:::: منو ::::

انتشارات ناهید

معرفی کتاب های منتشر شده

  • تازه‌ها

    تازه‌ها

  • تازه‌های انتشارات ناهید

    تازه‌های انتشارات ناهید

  • به کانال تلگرام انتشارات ناهید بپیوندید

    به کانال تلگرام انتشارات ناهید بپیوندید

وبلاگ

  • مرداد ۱۷ / ۱۳۹۷
  • ۰
اشباح چینی سانفرانسیسکو
تاریخ ، فلسفه ، سیاست, رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه, زندگی نامه، خاطرات

اشباح چینی سانفرانسیسکو

اشباح چینی سانفرانسیسکو

مکسین هونگ کینگستون

ترجمۀ صابر مقدمی

مکسین هونگ کینگستون نویسنده آمریکایی چینی‌تبار در شاهکارش اشباح چینی در سانفرانسیسکو فرم کاملاً جدیدی را ابداع کرده است. معجون باشکوهی از اتوبیوگرای و اسطوره‌شناسی، دنیای بیرون و دنیای درون، خشم و کینه‌توزی و خویشتنداری و مدارا آفریده است. این کتاب که اولین بار در ۱۹۷۶ به چاپ رسیده اکنون یکی از آثار کلاسیک ادبیات معاصر دنیا محسوب می‌شود. به‌خاطر نمایش نوآورانه و بدیع هویت فرهنگی طبقات مختلف اجتماعی نظیر مهاجرین، زنان، چینی‌ها و آمریکایی‌ها. شاید به همین دلیل باشد که دو تن از رؤسای جمهور آمریکا یعنی بیل کلینتون و باراک اوباما از ستایشگران پروپاقرص این کتاب محسوب می‌شوند. باراک اوباما درباره این کتاب می‌گوید که این کتاب باعث شده به آلام و دردهای فرهنگ‌های مختلف آمریکا پی‌ببرد…

کینگستون به‌عنوان یک زن در دو دنیای کاملاً متفاوت و متضادی سیر می‌کند: در کالیفرنیا که والدینش قبل از تولدش به آنجا مهاجرت کرده‌اند و در چین که همیشه عنصر جدایی ناپذیر قصه‌های مادرش بوده. زنان جنگجوی خشن و حیله‌گر قصه‌های مادرش به طرز غیرمتعارفی با واقعیت ظلم و ستم نسبت به قشر زنان چینی به ستیز و مبارزه برخاسته‌اند. هویت واقعی کینگستون در لابه‌لای شکاف‌های این داستان‌ها به‌وضوح قابل مشاهده است و او این شکاف‌ها را با داستان‌های خودش پر می‌کند. کینگستون این جنگجوی کلمات، افسانه‌ها و خاطرات گوناگون را در قالب یک کل منسجم و یکپارچه درمی‌آورد. بدین‌ترتیب او موفق می‌شود درک تازه‌ای از گذشته خانواده و حال حاضر خویش بدست آورد.

***

ژانر یا سبک خاص اشباح چینی سانفرانسیسکو به‌خاطر تلفیق افسانه‌های سنتی چینی با اتوبیوگرافی‌نویسی مورد توجه منتقدین قرار گرفته است. کینگستون با این تلفیق می‌کوشد مخاطب خود را با ز مینه‌های فرهنگی، خانوادگی و شخصی خویش آشنا سازد تا به‌واسطه این آشنایی مخاطب از موقعیت او به‌عنوان یک زن چینی تبار آمریکایی مطلع شود.
فریدمن منتقد معروف این اتوبیوگرافی را از زاویه موضوع زن و اقلیت‌های نژادی مورد بررسی قرار داده و تلفیق پیچیده ژانر و زاویه دید کینگستون را چنین شرح می‌دهد: زنان و اقلیت‌های قومی – فرهنگی غالباً از این امتیاز که خود را متعلق به جنس یا گروه نژادی خاصی ببینند، محرومند. کینگستون این کتاب را با استفاده از سبک داستان‌گویی چینی و جایگاهش به‌عنوان یک زن آمریکایی چینی‌تبار ترسیم نموده.

  • تیر ۰۶ / ۱۳۹۷
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

تکه‌های گمشده

تکه‌های گمشده

تکه‌های گمشده

هدر گودنکاف

ترجمۀ افسانه قربان‌زاده

لیدیا از پنجرۀ آشپزخانه به بیرون خیره شده بود، آفتاب روشن ماه مِی شاخه‌های پیچ‌پیچ شبنم‌زدۀ سیب‌زمینی‌های شیرینی را که مثل آبشار از قاب پنجرۀ درست آن‌طرف توری آویزان شده بودند درخشان کرده بود. ساعت نزدیک هفت و سی دقیقه بود، حالا دیگر جک پانزده‌ساله و امی یازده‌ساله سوار اتوبوس شده بودند که مسیر چهل‌دقیقه‌ای را طی کنند و به مدرسه بروند. این آخرین روز مدرسه قبل از تعطیلات تابستانی بود …

***

تکه‌های گمشده داستان شورانگیز پر فراز و فرودی است که تا آخرین صفحه‌های کتاب، شما همچنان مشغول حدس‌زدن خواهید بود.

