:::: منو ::::

انتشارات ناهید

معرفی کتاب های منتشر شده

تبارشناسی خاکستری است (تأملاتی درباره ی روش فوکو)

تبارشناسی خاکستری است
تاریخ ، فلسفه ، سیاست, فلسفه

تبارشناسی خاکستری است (تأملاتی درباره ی روش فوکو)

تبار شناسی خاکستری است

عادل مشایخی

تبارشناسی به چه معنا خاکستری است؟ خاکستریِ تبارشناسی خاکستریِ امر مطلقی است که در هیچ بافت رنگارنگی تحلیل نمی رود. این «مطلق گرایی» در گریز از نسبی گرایی به دامان قضاوت های مطلق در نمی افتد؛ این مطلق اصلاً مطلقِ قضاوت نیست. تبارشناسی فراسوی دوگانه ی خیر و شر و قضاوت های نسبی یا مطلقی که ممکن می کند، به امر نابهنگام می چسبد، و از فراموش شدنش در تاریخِ تقویمی و قضاوت های ملازم با آن جلوگیری می کند. نیچه می گوید تبارشناسی رنگِ خاکستری را به نیلیِ [آسمانِ فرضیه پردازی] ترجیح می دهد: «خاکستری رنگِ هر آن چیزی است که بر سندی ثبت است»؛ فوکو نیز تبارشناسی را از آن رو خاکستری می داند که «روی پوست نوشته های در هم و بر هم، خراشیده و بارها از نو نوشته شده کار می کند». ولی این بدان معنا نیست که تبارشناسی اسیر «ایده ی نوشتار» یا در بند «تفسیر متون» است. این «از نو نوشته شدن» در واقع، از نو به تسخیر درآمدن است؛ توالیِ نیروهایی که یک پدیده یا یک چیز را به تسخیر در می آورند. تبارشناسی در آن چه «نوشته شده»/به تسخیر درآمده «نیرو» را جست و جو می کند. افزون بر این، در بعضی از وضعیت های حدّی، نیروها با تسخیر بدن ها، برخی «نام»ها را نیز از بطن تاریخ بر میکشند و بازگشت جاودان شان را به تپشی ناگزیر بدل می کنند: نامِ آن کس که بی قید و شرط نیرو را آری می گوید از شخص جدا و به نام شدت یا توانی تکین تبدیل می شود. بر این اساس، می توان گفت خاکستریِ تبارشناسی خاکستریِ «همه ی نام های تاریخ» نیز هست.

دیدگاهتان را بنویسید: