:::: منو ::::

انتشارات ناهید

معرفی کتاب های منتشر شده

پست طبقه بندی / رمان ، داستان کوتاه

  • مهر ۰۲ / ۱۳۹۸
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

آمریکازده‌ها

آمریکازده‌ها

آمریکازده‌ها

رضوانی

ترجمۀ رضا سیدحسینی


دربارۀ مقام رضوانی در ادبیات فرانسه کافیست آنچه چند سال پیش «فرناندو آرابال» به خود من گفت نقل کنم. «آرابال» می‌گفت: «تئاتر فرانسه ارزش امروزی خود را مدیون نمایشنامه‌نویسانی است که همه خارجی هستند: یونسکو اهل رومانی است، بکت ایرلندی است، من اسپانیایی هستم و رضوانی ایرانی است.»

ـ از مقدمۀ مترجم

قبل از هر چیز باید بگویم که ما کاملاً «آمریکانویاک» هستیم. این بیماری ما چیزی است مثل خارش. «آمریکایی = خرت، خرت، خرت»

ـ از متن کتاب

  • مهر ۰۲ / ۱۳۹۸
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

سومین دروغ

سومین دروغ

سومین دروغ

آگوتا کریستف

ترجمۀ قاسم صنعوی


سومین دروغ، سرگذشت اندوهبار دو برادر است که در فکر یکی می‌گذرد: «من را کلوس می‌نامند، ولی آیا نامم همین است؟ من از کودکی یاد گرفته‌ام که دروغ بگویم. در دوران بازآموزی به من دروغ می‌گفتند و من هم دروغ می‌گفتم. پس از گذر از مرز کشورم هم دروغ گفتم و در کتاب‌هایم نیز دروغ گفتم. می‌خواهم برادری را بیابم که شاید وجود نداشته باشد. آیا برای آخرین‌بار دروغ خواهم گفت؟» – و برادر دیگر: «نام من کلوس است. ولی هیچ‌کس من را به این نام نمی‌شناسد. از پنجاه سال پیش که برادر دوقلویم ناپدید شده، زندگی‌ام دیگر خیلی معنی ندارد. دیرزمانی چشم به راه بازگشتش مانده‌ام. اما اگر امروز برگردد ناگزیر خواهم بود به او دروغ بگویم.»
پس از هراس‌های جنگ و سال‌های رژیم سربی، آیا سرانجام زمان گشودن چشم‌ها به روی حقیقت رسیده است؟ ولی در این صورت، حقیقت چیزی جز دروغی دیگر نخواهد بود، زیرا «کتاب هرقدر هم که اندوهبار باشد، به اندازه زندگی غبار نیست …
خانم آگوتا کریستوف، نویسنده مجارستانی‌الاصل، در این رمان کوتاه که در کشورهای گوناگون با استقبال گرم رو‌به‌رو شده، به این پرسش، پاسخ می‌دهد.

  • مهر ۰۲ / ۱۳۹۸
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

مدرک

مدرک

مدرک

آگوتا کریستف

ترجمۀ قاسم صنعوی


مدرک، بخش دیگری از زندگی دو برادر توأمی است که دیری با هم زیسته‌اند و اکنون یکی از مرز گذشته است و دیگری در پشتِ «پرده آهنین» مانده. لوکاس، برادر مانده در شهر کوچک، به سبب جدایی از برادر رنج بسیار عمیق می‌برد، ولی با پذیرفتن نقش پدر در قبال کودکی علیل که زیر بال‌و‌پر خود گرفته، این خلأ شدید را جبران می‌کند. با برقرار‌کردن چند پیوند دوستی پرمعنا با ساکنان محل، به ایجاد رابطه اجتماعی مثبت‌تری کمک می‌کند، هرچند به گفته ناقدی، «مدرک» یک «سفر به دوزخ» واقعی است.

