:::: منو ::::

انتشارات ناهید

معرفی کتاب های منتشر شده

ایهام در طبیعت و هنر

هنر, هنر،موسیقی،معماری و عکاسی

ایهام در طبیعت و هنر

نوشته : ر.ل.گریگوری – ا.ه.گومبریچ

ترجمه : پرتو اشراق

واژه ایهام مفاهیم چندگانه دارد . در نظرهنرمندان ، به ویژه نقاشان و شاعران ، و آهنگ سازان قوّه محرّکه برای خلاقّیت هنری است . آنچه در هنرها به عنوان دبستان اندیشه می شناسیم بر ارگان رفیع ایهام قراردارد . امپرسیونیسم از ایهام است . هنگامی که نقاشان امپرسیونیست طغیان کردند و سه پایه ب دوش از استودیوهای تاریک خارج شدند و در طبیعت نفس کشیدند شیوه خود را ازایهام گرفتند . در سحرگاه ، آن لحظات که خورشید هنوز طلوع نکرده ، و آسمان به شنگرف و بنفش می زند ؛ برگ ها را آبی کشیدند و در غروب درخت ها را به رنگ سرخ در آوردند واین لحظه ایهام را با رنگ و قلم مو جاودان کردند . امپرسیونیسم به موسیقی هم رفت واستراوینسکی پرچمدار شد. با توجّه به این که آدمیان از جانوران اصلی زمینند قطعاً چون جانوران دیگر به طرز گسترده ای در زندگی اندیشمندانه خود نیازمند ایهامند. درمیان جانوران این تمهیدات به مقصود شکار ؛ جمع آوری غذا ، و یا حفظ بقا انجام می گیرد ، این موضوع وسیعی است که علم به دنبال آن می رود . هنرمند هم گفتار واقعه و حادثه ای است مسمّا به ایهام که ارکان هنر را از عرصهء گوناگون طبیعی خشن بیرون می کشد و با تکیه بر ابعاد دگرگون و استنباط فردی و تجریدی و خلق آثار هنری می پردازد. مختصر این که اگر ایهام نباشد هنر هم نیست و علم نیز پیشرفت نخواهد کرد.

در آمد

ایهام. این معنا قدیم است . پیش از آن که مصادر علم و تجربه در بلاد غرب این واژه را به وسعت علوم و آزمایشات انتقال دهند ؛ و معانی کاربردی آن را آشکار سازند ، خلّاقان معانی و نویسندگان فارسی ، اشاراتی به آن داشته ، در تشریح و کارکردهای عملی آن در هنر ها سخن گفته اند. رجعتی تاریخی از رهگذر نهاد و جرثومه و جوهر مربوط به نیمه قرن ششم ه.ق. با گوینده و سراینده خوش سخن نظام الدین احمدبن عمر معروف به نظامی عروضی آمده است که در بخش دوم در ماهیّت شعر و صلاحیّت شاعر فرموده:

شاعری صناعتی است که شاعر بدان صناعت اتّساق مقدّمات موهمه کند و التیام قیاسات منتجه [،] بر آن وجه که معنی خرد را بزرگ گرداند ، معنی بزرگ را خرد [،] و نیکو را در خلعت زشت بازنماید و زشت را در صورت نیکو جلوه دهد [،] و به ایهام [،] قوت های غضبانی و شهوانی بر انگیزد [،] تا بدان ایهام طباع را انقباظی و انبساطی بود [،] و امور عظام ر در عالم سبب شود…