جنیفر مک‌لوهان نویسنده زمستان مردم، کتاب پرفروش نیویورک تایمز

‌‌‌‌***

یک داستان گیرای پر ماجرا که تا الان، بهترین کتاب گودنکاف است.

ماری کوبیاک، نویسنده دختر خوب، کتاب پرفروش نیویورک تایمز

  • اردیبهشت ۲۹ / ۱۳۹۷
  • ۰
درباره‌ی سینما و تئاتر, سینما، تئاتر, فیلمنامه

نجات گربه

نجات گربه (آموزش فیلمنامه‌نویسی)

نجات گربه
(آموزش فیلمنامه‌نویسی)

بلیک اسنایدر

ترجمۀ بهزاد افشار

نجات گربه را می‌توان از نمونه‌های مشهور، مؤثر و بحث‌انگیز کتاب‌های راهنمای فیلمنامه‌نویسی دانست. دلیل شهرت آن تا حد زیادی به جذابیت و سادگی آن در انتقال مفاهیم پیچیدۀ فیلمنامه‌نویسی و تیزبینی زیرکانۀ اسنایدر در مواجهه با عناصر داستان برمی‌گردد. با آنکه او خود هرگز فیلمنامۀ چندان مشهوری ننوشته است، قابلیت درخور او در فراگیری، شناخت، دسته‌بندی و الگویابی فیلمنامه‌ها به‌همراه شیوۀ نگارشی شبیه به طرز صحبت معلمان آزموده، نجات گربه را به موفق‌ترین اثر او، و یکی از آثار شاخص در این زمینه تبدیل کرده است. زبان او در عین دلنشینی، مطالبی عمیق و پیچیده را به‌مناسبت موضوع مدنظر پروبال می‌دهد. چه‌بسا وسواس او در پافشاری بر پاره‌ای موارد محل مناقشه باشد، اما این امر برای فیلمنامه‌نویسی مستقل در هالیوود قابل درک و حتی نیاز کارِ فیلمنامه‌نویسان گمنام به شمار می‌آید. درنهایت یکی دیگر از جذابیت‌های این کتاب بیان مفاهیمی است که صرفاً برای فیلمنامه‌نویسان و داستان‌پردازان نیست، بلکه می‌تواند برای هر خوانندۀ علاقه‌مندی جذاب باشد.


مترجم کتاب «نجات گربه» در گفت‌و‌گو با “ایبنا” مطرح کرد:

فیلمنامه‌نویسان باید با گرایشات گوناگون در کار خود آشنا باشند

ادامه مطلب

  • اردیبهشت ۲۹ / ۱۳۹۷
  • ۰
شونبرگ
تاریخ ، فلسفه ، سیاست, زندگی نامه، خاطرات, موسیقی, هنر،موسیقی،معماری و عکاسی

شونبرگ

شونبرگ

شونبرگ

چارلز روزن

ترجمۀ مهرنوش غضنفری

آرنولد شونبرگ، که به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین آهنگسازان مدرن شناخته شده و به‌همراه ایگور استراوینسکی، یکی از دو شخصیت تأثیرگذار موسیقی معاصر از زمان دبوسی محسوب می‌شود، تا پایان عمر به برانگیختن عداوت بی‌نظیری علیه خود در تاریخ موسیقی ادامه داد.
پاسخ به این پرسش که چرا این اتفاق افتاد، یکی از موضوعاتی است که این کتاب، که مطالعۀ پیدایش و پیشرفت موسیقی تجربی تندروانۀ شونبرگ را دربرمی‌گیرد، به آن می‌پردازد.
چارلز روزن، با آمیختن تحلیل و بررسی تاریخی و موسیقایی، و تجربۀ خویش به‌عنوان موسیقی‌دانی حرفه‌ای، «نابودی تونالیته» و آثار تصنیف‌شدۀ عظیم در سال‌های ۱۹۰۸ – ۱۹۱۳ را در بسترِ اکسپرسیونیستی آن‌ها قرار داده و سپس نشان می‌دهد که شونبرگ چگونه پس از ناامیدی جنگ جهانی اول و کشف تکنیک دوازده نتی، در پیِ احیای فرم‌های کلاسیک از درون تونالیته بود.
موسیقی شونبرگ در میان اکسپرسیوترین آثاری قرار می‌گیرد که تا به‌حال ساخته شده است. چارلز روزن این دستاورد را به مثابه خلق دوبارۀ زبان سنتی موسیقی بررسی می‌کند.