  • مهر ۰۲ / ۱۳۹۸
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

دفتر بزگ

دفتر بزرگ

دفتر بزرگ

آگوتا کریستف

ترجمۀ قاسم صنعوی


در شهر بزرگ، جنگ غوغا می‌کند. زنی به منظور در امان داشتنِ دو پسر دوقلویش، آنان را به شهری کوچک می‌برد و به مادربزرگ خسیس، شرور و کثیفشان می‌سپارد. دو کودک که به‌خود وانهاده شده‌اند، یاد می‌گیرند که بر سرما، گرسنگی و شقاوت‌های روزمره غلبه کنند. دو کودک غول‌آسا و درعین‌حال جذاب، که نزد خود آموزش می‌بینند و می‌خواهند واقع‌بین باشند، هرگونه اخلاق و حتی ارزش را طرد می‌کنند و ناخواسته برای خود اخلاق و ارزش‌های تازه‌ای می‌آفرینند. کتاب «دفتر بزرگ» زمانی شهرت بیشتری یافت که در یکی روزهای سال ۲۰۰۰ مأموران پلیس کلاس سوم دبیرستانی در شهر آبویل فرانسه را تعطیل کردند تا دبیر کلاس را به کلانتری ببرند. علت شکایت شماری از اولیای شاگردان بود که اعلام می‌کردند دبیر مذکور به شاگردانش توصیه می‌کرده که دفتر بزرگ را بخوانند، و این امر زمانی روی می‌داد که این اثر در بسیاری از دبیرستان‌ها چون یکی از آثار کلاسیک معاصر معرفی می‌شد. با پشتیبانی بسیاری از روشنفکران و آموزگاران فرانسه از دبیر مذکور و نیز مداخله وزیر آموزش ملی، ماجرا پایان یافت. فیلمی که در سال ۲۰۱۳ از روی این اثر تهیه شد، جزو نه فیلم برگزیده زبان‌های خارجی در اسکار ۲۰۱۴ عرضه شد.

  • مرداد ۱۷ / ۱۳۹۸
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

مرده‌های بی‌قرار

مرده‌های بی‌قرار

مرده‌های بی‌قرار

فرمانده مارکوس

پاکو ایگناسیو تایبو پسر

ترجمۀ افسانه قربان‌زاده


هرچیزی که بیشتر از شش ماه طول بکشد یا حاملگی است، یا به زحمتش نمی‌ارزد.

از متن کتاب

مارکوس، فرمانده مرموز زاپاتیستا، و پاکو ایگناسیو تایبو، نویسندۀ داستان‌های جنایی، یک فصل در میان داستان قتل مرموز پرغوغایی را با خطوط داستانی جالب خلق می‌کنند. فصل‌هایی را که فرمانده مارکوس معروف نوشته از کوه‌های چیاپاس مکزیک سرچشمه گرفته، در میان ترکیب مبهمی از صداهای گوناگون؛ ما با الیاس آشنا می‌شویم، کارآگاه زاپاتیست که به‌دنبال پیداکردن افراد گمشده است. ستارۀ فصل‌هایی که تایبو نوشته، کارآگاه هکتور بلاسکو آرن شین است که با سیگار کشیدن‌ها و کوکاکولا خوردن‌هایش حضور سریالی دارد، کارآگاهی که متخصص پرونده‌هایی بسیار عجیب است.


هدیهٔ این کتاب پرشور و پرنیش تشخیص به‌هنگام رنج و پریشانی ماست. خصوصاً در شرایط کنونی جهان. صدای مارکوس صدایی است که بشر نباید از دست بدهد.

ایندیپندنت

مارکوس یکی از بهترین نویسندگان امریکای لاتین در دهه‌های اخیر است … که به لحاظ قدرت کلام هم‌تراز با گابریل گارسیا مارکز و ادواردو گالیانو است.

اکونومیست

دنیا می‌تواند مثل یک خانه بزرگ باشد، یا مثل یک زندان کوچک؛ که دنیا پر از در و پنجره است؛ که دنیا معمایی پر از اتاق است، بعضی‌ها روشن‌اند و بعضی‌ها تاریک؛ دنیا پر از واقعیت‌های متمایز (و گاهی اوقات هم متناقض) است؛ که در این دنیا، هر واقعیتی اما دو در دارد، یکی رو به بد معلوم و دیگری رو به خوب نامعلوم؛ گاهی اوقات می‌توانی اتاقی را که می‌خواهی در آن زندگی کنی انتخاب کنی، و در مواقع دیگر نمی‌توانی، و شرارت و زندگی همه‌جا تو را دنبال می‌کنند، که اگر بخواهی انتخاب کنی، باید دو بار انتخاب کنی؛ اگر بتوانی انتخاب کنی، اول، باید انتخاب کنی که کجا باشی، و دوم، باید راهت به آنجا را انتخاب کنی؛ و کار بزرگ‌ترها این است که به بچه‌ها هرقدر که ممکن است پنجره نشان دهند تا آنها بتوانند به هر تعداد اتاق که ممکن است نگاه کنند؛ کار بزرگ‌ترها این است که هزینه یک مبارزه دائمی را بپردازند تا شاید بچه‌ها همیشه در دنیا، آزادی انتخاب اتاقی را که می‌خواهند در آن باشند داشته باشند، و همین‌طور آزادی و مسئولیت انتخاب دری را که می‌خواهند از آن وارد اتاق شوند؛ بنابراین، هرکس می‌تواند هر که می‌خواهد و هرجا که می‌خواهد باشد، اما باید بین خوب و بد انتخاب کند.
شرارت درحال جنگ است تا مردم را از حق انتخاب اتاق و دری که می‌خواهند، محروم کند؛ که مردان و زنانی که با بدی می‌جنگند برای بچه‌ها می‌جنگند، فارغ از اینکه رنگ پوست‌شان چیست، اسم‌شان چیست، چند سال‌شان است، ملیت و نژادشان چیست، یا زبان‌شان کدام است؛ که اگر ما برای تغییر دنیایی که داریم نجنگیم، دنیای جدید بی‌معنی است؛ آنجا که شرارت سرنوشتی آشکار است، بدی خود را به‌شکل بهانه‌ای به بچه‌ها نشان می‌دهد؛ آنها که با شرارت می‌جنگند، می‌خواهند دوران کودکی، واقعاً، دورانی شگفت‌انگیز باشد.

