از متن کتاب

فارماکان هم می‌میراند هم زنده می‌دارد. نجات همان‌جاست که خطر آن‌جاست. فقط با نوشتار است که از اقتدارِ همه‌جاگیر متنْ آزاد توان شد. نوشتن نبردی است علیه خودمان. متنْ متن یگانه‌ی جهان است ـ گورستان سوژه‌ها.
نوشتن خیانتِ من است به خودم. تنها این خیانت است که از عهده‌ی اقتدار برمی‌آید.

ـ مترجم
  • مهر ۰۲ / ۱۳۹۸
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

آمریکازده‌ها

آمریکازده‌ها

آمریکازده‌ها

رضوانی

ترجمۀ رضا سیدحسینی


دربارۀ مقام رضوانی در ادبیات فرانسه کافیست آنچه چند سال پیش «فرناندو آرابال» به خود من گفت نقل کنم. «آرابال» می‌گفت: «تئاتر فرانسه ارزش امروزی خود را مدیون نمایشنامه‌نویسانی است که همه خارجی هستند: یونسکو اهل رومانی است، بکت ایرلندی است، من اسپانیایی هستم و رضوانی ایرانی است.»

ـ از مقدمۀ مترجم

قبل از هر چیز باید بگویم که ما کاملاً «آمریکانویاک» هستیم. این بیماری ما چیزی است مثل خارش. «آمریکایی = خرت، خرت، خرت»

ـ از متن کتاب

  • مهر ۰۲ / ۱۳۹۸
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

سومین دروغ

سومین دروغ

سومین دروغ

آگوتا کریستف

ترجمۀ قاسم صنعوی


سومین دروغ، سرگذشت اندوهبار دو برادر است که در فکر یکی می‌گذرد: «من را کلوس می‌نامند، ولی آیا نامم همین است؟ من از کودکی یاد گرفته‌ام که دروغ بگویم. در دوران بازآموزی به من دروغ می‌گفتند و من هم دروغ می‌گفتم. پس از گذر از مرز کشورم هم دروغ گفتم و در کتاب‌هایم نیز دروغ گفتم. می‌خواهم برادری را بیابم که شاید وجود نداشته باشد. آیا برای آخرین‌بار دروغ خواهم گفت؟» – و برادر دیگر: «نام من کلوس است. ولی هیچ‌کس من را به این نام نمی‌شناسد. از پنجاه سال پیش که برادر دوقلویم ناپدید شده، زندگی‌ام دیگر خیلی معنی ندارد. دیرزمانی چشم به راه بازگشتش مانده‌ام. اما اگر امروز برگردد ناگزیر خواهم بود به او دروغ بگویم.»
پس از هراس‌های جنگ و سال‌های رژیم سربی، آیا سرانجام زمان گشودن چشم‌ها به روی حقیقت رسیده است؟ ولی در این صورت، حقیقت چیزی جز دروغی دیگر نخواهد بود، زیرا «کتاب هرقدر هم که اندوهبار باشد، به اندازه زندگی غبار نیست …
خانم آگوتا کریستوف، نویسنده مجارستانی‌الاصل، در این رمان کوتاه که در کشورهای گوناگون با استقبال گرم رو‌به‌رو شده، به این پرسش، پاسخ می‌دهد.

  • مهر ۰۲ / ۱۳۹۸
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

مدرک

مدرک

مدرک

آگوتا کریستف

ترجمۀ قاسم صنعوی


مدرک، بخش دیگری از زندگی دو برادر توأمی است که دیری با هم زیسته‌اند و اکنون یکی از مرز گذشته است و دیگری در پشتِ «پرده آهنین» مانده. لوکاس، برادر مانده در شهر کوچک، به سبب جدایی از برادر رنج بسیار عمیق می‌برد، ولی با پذیرفتن نقش پدر در قبال کودکی علیل که زیر بال‌و‌پر خود گرفته، این خلأ شدید را جبران می‌کند. با برقرار‌کردن چند پیوند دوستی پرمعنا با ساکنان محل، به ایجاد رابطه اجتماعی مثبت‌تری کمک می‌کند، هرچند به گفته ناقدی، «مدرک» یک «سفر به دوزخ» واقعی است.