  • بهمن ۲۹ / ۱۳۹۶
  • ۰
ادبیات جهان, ادبیات، نقد ادبی، زبان شناسی, تاریخ ، فلسفه ، سیاست, زندگی نامه، خاطرات

جورج اورول

جورج اورول

جورج اورول

ریموند ویلیامز

ترجمۀ شیرزاد غضنفری

انگلستان، انگلستان چه کسی؟ انگلستان اریک آرتور بلرِ متولدشده در امپراتوری طبقه بالادست، یا انگلستان جورج اوروِل جاده‌ای به‌سوی اسکله ویگان؟ برای اورول‌شدن، بلر به‌عمد خودش را در معرض فقر و فلاکت انگلستان صنعتی قرار دارد، با ثبت تجربه‌اش، «ادبیات» ما را «به طرز چشمگیری بسط» داد، بسطی که پرسش‌های بنیادی دربارۀ هویت مؤلف در ارتباط با خودش، جامعه‌اش و شکل‌های ادبی که به کار برده مطرح کرد.پرسش‌های جدید زمانی سر بلند می‌کنند که مسیر به‌سوی کاتالونیا و فقر سیاسی جنگ داخلی اسپانیا پیش رفت. طی این سفر، ریموند ویلیامز نشان می‌دهد که اورول بیشتر به سمت چپ سفر کرد، نه (آن‌گونه که عموماً تصور می‌شود) در جهت مخالف، مزرعه حیوانات و نوزده هشتادوچهار مایۀ آرامش را برای راست فراهم نمی‌کند، گرچه این مایه آرامش غالباً فراهم بوده است.
اورولِ ریموند ویلیامز نمونه‌ای برجسته از تغییراتی است که در مطالعات ادبی سال‌های اخیر روی داده است. تغییراتی که ویلیامز خود برای پدیدآوردن آن‌ها تلاش زیادی کرده است. او دانشیار ادبیات نمایشی در دانشگاه کمبریج، و مؤلف فرهنگ و جامعه، انقلاب بلندمدت، ارتباطات، ادبیات نمایشی روی صحنه و تراژدی مدرن است. او دو رمان مرز کشور و نسل دوم را نوشته، و مانیفست روز مه ۱۹۶۸ را ویرایش کرده است.

***

نویسنده‌ای داریم که پیوسته همه‌فن‌حریفی بود که در مسیر بهنجار رودست نداشت: افسر پلیس سلطنتی، مقیم نوانخانه، شبه نظامی انقلابی، روشنفکر از طبقه‌بریده، نویسنده طبقه متوسط انگلیسی. و نقطۀ قوت کارش این است که در توان کناره‌گیری‌اش او به طرزاستثنایی پذیرای هر تجربۀ جدیدی بود که پیش می‌آمد. انواع مختلف زندگی از جانب او با فقط آزمونی اندک ناشی از هویتی تثبیت‌شده‌تر، و سبکی که او آن را شکل داد، جریان یافت _ سادگی‌ای سنجیده، «آزادگذاشتن مفهوم در انتخاب واژه» _ نشان می‌دهد که در همان حال که همواره با جدیت سفر می‌کرد، سفرش همواره سبکبار بود. این کیفیت می‌تواند در ارتباط با تمایل‌اش به پشت‌کردن به نگرش‌ها و تجربه‌های نخستینش و نوشتن دربارۀ آن‌ها _ یا درباره دیگران در حال حاضر به وسیلۀ آن‌ها _ با تحقیر یا عصبانیت باشد، انگار که آن‌ها اشخاصی دیگر، چیزی منفک‌شده بودند. با‌این‌همه در دوره‌ای از تحرک استثنایی، این امر عناصری مثبت به همان اندازۀ عناصر منفی دارد. اورول، دقیقاً، به‌سبب استعدادش در تحرک بی‌وقفه، متوالی و جدیت در مسئولیت‌پذیری، موفق شد، همراه و دوشادوش با گروه‌های متفاوتی از آدم‌ها، رابطۀ تنگاتنگی با آن‌ها برقرار کند. چنان در آن غرق می‌شود که به طرز استثنایی نافذ است، و نوع نوشتنش آن را برای خواننده [چنان] آسان می‌سازد که باور کند [ماجرا] برای خودش نیز در حال رخ‌دادن است. غیاب پیوندها غیاب موانع نیز هست.