هنگامی که نظامی عروضی و دیگر گویندگان و شاعران پیش و پس از وی در این معانی تفحّص می کردند  اتسّاق مقّدمات موهمه را نیروی زاینده هنر به ویژه صناعات ادبی می پنداشتند،اروپاییان عصرتاریک را به پایان رسانده بودند، اتّحادیه شارلمانی از میان رفته بود و اقویا و گردن کشان هر یک از سویی نعره بر می آوردند ، و آن همه رنج که شارلمانی قانون گذار در راه وحدت اروپا برخود هموارساخته بود به طرفه العینی از میان رفت ، نفاق و شقاق در افتاد و کلیسا از این آب گل آلود ماهی های درشت می گرفت ، هیکل هراسناک تفتیش عقاید در افق ظاهر می شد و قرون وسطا بر آسمان تاریک هیاکل هولناک انداخته بود. این مقدّمه را به این مقصود آوردیم که بگوییم ” گرچه به واسطۀ تواتر قتل و غارت اُمم وحشیه از قبیل مغول و غُزّ بر ممالک ایران ۲ ” آثار سربلندی های فرهنگی از روی عمد و کینه و حسد نابود شد ولی آنقدر از آن به میراث نهاده شده که بتوانیم حدس بزنیم اندیشمندان ما در چه موارد گوناگونی تفرّس می کردند . بگذریم ، نقل تاریخی مقصد ما نیست . هدف ما رسیدن به مبانی علمی و هنری است که دانشمندان و هنرمندان باید از آن آگاه باشند . خاستگاه تجربه ، آزمایش و خلق آثار هنری جایگاهی رفیع است که به سادگی نمی توان به آن دست یافت . مرارت می خواهد ، تداوم و تجسس و صبر و حوصله می خواهد، فکر نازک و برنده لازم دارد و انگیزه های نوین طلب می کند. نگاه به مبانی و اصول و قوانین طبیعت هنرمندان را به طرزی مقهور می کند ، و عالمان را به طرز دیگر .این که بخواهیم در باب ایهام هنری سخن بگوییم ، ایهام علمی را نیز نباید فراموش کنیم، چه که مطالعه حیات در خلق هنری از بدیهیّات است ، و بدون آن کار فراز نیاید . و انسان به مقامی رسد که به زبان جان گوید ، « برحمرای هر چمن ، و خضرای هر دمن می گذشتم ، عالم در کلّۀ ربیعی بود و جهان در حُلّۀ طبیعی ، خاک بساتین پرنقش آذری بود و فرش زمین پُِر دیبه رومی و ششتری ، و برج های چمن پُر زهره و مشتری. …که گفته اند این صنایع و بدایع زادۀ طبایع است ، و این همه نقش های چالاک از نتایج آب و خاک ….»۲ در متون فرح انگیز فارسی از این اشارت به وفور در میان است و مقصد این که اندیشمندان و متفکران و گویندگان پارسی حتّا پیش از حکمای یونانی به این مامور واصل گردیدند و سخن ها گفتند. چون به علم امروز باز گردیم ، ما را در یافتن نمونه های ایهام هیچ سدّی عارض نگردد هر جا بنگری انبار خاطرات ذهن گشوده خواهد شد و صدها ایهام از آن صادر می گردد. کافیست روزی در جنگل های استوایی آمریکای جنوبی ، و یا شبی در دشت کویر ایران ، یا صحرای الجزایر ، کویرغربی آفریقا ، شنزار بزرگ لیبی و خارستان ها ازلی و ابدی سودان و یا استرالیا بگذرانید . برای ورود به وسعت ایهام مانعی نخواهید داشت ، این ها خود به سراغ شما می آیند ، در حیرت غرق خواهید شد، و خویشتن را ملازم طبیعت و همراه همیشگی آن می پندارید . جز این باشد توفیق ادراک مبانی فیزیولوژیک در علوم و هنرها از شما گریزان است . حتّا کوچکترین جاندار زمین هم می تواند شما را به این مرحله وارد کند . هنگامی که یک موجود کوچک از تیره تک یاختگان وارد بدن آدمی شوند ، او را از پا می اندازند ، و تب عارض می شود و سیستم ادراک ذهنی تحت تاثیر حرارت قرار می گیرد و یک باره به دنیای ایهام وارد می شود و اوهام و احلام روی می کند و معمولاً کلام هذیان از دهان صادر می گردد. این نمونه ای است که اغلب با آن رو به رو می شویم ولی به لحاظ ضعف اطّلاعات نمی توانیم به نهاد فیزیولوژیکی آن پی ببریم .