  • آبان ۰۱ / ۱۳۹۷
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

جهان بورژوازی متأخر

جهان بورژوازی متأخر

جهان بورژوازی متأخر

نادین گردیمر

ترجمۀ علی صنعوی

جهان بورژوازی متأخر، نخستین تجربۀ شخصی گُردیمِر در ارتباط با سانسور بود که به‌مدت ده سال چاپ آن به‌تعویق افتاد. رمانی که از دو جنبه کاملا مورد توجه جهانیان قرار گرفت؛ یکی نگاه فمینیستی حاکم بر آن و دیگری تشریح وضعیت اجتماعی سفیدپوستانی که برای آزادی سیاهان مبارزه می‌کردند. مجلۀ نیویورکر این اثر را به‌عنوان سیاسی‌ترین نوشتۀ گردیمر توصیف کرد که فقط و فقط با رمان بنال وطن اثر آلن پیتون قابل مقایسه است. مجلۀ نقد ادبی کرکوس نیز این رمان را حاوی نظراتی بسیار ظریف و دقیق دانست که هیچ مفهومی در لابلای صفحاتش از دست نمی‌رود.

گردیمر را شاید باید یکی از آخرین بازماندگان نسلی دانست که به‌قولی همۀ بلایا و مشقت‌های برساخته از حماقت‌ها و جنون تاریخی بشری را یکجا در طول عمر خود به چشم د یدند و تجربه کردند. نسلی برآمده از دل خاکسترهای خونین برجای‌مانده از جنگ جهانی اول، نسلی رشدیافته در فضای جهانی ازهم‌گسیخته، غرق در فقر، بحران و نفرت مللی زخم‌خورده از یکدیگر، نسلی بالیده در معنای مرگ و تباهی انسان در میان شعله‌های جنگ جهانی دوم، نسل اندوه تجربه‌های سیاستمداران ناکارآمد برای بازسازی معنای عدالت در جهان دوقطبی‌شدۀ پس از جنگ و نسل مبارزه و فریاد برای دستیابی به حد اعتدال انسانیت برای آن بخش از جمعیت جهان که تنها گناهشان تیرگی پوستشان بود.

 


معرفی کتاب “جهان بورژوازی متأخر” در خبرگزاری کتاب ایران “ایبنا”:

روایت داستانی مبارزه «سفیدپوستان» برای رهایی «سیاه‌پوستان»

رمانی از نویسنده‌ای که متن سخنرانی ماندلا را نوشت

رمان «جهان بورژوازی متاخر» نوشته نادین گردیمر نویسنده برنده جایزه نوبل، با ترجمه علی صنعوی به تازگی از سوی نشر ناهید منتشر شده است. صنعوی گردیمر را نویسنده‌ای توصیف می‌کند که ظرفیت‌های انسانی را به زیبایی در این رمان به تصویر می‌کشد و بیان می‌کند که شخصیت اصلی تا جایی که توانش را داشته مبارزه کرده است.

ادامه مطلب

  • مرداد ۱۷ / ۱۳۹۷
  • ۰
اشباح چینی سانفرانسیسکو
تاریخ ، فلسفه ، سیاست, رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه, زندگی نامه، خاطرات