شیرزاد غضنفری در گفت‌وگو با ایبنا:

جورج اورول معروف است اما شخصیت او شناخته شده نیست

تاریخ انتشار : دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۲۸

شیرزاد غضنفری مترجم کتاب «جورج اورول» در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، درباره این کتاب گفت: به نظر من اورول در جهان شخص معروفی است اما شخصیت او چندان شناخته شده نیست و کسی آن چنان با دیدگاه‌ها و اندیشه‌های او آشنایی ندارد. این کتاب صرف مشخص کردن شکل‌گیری شخصیت اورول و دیدگاه‌های شخصی‌اش انگاشته شده است.

غضنفری درباره اینکه کدام بخش از زندگی اورول جذاب‌ترین فصل حیات اوست توضیح داد: نمی‌توانم بگویم جذاب‌ترین بخش کتاب کدام است. به طور قطع در زندگی هر شخصی فصل‌های کسالت‌باری هم وجود دارد و طی این زمان شخص موردنظر برای قسمت‌های بعدی زندگی خود آماده می‌شود.

این مترجم درباره مخاطبان این اثر گفت: به نظر من مخاطبان این کتاب تمام کسانی هستند که آثار اورول را خوانده‌اند. به هر حال هر خواننده پس از خواندن هر کتابی درباره خود نویسنده هم قضاوت‌هایی می‌کند و در برخی مسائل به هم‌ذات‌پنداری هم می‌رسد. با خواندن این کتاب خوانندگان می‌توانند به درک بهتری از آثار جورج اورول برسند.

کتاب «جورج اورول» به بررسی زندگی شخصی و اندیشه‌های جورج اورول می‌پردازد و در هفت بخش تنظیم شده است. فصل‌های «از بلر به اورول»، «انگلستان، انگلستان چه کسی؟»، «نویسندگی»، «مشاهدات و تخیلات»،« سیاست»، «فرافکنی‌ها» و «پیوستگی‌ها» از بخش‌های اصلی کتاب هستند و دو فصل هم در انتهای کتاب درباره کتاب‌هایی که درمورد اورول نوشته شده و همچنین مقاله‌ای درباره اورول که به قلم نویسنده این کتاب یعنی ریموند ویلیامز در کتاب «فرهنگ و جامعه» به چاپ رسیده است، وجود دارد.

ریموند ویلیامز دانشیار ادبیات نمایشی در دانشگاه کمبریج و مولف فرهنگ و جامعه،‌ انقلاب بلندمدت،‌ ارتباطات، ادبیات نمایشی روی صحنه و تراژدی مدرن است. از او تا به حال دو رمان «مرز کشور» و « نسل دوم» منتشر شده است. این کتاب به خوانندگان آثار اورول کمک می‌کند تا از طریق آشنایی با زندگی‌نامه نویسنده بتوانند بفهمند که اورول نوشته‌های خود را تحت چه شرایط تاریخی و چه روحیاتی به رشته تحریر درآورده است.

کتاب «جورج اورول» نوشته ریموند ویلیامز با ترجمه شیرزاد غضنفری از سوی انتشارات ناهید در ۱۳۸ صفحه و شمارگان ۵۵۰ نسخه به قیمت ۱۴۰۰۰ تومان به تازگی منتشر شده است.

  • بهمن ۰۱ / ۱۳۹۶
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

بیرق انگلیس

بیرق انگلیس

بیرق انگلیس

ایمره کرتیس

ترجمۀ پویا رفویی

این پندار که جهان عبارت از وجود واقعیتی عینی، مستقل از ماست، حقیقتِ فلسفی بدیهی‌فرض‌شده‌ای بود. حال آنکه من ، در صبح دل‌انگیزی در بهار ۱۹۵۵، ناگهان به این نتیجه رسیدم که فقط یک واقعیت وجود دارد و آن همانا خودم، زندگی‌ام، این عطیه‌ی سست‌بنیاد به مهلت نامحتومی بود به‌غنیمت‌رفته، تاراج‌برده‌ی نیروهای اجنبی، در محاصره، محدود، انگ‌خورده، داغ‌آجین؛ بر من بود تا از «تاریخ»، این مولَک مخوف، پس بگیرمش، چه از آنِ من و تنها از آنِ من بود و بر این نسق، من عهده‌دار آن بودم.

از خطابه‌ی نوبل ایمره کرتیس

 

از وقتی وسط خواندن رمانی جنایی، ناگهان خود را کاملاً به هویت جنایتکار احتمالی بی‌رغبت یافتم، دیگر رمان جنایی نمی‌خوانم؛ در این جهان -جهانی جنایت‌پیشه- گذشته از تحمیق‌شدن، و در عمل توهین‌دیدن، هیچ ضرورتی نمی‌دیدم تا خودم را به این دردسر بیندازم که جنایتکار چه کسی بود: همه جنایتکار بودند.