  • مهر ۰۲ / ۱۳۹۸
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

دفتر بزرگ

دفتر بزرگ

دفتر بزرگ

آگوتا کریستف

ترجمۀ قاسم صنعوی


در شهر بزرگ، جنگ غوغا می‌کند. زنی به منظور در امان داشتنِ دو پسر دوقلویش، آنان را به شهری کوچک می‌برد و به مادربزرگ خسیس، شرور و کثیفشان می‌سپارد. دو کودک که به‌خود وانهاده شده‌اند، یاد می‌گیرند که بر سرما، گرسنگی و شقاوت‌های روزمره غلبه کنند. دو کودک غول‌آسا و درعین‌حال جذاب، که نزد خود آموزش می‌بینند و می‌خواهند واقع‌بین باشند، هرگونه اخلاق و حتی ارزش را طرد می‌کنند و ناخواسته برای خود اخلاق و ارزش‌های تازه‌ای می‌آفرینند. کتاب «دفتر بزرگ» زمانی شهرت بیشتری یافت که در یکی روزهای سال ۲۰۰۰ مأموران پلیس کلاس سوم دبیرستانی در شهر آبویل فرانسه را تعطیل کردند تا دبیر کلاس را به کلانتری ببرند. علت شکایت شماری از اولیای شاگردان بود که اعلام می‌کردند دبیر مذکور به شاگردانش توصیه می‌کرده که دفتر بزرگ را بخوانند، و این امر زمانی روی می‌داد که این اثر در بسیاری از دبیرستان‌ها چون یکی از آثار کلاسیک معاصر معرفی می‌شد. با پشتیبانی بسیاری از روشنفکران و آموزگاران فرانسه از دبیر مذکور و نیز مداخله وزیر آموزش ملی، ماجرا پایان یافت. فیلمی که در سال ۲۰۱۳ از روی این اثر تهیه شد، جزو نه فیلم برگزیده زبان‌های خارجی در اسکار ۲۰۱۴ عرضه شد.

  • مرداد ۱۷ / ۱۳۹۸
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

مرده‌های بی‌قرار

مرده‌های بی‌قرار

مرده‌های بی‌قرار

فرمانده مارکوس

پاکو ایگناسیو تایبو پسر

ترجمۀ افسانه قربان‌زاده


هرچیزی که بیشتر از شش ماه طول بکشد یا حاملگی است، یا به زحمتش نمی‌ارزد.

از متن کتاب

مارکوس، فرمانده مرموز زاپاتیستا، و پاکو ایگناسیو تایبو، نویسندۀ داستان‌های جنایی، یک فصل در میان داستان قتل مرموز پرغوغایی را با خطوط داستانی جالب خلق می‌کنند. فصل‌هایی را که فرمانده مارکوس معروف نوشته از کوه‌های چیاپاس مکزیک سرچشمه گرفته، در میان ترکیب مبهمی از صداهای گوناگون؛ ما با الیاس آشنا می‌شویم، کارآگاه زاپاتیست که به‌دنبال پیداکردن افراد گمشده است. ستارۀ فصل‌هایی که تایبو نوشته، کارآگاه هکتور بلاسکو آرن شین است که با سیگار کشیدن‌ها و کوکاکولا خوردن‌هایش حضور سریالی دارد، کارآگاهی که متخصص پرونده‌هایی بسیار عجیب است.


هدیهٔ این کتاب پرشور و پرنیش تشخیص به‌هنگام رنج و پریشانی ماست. خصوصاً در شرایط کنونی جهان. صدای مارکوس صدایی است که بشر نباید از دست بدهد.

ایندیپندنت

مارکوس یکی از بهترین نویسندگان امریکای لاتین در دهه‌های اخیر است … که به لحاظ قدرت کلام هم‌تراز با گابریل گارسیا مارکز و ادواردو گالیانو است.

اکونومیست

دنیا می‌تواند مثل یک خانه بزرگ باشد، یا مثل یک زندان کوچک؛ که دنیا پر از در و پنجره است؛ که دنیا معمایی پر از اتاق است، بعضی‌ها روشن‌اند و بعضی‌ها تاریک؛ دنیا پر از واقعیت‌های متمایز (و گاهی اوقات هم متناقض) است؛ که در این دنیا، هر واقعیتی اما دو در دارد، یکی رو به بد معلوم و دیگری رو به خوب نامعلوم؛ گاهی اوقات می‌توانی اتاقی را که می‌خواهی در آن زندگی کنی انتخاب کنی، و در مواقع دیگر نمی‌توانی، و شرارت و زندگی همه‌جا تو را دنبال می‌کنند، که اگر بخواهی انتخاب کنی، باید دو بار انتخاب کنی؛ اگر بتوانی انتخاب کنی، اول، باید انتخاب کنی که کجا باشی، و دوم، باید راهت به آنجا را انتخاب کنی؛ و کار بزرگ‌ترها این است که به بچه‌ها هرقدر که ممکن است پنجره نشان دهند تا آنها بتوانند به هر تعداد اتاق که ممکن است نگاه کنند؛ کار بزرگ‌ترها این است که هزینه یک مبارزه دائمی را بپردازند تا شاید بچه‌ها همیشه در دنیا، آزادی انتخاب اتاقی را که می‌خواهند در آن باشند داشته باشند، و همین‌طور آزادی و مسئولیت انتخاب دری را که می‌خواهند از آن وارد اتاق شوند؛ بنابراین، هرکس می‌تواند هر که می‌خواهد و هرجا که می‌خواهد باشد، اما باید بین خوب و بد انتخاب کند.
شرارت درحال جنگ است تا مردم را از حق انتخاب اتاق و دری که می‌خواهند، محروم کند؛ که مردان و زنانی که با بدی می‌جنگند برای بچه‌ها می‌جنگند، فارغ از اینکه رنگ پوست‌شان چیست، اسم‌شان چیست، چند سال‌شان است، ملیت و نژادشان چیست، یا زبان‌شان کدام است؛ که اگر ما برای تغییر دنیایی که داریم نجنگیم، دنیای جدید بی‌معنی است؛ آنجا که شرارت سرنوشتی آشکار است، بدی خود را به‌شکل بهانه‌ای به بچه‌ها نشان می‌دهد؛ آنها که با شرارت می‌جنگند، می‌خواهند دوران کودکی، واقعاً، دورانی شگفت‌انگیز باشد.