اشباح چینی سانفرانسیسکو

اشباح چینی سانفرانسیسکو

مکسین هونگ کینگستون

ترجمۀ صابر مقدمی

مکسین هونگ کینگستون نویسنده آمریکایی چینی‌تبار در شاهکارش اشباح چینی در سانفرانسیسکو فرم کاملاً جدیدی را ابداع کرده است. معجون باشکوهی از اتوبیوگرای و اسطوره‌شناسی، دنیای بیرون و دنیای درون، خشم و کینه‌توزی و خویشتنداری و مدارا آفریده است. این کتاب که اولین بار در ۱۹۷۶ به چاپ رسیده اکنون یکی از آثار کلاسیک ادبیات معاصر دنیا محسوب می‌شود. به‌خاطر نمایش نوآورانه و بدیع هویت فرهنگی طبقات مختلف اجتماعی نظیر مهاجرین، زنان، چینی‌ها و آمریکایی‌ها. شاید به همین دلیل باشد که دو تن از رؤسای جمهور آمریکا یعنی بیل کلینتون و باراک اوباما از ستایشگران پروپاقرص این کتاب محسوب می‌شوند. باراک اوباما درباره این کتاب می‌گوید که این کتاب باعث شده به آلام و دردهای فرهنگ‌های مختلف آمریکا پی‌ببرد…

کینگستون به‌عنوان یک زن در دو دنیای کاملاً متفاوت و متضادی سیر می‌کند: در کالیفرنیا که والدینش قبل از تولدش به آنجا مهاجرت کرده‌اند و در چین که همیشه عنصر جدایی ناپذیر قصه‌های مادرش بوده. زنان جنگجوی خشن و حیله‌گر قصه‌های مادرش به طرز غیرمتعارفی با واقعیت ظلم و ستم نسبت به قشر زنان چینی به ستیز و مبارزه برخاسته‌اند. هویت واقعی کینگستون در لابه‌لای شکاف‌های این داستان‌ها به‌وضوح قابل مشاهده است و او این شکاف‌ها را با داستان‌های خودش پر می‌کند. کینگستون این جنگجوی کلمات، افسانه‌ها و خاطرات گوناگون را در قالب یک کل منسجم و یکپارچه درمی‌آورد. بدین‌ترتیب او موفق می‌شود درک تازه‌ای از گذشته خانواده و حال حاضر خویش بدست آورد.

***

ژانر یا سبک خاص اشباح چینی سانفرانسیسکو به‌خاطر تلفیق افسانه‌های سنتی چینی با اتوبیوگرافی‌نویسی مورد توجه منتقدین قرار گرفته است. کینگستون با این تلفیق می‌کوشد مخاطب خود را با ز مینه‌های فرهنگی، خانوادگی و شخصی خویش آشنا سازد تا به‌واسطه این آشنایی مخاطب از موقعیت او به‌عنوان یک زن چینی تبار آمریکایی مطلع شود.
فریدمن منتقد معروف این اتوبیوگرافی را از زاویه موضوع زن و اقلیت‌های نژادی مورد بررسی قرار داده و تلفیق پیچیده ژانر و زاویه دید کینگستون را چنین شرح می‌دهد: زنان و اقلیت‌های قومی – فرهنگی غالباً از این امتیاز که خود را متعلق به جنس یا گروه نژادی خاصی ببینند، محرومند. کینگستون این کتاب را با استفاده از سبک داستان‌گویی چینی و جایگاهش به‌عنوان یک زن آمریکایی چینی‌تبار ترسیم نموده.

  • تیر ۰۶ / ۱۳۹۷
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

تکه‌های گمشده

تکه‌های گمشده

تکه‌های گمشده

هدر گودنکاف

ترجمۀ افسانه قربان‌زاده

لیدیا از پنجرۀ آشپزخانه به بیرون خیره شده بود، آفتاب روشن ماه مِی شاخه‌های پیچ‌پیچ شبنم‌زدۀ سیب‌زمینی‌های شیرینی را که مثل آبشار از قاب پنجرۀ درست آن‌طرف توری آویزان شده بودند درخشان کرده بود. ساعت نزدیک هفت و سی دقیقه بود، حالا دیگر جک پانزده‌ساله و امی یازده‌ساله سوار اتوبوس شده بودند که مسیر چهل‌دقیقه‌ای را طی کنند و به مدرسه بروند. این آخرین روز مدرسه قبل از تعطیلات تابستانی بود …

***

تکه‌های گمشده داستان شورانگیز پر فراز و فرودی است که تا آخرین صفحه‌های کتاب، شما همچنان مشغول حدس‌زدن خواهید بود.

جنیفر مک‌لوهان نویسنده زمستان مردم، کتاب پرفروش نیویورک تایمز

‌‌‌‌***

یک داستان گیرای پر ماجرا که تا الان، بهترین کتاب گودنکاف است.