***

عاقبت، لحظه‌ی معهود زمانی فرارسید که من تف سربالای آن دفتر تحریریه شدم، و متعاقبش، تف سربالایی برای… برای همانی‌که جز خودم همه به آن جامعه می‌گفتند، مشروط بر اینکه جامعه‌ای در‌کار بود، یا به‌عبارتی اگر جامعه همینی بود که بود، در‌این‌صورت من تف سربالای همانی بودم که به‌جای جامعه جامی‌زدند، به‌جای گله‌ای که حالا مثل سگِ شلاق‌خورده‌ای می‌لایید، که حالا مثل کفتار گرسنه‌ای، یک‌بند از حرصِ قوت لایموتی هی زوزه می‌کشید، که اگر دستش به آن می‌رسید لت‌و‌پارش می‌کرد؛ دیرزمانی برای خودم تفی سربالا بودم، و کم‌‌و‌بیش برای زندگی نیز تفی سربالا شدم.

***

در پاتیلِ تاریخ کذا‌و‌کذای جهان، که ما همه در آن قُل می‌زنیم، قاشق چوبی اهریمن دوباره باز ته سوپِ آدم‌پزان را درآورده بود. من آنجا خود را به حال بی‌رمقی افسرده، در میتینگ‌هایی می‌بینم که تا دم صبح کش می‌آید، از جایی‌که سگ‌های دوزخ پارس می‌کنند، تازیانه‌ی نقد و نقد خویشتن بر پشتم می‌نشیند، و دمادم من هی فقط انتظار می‌کشم، انتظار آنکه تا کِی و کجا دری باز شود که از آن پرتم بفرمایند آنجا که برخی نِی انداختند.

  • بهمن ۰۱ / ۱۳۹۶
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

یک روز از زندگی زنی که لبخند می‌زند

بیرق انگلیس ، ایمره کرتیس ، پویا رفویی

یک روز از زندگی زنی که لبخند می‌زند

مارگارت درابل

شبنم بزرگی

مارگارت دِرابل نویسندۀ رمان‌های هفت خواهر، شاپرک فلفلی، سرِ سوزن و آثار دیگر، در سال ۲۰۰۸ به پاس نقشی که در ادبیات معاصر انگلیس داشته، بانوی امپراتوری بریتانیا لقب گرفته است.
رمان‌های او چنان نوری بر نیم قرن گذشته و به ویژه زندگی زنان تابانده‌اند که بی‌نظیر است، و با این حال داستان‌های کوتاهش، که پیش‌تر هرگز گردآوری نشده‌اند، درخشش منحصر به فرد خود را دارند. داستان‌هایش هوشمندانه، زیرکانه و جذاب‌اند، به کاوش زندگی زناشویی می‌پردازند، دوستی‌های زنانه، گردشگرانِ به سفر رفته، دل دادگی به عمارت‌ها، نمایش صلح، نوشیدنی‌ها. هرکدام‌شان بازنمایی تأثیرگذاری از احضارِ شخصییت‌ها و مکان‌ها به دست دِرابل هستند، کنجکاوی‌های گسترده و کنایه‌ها. این مجموعه بازتابِ سیرِ بی‌مانند تکامل در زندگی حرفه‌ای یک استاد داستان است.
جویس کرول اوتس، نشریۀ نیویورکر: «مورخ سخت‌گیرِ بوالهوسی‌های زندگیِ زنان در انگلستانِ سال‌های آغازین دهۀ شصت تا امروز… دِرابل یکی از ماهرترین و موفق‌ترین نویسندگان نسل خودش است… از مشخصه‌های داستان‌های کوتاه دِرابل ذکاوتی است غم‌خوارانه.»
نشریۀ وُگ: «نقطۀ عطفی است. یک روز از زندگی زنی که لبخند می‌زند، تغییر را در زندگی زنان مستند می‌کند؛ از دخترکان دانشجوی دهۀ شصت که پیِ هیجان‌اند. تا بانوان هنرمند امروز که سرمشق یک زندگی برازنده‌اند و غرق در خشمی فروخورده.»
نشریۀ نیویورک تایمز: «این داستان‌ها رنگ و بویی دارند از همان کنایه‌ها و عاشقانه‌ها، فراز و فرود و بینش اخلاقی که به رمان‌های درابل نسبت می‌دهیم.»
نشریۀ سانفرانسیسکو: «زن در ذات خودش: پیچیده، متناقض، جسور… جادویی که همراه‌مان خواهد بود.»