  • مرداد ۱۷ / ۱۳۹۸
  • ۰
درباره‌ی سینما و تئاتر, سینما، تئاتر, هنر, هنر،موسیقی،معماری و عکاسی

شش کارگردان اروپایی

شش کارگردان اروپایی

شش کارگردان اروپایی

پیتر هارکورت

ترجمۀ پریسا فتوحی

سرگئی آیزنشتاین | ژان رنوار | لوئیس بونوئل | اینکمار برگمان | فدریکو فلینی | ژان لوک گدار

آنچه بیش از هر چیز از سینما انتظار داریم ولی به‌ندرت آن را در اختیار ما قرار می‌دهد این است: سرنخ‌هایی از واقعیت محض رخدادهایی که با آن‌ها درگیر است.

رابرت ورشو

درمورد سینما خطرِ داشتن دانش زیاد (و یا دانشی که بدون تفکر اندوخته شده باشد) این است که می‌تواند توجه ویژۀ ما را بیش‌ازاندازه روی جنبه‌های مفهومی فیلم متمرکز کند، که در این صورت ممکن است تجربۀ ما را به سمت عقلانی‌شدن سوق دهد و درنهایت منجر به آسیب‌رسیدن به ماهیت پاسخ ما شود، … هرچه کمتر درمورد فرهنگی که فیلم موردنظر از آن بیرون می‌آید بدانیم، بیشتر امکان این را داریم که بدون اینکه جزییات آشنا ولی سطحی حواس ما را به سمت خود جلب کنند، بتوانیم واکنشمان را به‌طور غریزی نسبت به ساختار درونی اثر بروز دهیم.


تمام هنرها در قضاوت خود جانب‌دارانه عمل می‌کنند. این‌طور به‌نظر می‌رسد که سینما نیز با شور و حرارت ویژه‌ای که در ساختن واقعیتی عاریتی از خود نشان می‌دهد، وجود دنیایی خیالی را امکان‌پذیر می‌سازد. اگر در بحث‌هایمان درمورد رسانه‌ای خاص، متمایل به بی‌طرفی هستیم، هیچ ابزاری برای تحقیق مؤثرتر از دراختیارداشتن کلاس درسی با اعضایی همواره در تغییر و متشکل از دانشجویانی دقیق و نکته‌سنج، نیست. دانشجویانی که در مقابل تجربیات شخصی و جانب‌دارانه‌شان از سینما، می‌توانیم تجربیات و واکنش‌های خود را پالایش دهیم.
این کتاب در طی بیش از ده سال نوشته شده است. درعین‌حال من سعی کرده‌ام همواره نسبت به آثار مکتوب عمده‌ای که درمورد کارگردانان منتخبم، چه به فرانسه و چه به انگلیسی وجود دارند مطلع باشم. منابع تحقیقاتی که در این مطالعه مورد ارجاع قرار گرفته‌اند، کمتر از بین منابع مکتوب و بیشتر، همان‌طور که قبلاً ذکر کردم، بر‌اساس پاسخ‌هایی است که توسط دانشجویانم در طول این مدت ارائه شده است. بعضی از آن‌ها مثل سوزان بادگن و جان وارد شخصاً نظراتشان را به چاپ رسانده‌اند؛ ولی نظریات شمار زیادی از دانشجویان دیگر به‌طور مستقیم و غیرمستقیم در این کتاب انعکاس یافته است.
آنچه در فیلم رزمناو پوتمکین برای ارنست لینگرن و همشهری کین برای پنه‌لوپه هیوستون دربر داشت، فیلم جاده برای من داشت. این فیلم نمایانگر لحظه‌ای از زمان بود که من در آن به هوشیارانه‌ترین شکل ممکن متوجه قابلیت بیانگری سینما شدم. این اولین فیلمی است که به قول جوان‌های امروزی ‌«مُخ من را زد.‌»

برگه‌ها :1234567...12