واژه ایهام مفاهیم چندگانه دارد . در نظر هنرمندان به ویژه نقاشان و شاعران ، و آهنگسازان قوّه محرّکه برای خلاقیّت هنری است . آنچه در هنر ها به عنوان دبستان اندیشه می شناسیم بر ارگان رفیع ایهام قرار دارد . امپرسیونیسم از ایهام است . هنگامی که نقاشان امپرسیونیست طغیان کردند و سه پایه به دوش از استودیوهای تاریک خارج شدند و در طبیعت نفس کشیدند شیوه خود را از ایهام گرفتند. در سحرگاه ، آن لحظات که خورشید هنوز طلوع نکرده ، و آسمان به شنگرف و بنفش می زند ، برگ ها را آبی کشیدند و در غرووب درخت ها را به رنگ سرخ درآوردند و این لحظه ایهام را با رنگ و قلم مو جاودان کردند . امپرسیونیسم  به موسیقی هم رفت و اسراوینسکی پرچمدار شد. با توجّه به این که آدمیان از جانوران اصلی زمینند قطعاً چون جانوران دیگر به طرز گسترده ای در زندگی اندیشمندانه خود نیازمند ایهامند . در میان جانوران این تمهیدات به مقصود شکار ، جمع آوری غذا را ، و یا حفظ بقا انجام می گیرد ، این موضوع وسیعی است که علم به دنبال آن می رود . هنرمند هم گرفتار واقعه و حادثه ای است مسلماً  به ایهام که ارکان هنر را از عرصۀ گونگون طبیعتی خشن بیرون می کشد و با تکیه بر ابعاد دگرگون و استنباط فردی و تجریدی به خلق آثار هنر می پردازد . مختصر این که اگر ایهام نباشد هنر هم نیست و علم نیز پیشرفت نخواهد کرد. مطالعه تنوّع طبیعی – واریاسیون های نیرومندی که در جریان تکامل رخ داد ( و می دهد ) طبیعی دانان را چنان مبهوت کرد که همه چیز را جز صحنه های دیدنی و غیر قابل انتظاری که در طبیعت حادث گردید کنار گذاشتند ، جان خود را به خطر انداختند و در مواردی نیز فدای علم و شوق علمی شدند . داروین در خاطراتش نوشت : « تصوّر این که یک فهرست کامل از جانوران گسترده بر زمنین و حیات حاکم بر آن در آینده چه ابعادی پیدا می کند کافیست که ذهن یک حشره شناس را به کلّی آشفته و مختل کند . » نگاه مرسوم کلیسا در اروپا  به طبیعت و گونه های جانوری سخت و غیر قابل انعطاف بود : « تمام گونه ها مستقلاً توسّط خداوند خلق شده .» این سوال بزرگ به ذهن خیلی ها رسیده بود ولی جرات ابرازنداشتند چون کلیسا فوراً ایشان را مرتد و ضد خدا معرفی میکرد ، دادگاه تفتیش عقاید رای به قتال می داد. البته داروین از فلاسفه و عالمان دهری نبود – در کمبریج الاهیّات خوانده بود – امّا هنگام سفربه جزایر و نواحی دور دست ( با کشتی دو دکله بیگل متعلّق به نیروی دریایی بریتانیا ۴ سال در سفر بود ) از آن همه تنوّع در انواع دست پاچه و گیج می نمود . آشفتگی های ذهنی از این دست به دانشمندان علوم آزمایشگاهی و آن ها که در میدان های طبیعی مطالعه می کردند نیز سرایت کرد ، به کلّی از تمهیداتی که مثلاً پروانه بید برای حفظ بقا به کار می برد یکّه خوردند و به این نتیجه رسیدند که این موجود کوچک می تواند مهاجمان را گرفتار ایهام کند آنطور که از خوردن او صرف نظر کنند . پس از انتشار کتاب داروین (۱۸۵۹ ) موسوم به اصل انواع به لحاظ انتخاب احسن یا حفظ گونه های مقبول در تنازع بقا مبانی مجادله فراهم شد ولی ابعاد تازه ای در کشفیات بیولوژیکی ، نانوبیولوژی و قوّه محرّکه و رفتار جمعی گشوده گردید. پس از سه هزار  میلیون سال حرکت حیات در راستای تکاملی جانوران ، به ویژه انسان – و چه بهتر اگر هنرمند می بود – ایهام چون نیروی پیشروی این سفر دراز ملازم طبیعت بوده ، هرگز نقش آن کم رنگ نشده . از همان روزهایی که مادران باستانی ما کنار آتش می نشستند و فرزندان خود را در آغوش می گرفتند و به زمزمه در گوششان لالایی می ریختند و ریشه موسیقی را برای ورود به عرصه زبان مستحکم می کردند ، ایهام وارد ادراک ذهنی آدمی شد و به عنوان عامل اصلی تخیّل او را در صُور خیال در هم پیچید و با قدرت عظیم خود شکل ابتدایی حیات را پاسداری کرد و به این وجه شگفت انگیز در آورد . علم وهنر اگر درچشم ما به موازات حرکت می کنند و در افق به هم می رسند ، یک نقطه مشترک دارند : ایهام.

پرتو اشراق

دزاشیب – تابستان ۱۳۸۸ خورشیدی

یک نظر

  1. سمانه غلامی

    مذاکره برای چاپ کتاب شعر و رمان

    با سلام

    من یک مجموعه شعر و یک رمان دارم. تمایل دارم که یک نسخه از آنها را برای انتشارات شما بفرستم که در صورت تایید در این انتشارات چاپ شود.

    لطفا من را راهنمایی کنید.
    متشکرم.