***

شخصیت‌های داستان درابل رنج دانایی را به جان می‌خرند. زنان داستان درابل تاوان می‌دهند. آن‌چه را که اجتماع و تاریخ محافظه‌کار، شکست‌های بزرگ یک زن می‌داند، می‌پذیرند و در ازای آن دل‌خوشی‌های کوچک زنی را به‌دست می‌آورند که می‌تواند بی‌دغدغه خودش باشد؛ با تمام کاستی‌ها و نقص‌های شخصیتی‌اش. زن داستان درابل می‌داند نه کسی بناست پشتوانۀ پیشرفت فردی او باشد و نه توجیه او برای شکست‌هایش. شخصیت‌ها در طول داستان دست‌خوش تغییر می‌شوند و در پایان داستان روی پاهای خودشان می‌ایستند. درابل آنها را از نو می‌سازد و در پایان انگار در ابتدای مسیری ناشناخته رها می‌کند تا به زندگی جدیدشان ادامه بدهند.

  • دی ۲۴ / ۱۳۹۰
  • دیدگاه‌ها برای سرگذشت زندان: روش مجازات در جامعه غرب بسته هستند
تاریخ ، فلسفه ، سیاست, تاریخ جهان

سرگذشت زندان: روش مجازات در جامعه غرب

 سرگذشت زندان

سرگذشت زندان: روش مجازات در جامعه غرب

نویسندگان: نوروال موریس – دیوید ج. روتمن

ترجمه: پرتو اشراق

تاریخ حبس مشحون از تغییرات فوق‌العاده و اساسی است. در قرن هیجدهم زندان تنها یکی از اجزای کوچک و نه ضروری دستگاه مجازات بود. از آن پس دستخوش دگرگونی‌های اداری و ظاهری بسیار شد. در دهۀ چهارم قرن نوزدهم (۱۸۳۰ به بعد) زندان‌ها بر اساس اصول و انتظام وقت اداره می‌شد، در اواخر قرن نوزده زندان‌های اختصاصی تأسیس شد، روند تکاملی در قرن بیستم نیز ادامه یافت و در یکصد سال گذشته دگرگونی وسیعی در شکل و نحوۀ اداره زندان‌ها پدید آمده است.

حال پرسش این است: چرا مورّخان چنین موضوعی را برای مطالعات خود انتخاب کرده‌اند؟

بخشی از پاسخ این پرسش در اشتیاق عمومی به تاریخ اجتماعی و تمایل مردم به شناخت تشکیلات جامعه، نه‌تنها در پیوند با برگزیدگان (رهبران سیاسی، اقتصادی و اخلاقی جامعه)، بلکه در رابطه با مردم عادی نظیر کارگران، زنان، جوانان، کودکان، و حتّا کسانی که دست سرنوشت آن‌ها را به بازداشتگاه، زندان، ندامتگاه و مراکز بازپروری کشانده، نهفته است.
مسأله دیگری که موّرخان را به تاریخ زندان علاقمند می‌کند، ارتباط نزدیکی که میان تاریخ اجتماعی و تاریخ سیاسی وجود دارد. شاید تاکنون بهتر از میشل فوکو، فیلسوف اخلاق آموز فرانسوی، ارزش‌های چنین گرایشی را به نمایش نگذاشته است. دور از دانش و طبیعت ذاتی مورّخ، فوکو از تاریخ به‌عنوان متنی که بحث قدرت و اقتدار تمدن غرب را مطرح می‌کند، نام می‌برد.

کتاب حاضر پژوهشی است که از جانب یکی از مهمّ‌ترین مراکز آکادمیک غرب تدوین گردیده و شامل فصول و مقالات متعدد است، و به تغییرات قضایی و کیفری در رابطه با زندان در جامعه غرب می‌پردازد. ۱۳ نفر از استادان رشته حقوق قضایی در دانشگاه آکسفورد مقالاتی ارایه داده‌اند کع در قالب این کتاب می‌آید.

  • آذر ۱۱ / ۱۳۹۶
  • ۰
تاریخ ، فلسفه ، سیاست, فلسفه

دلوز، ایده، زمان

دلوز، ایده، زمان

دلوز، ایده، زمان: گفت و گویی درباره‌ی ژیل دلوز
(ویرایش جدید)

عادل مشایخی، محسن آزموده

هایدگر در جایی به حکم «معلمان و پژوهشگران علوم» درباره‌ی فلسفه اشاره می‌کند: «از فلسفه چیزی درنمی‌آید»؛ «با فلسفه کاری نمی‌توانید بکنید». او می‌گوید این حکم صحتی انکارناپذیر دارد، چرا که با فلسفه کاری نمی‌توان کرد. اما این حکم بر این پیش‌داوری استوار است که فلسفه را هم باید بر بنیاد همان معیارهایی مورد ارزیابی قرار داد که برای داوری در مورد فایده‌ی دوچرخه یا حمام‌های آب معدنی به کار می‌روند. از نظر هایدگر، مسئله این نیست که با فلسفه چه کار می‌توانیم بکنیم، بلکه باید پرسید فلسفه اگر درگیرش شویم با ما چه کار می‌تواند بکند. بر همین سیاق، در مورد دلوز یا هر فیلسوف دیگری باید پرسید فلسفه‌‍اش با ما چه کار می‌تواند بکند. به‌جای تحقیق در مورد «سازگاری» چارچوبِ مفهومی او با «بافتِ» جامعه‌ی ما، باید دید این چارچوبِ مفهومی در تنش با این «بافت» چه چیزهایی را در محتوای اجتماعیِ زندگیِ ما قرائت‌پذیر و چه اموری را از نو به مسئله تبدیل می‌کند، و کذب کدام دسته از مسائل را برملا می‌سازد.

در شرایطی که اندیشه‌های چپ با استناد به «از‌هم‌پاشیدنِ اتحاد جماهیر شوروی و افتادن تشت رسوایی مارکسیسم از بام» بدنام می‌شوند و سیاست مردمی با برچسب‌هایی نظیر «پوپولیسم»، «آشوب‌گرایی»، «چپ‌زدگیِ کودکانه»، «تهدید علیه یکپارچگی ملی» و «ایران‌ستیزی» تخطئه می‌شوند، مفاهیم متفکرانی نظیر دلوز، فوکو و … در چارچوب اندیشه‌ی انتقادیِ برآمده از میراث فلسفیِ «مارکس، نیچه، فروید»، می‌تواند همچون پادزهری عمل کند که با خنثاکردنِ انگاره‌های برآمده از «تکنولوژیِ قدرتِ امنیتیِ» جهانی (global)، زمینه‌ی اندیشیدن به «امکان تفکر» را فراهم آورد و در عین حال تلاش برای تفکر را همزمان هم از پرواز در آسمانِ انتزاع و هم از درافتادن به دام نسبی‌گرایی تاریخی مصون نگاه دارد، و راه اندیشیدن به «واقعیت ایرانی» در مسیر خلقِ «حقیقت‌های جهانی» (universal) را برای نسل‌های آینده باز کند (در اینجا باید به مفهوم برگسونیِ «وقفه» و پیچش جدیدی که دلوز به آن می‌دهد اندیشید: تکوینِ «حقیقت‌های جهانی» در «وقفه»های «واقعیت محلی» ممکن می‌شود). مسلم است که توان انتقادی فلسفه به طور کلی و توانِ این یا آن فلسفه‌ی خاص را نمی‌توان با طفره‌رفتن از شرح‌ها و تحلیل‌های مفهومیِ دقیق و مفصّل احیا کرد. این «وظیفه»ای است که تحقق‌اش کار جمعیِ پیگیر و سماجت‌آمیز می‌طلبد.
***
در این «ویرایش» جدید برای پرهیز از برهم‌زدنِ تقدم و تأخر منطقیِ پرسش‌ها و پاسخ‌ها یا بیش از حد طولانی‌کردنِ پاسخ‌ها، تغییر چندانی در متن گفت‌و‌گو داده نشده است، فقط در برخی موارد برای روشن‌تر کردنِ بعضی نکات، با احتیاط چند کلمه یا یکی دو سطر به بعضی پاسخ‌ها افزوده شده است؛ برخی غلط‌های چاپیِ ویرایش نخست نیز اصلاح شده‌اند. در ویرایش نخست، در بخشِ اول نیز مانند بخش دوم، پاسخ به آخرین پرسشِ محسن آزموده با طرح یک مسئله پایان گرفت: «تکوین زمان در تفاوت و تکرار دلوز». این مسئله عنوان مقاله‌ای است که به منزله‌ی ضمیمه به این ویرایش جدید افزوده شده است.

  • مرداد ۱۰ / ۱۳۹۶
  • ۰
ضربان (دم حیات) ، کلاریسی لیسپکتور
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

ضربان (دم حیات)

ضربان (دم حیات)

ضربان (دم حیات)

کلاریسی لیسپکتور

ترجمۀ پویا رفویی

چهار دهه پس از مرگ لیسپکتور ،آثار او در آستانه ی قرنی تازه توجه مخاطبان جهانی ادبیات را برانگیخته است. در بین این آثار، ضربان جایگاه ویژه ای دارد. نویسنده در این رمان روایتی را خلق کرده است که تا زنده است به پایان نمی رسد، و در عین حال پس از مرگ او نیز همچنان ادامه می یابد. ناتمامی متن به دلیل مرگ ناگهانی یا ناگزیر نویسنده یا راوی نیست. لیسپکتور به عمد، روایت را طوری طراحی کرده است که پس از مرگ او نیز ادامه پیدا کند. طنز پیچیده و شگفت کتاب از همین امر ناشی می شود. روایت زندگی به زمانی بس طولانی تر از کل زندگی محتاج است.

متن پشت جلد کتاب:

اگر کافکا زن بود، اگر ریکله برزیلی یهودی تباری بود زادۀ اوکراین. اگر رمبو مادر بود، اگر به پنجاه سالگی رسیده بود. اگر هایدگر از آلمانی بودن دست کشیده، رمانس زمین را نوشته بود. من از چه رو به این اسم ها متوسل شده ام؟ از این رو که طرحی از همجواری فراگستری رسم کنم. حدود همین حوالی، جایی است که لیسپکتور در آنجا می نویسد.

هلن سیکسو

از ادبیات به تنگ آمده ام: تنها سکوت تسکینم می دهد. اگر به نوشتن ادامه می دهم، به این خاطر است که در این جهان کار دیگری ندارم جز انتظار مرگ. جستجوی کلمه ای در تاریکی … بر آنم در گِل و لای غلت بزنم.

کلاریسی لیسپکتور

ادامه مطلب

  • اسفند ۲۲ / ۱۳۹۵
  • ۲
همزیستی اتحاد و افتراق ( هفت مقاله در سیاست چند فرهنگی )
تاریخ ، فلسفه ، سیاست

همزیستی اتحاد و افتراق (هفت مقاله در سیاست چند فرهنگی)

همزیستی اتحاد و افتراق هفت مقاله در سیاست چند فرهنگی

همزیستی اتحاد و افتراق

هفت مقاله در سیاست چند فرهنگی

سید علیرضا بهشتی

پرسش مشترکی که مجموعه مقالات این کتاب در پی یافتن پاسخ آن است این است که در اجتماعات چندفرهنگی (از جمله ایران)، چگونه می‌توان نظام عادلانه‌ای به‌وجود آورد که در آن، جوامع چند فرهنگی گوناگون بتوانند در عین حال که هویت‌های متفاوت خود را حفظ می‌کنند، در کنار یکدیگر همزیستی مسالمت‌آمیز داشته باشند. به بیانی دقیق‌تر، فرایندهای تصمیم‌گیری سیاسی در کشورهایی که تنوع و تعدد فرهنگی در آنها بارز است چگونه باید شکل بگیرند که نه‌تنها این گوناگونی فرهنگی و تنوع الگوهای زیستی را تحمل کنند، بلکه در تصمیم‌گیری‌های کلان لحاظ کنند. بدین منظور لازم است صورت مسئله و ابعاد گوناگون آن به‌درستی فهم شود و تأثیر تفاوت‌های بنیادین در هویت‌های فرهنگی گوناگون در عرصه‌های مختلفی مانند حقوق شهروندی، مناسبات اقتصادی و حقوق بین‌الملل بررسی شود؛ وظیفه‌ای که به‌نظر می‌رسد مجموعه حاضر در جهت آن گام برداشته باشد.

  • اسفند ۱۶ / ۱۳۹۵
  • ۰
لیبرالیسم
تاریخ ، فلسفه ، سیاست

لیبرالیسم

لیبرالیسم

لیبرالیسم

نویسنده: جان گری

ترجمه: سید علیرضا بهشتی

جان گری در این کتاب تفسیری از ماهیت، منشأ و چشم‌اندازهای لیبرالیسم در دنیای متجدد ارائه می‌کند. با‌این‌که به لحاظ تاریخی پیش‌زمینه‌هایی برای لیبرالیسم وجود دارد، آن را باید نظریه سیاسی تجدد یا ایدئولوژی سیاسی طرح روشنگری دانست؛ نظریه‌ای برای نهادهای سیاسی حکومت یک جامعه فردگرا. در این کتاب تکامل و تحول لیبرالیسم، از آثار جان لاک تا جان استوارت میل، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است و نشان می‌دهد که در دنیای متجدد، در دو شکل متفاوت و متضاد لیبرالیسم کلاسیک و لیبرالیسم تجدیدنظر طلب ظهور یافته که در آثار هایک، برلین، نوزیک و رالز متبلور است. رابطه آزادی فرد با مالکیت شخصی، مفهوم لیبرالی حکومت، نقدهای محافظه‌کاران و سوسیالیست‌ها، از دیگر مباحث مطرح در این کتاب به شمار می‌روند نقد پساتجددگرایانه جان گری به لیبرالیسم در ویراست دوم کتاب، پایان‌بخش مطالب آن است که تحول داوری وی نسبت به این کتاب را نشان می‌دهد.

برگه‌ها :1234567891011