ماری کوبیاک، نویسنده دختر خوب، کتاب پرفروش نیویورک تایمز

  • بهمن ۰۱ / ۱۳۹۶
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

بیرق انگلیس

بیرق انگلیس

بیرق انگلیس

ایمره کرتیس

ترجمۀ پویا رفویی

این پندار که جهان عبارت از وجود واقعیتی عینی، مستقل از ماست، حقیقتِ فلسفی بدیهی‌فرض‌شده‌ای بود. حال آنکه من ، در صبح دل‌انگیزی در بهار ۱۹۵۵، ناگهان به این نتیجه رسیدم که فقط یک واقعیت وجود دارد و آن همانا خودم، زندگی‌ام، این عطیه‌ی سست‌بنیاد به مهلت نامحتومی بود به‌غنیمت‌رفته، تاراج‌برده‌ی نیروهای اجنبی، در محاصره، محدود، انگ‌خورده، داغ‌آجین؛ بر من بود تا از «تاریخ»، این مولَک مخوف، پس بگیرمش، چه از آنِ من و تنها از آنِ من بود و بر این نسق، من عهده‌دار آن بودم.

از خطابه‌ی نوبل ایمره کرتیس

 

از وقتی وسط خواندن رمانی جنایی، ناگهان خود را کاملاً به هویت جنایتکار احتمالی بی‌رغبت یافتم، دیگر رمان جنایی نمی‌خوانم؛ در این جهان -جهانی جنایت‌پیشه- گذشته از تحمیق‌شدن، و در عمل توهین‌دیدن، هیچ ضرورتی نمی‌دیدم تا خودم را به این دردسر بیندازم که جنایتکار چه کسی بود: همه جنایتکار بودند.

***

عاقبت، لحظه‌ی معهود زمانی فرارسید که من تف سربالای آن دفتر تحریریه شدم، و متعاقبش، تف سربالایی برای… برای همانی‌که جز خودم همه به آن جامعه می‌گفتند، مشروط بر اینکه جامعه‌ای در‌کار بود، یا به‌عبارتی اگر جامعه همینی بود که بود، در‌این‌صورت من تف سربالای همانی بودم که به‌جای جامعه جامی‌زدند، به‌جای گله‌ای که حالا مثل سگِ شلاق‌خورده‌ای می‌لایید، که حالا مثل کفتار گرسنه‌ای، یک‌بند از حرصِ قوت لایموتی هی زوزه می‌کشید، که اگر دستش به آن می‌رسید لت‌و‌پارش می‌کرد؛ دیرزمانی برای خودم تفی سربالا بودم، و کم‌‌و‌بیش برای زندگی نیز تفی سربالا شدم.

***

در پاتیلِ تاریخ کذا‌و‌کذای جهان، که ما همه در آن قُل می‌زنیم، قاشق چوبی اهریمن دوباره باز ته سوپِ آدم‌پزان را درآورده بود. من آنجا خود را به حال بی‌رمقی افسرده، در میتینگ‌هایی می‌بینم که تا دم صبح کش می‌آید، از جایی‌که سگ‌های دوزخ پارس می‌کنند، تازیانه‌ی نقد و نقد خویشتن بر پشتم می‌نشیند، و دمادم من هی فقط انتظار می‌کشم، انتظار آنکه تا کِی و کجا دری باز شود که از آن پرتم بفرمایند آنجا که برخی نِی انداختند.

  • بهمن ۰۱ / ۱۳۹۶
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

یک روز از زندگی زنی که لبخند می‌زند

بیرق انگلیس ، ایمره کرتیس ، پویا رفویی

یک روز از زندگی زنی که لبخند می‌زند

مارگارت درابل

شبنم بزرگی

مارگارت دِرابل نویسندۀ رمان‌های هفت خواهر، شاپرک فلفلی، سرِ سوزن و آثار دیگر، در سال ۲۰۰۸ به پاس نقشی که در ادبیات معاصر انگلیس داشته، بانوی امپراتوری بریتانیا لقب گرفته است.
رمان‌های او چنان نوری بر نیم قرن گذشته و به ویژه زندگی زنان تابانده‌اند که بی‌نظیر است، و با این حال داستان‌های کوتاهش، که پیش‌تر هرگز گردآوری نشده‌اند، درخشش منحصر به فرد خود را دارند. داستان‌هایش هوشمندانه، زیرکانه و جذاب‌اند، به کاوش زندگی زناشویی می‌پردازند، دوستی‌های زنانه، گردشگرانِ به سفر رفته، دل دادگی به عمارت‌ها، نمایش صلح، نوشیدنی‌ها. هرکدام‌شان بازنمایی تأثیرگذاری از احضارِ شخصییت‌ها و مکان‌ها به دست دِرابل هستند، کنجکاوی‌های گسترده و کنایه‌ها. این مجموعه بازتابِ سیرِ بی‌مانند تکامل در زندگی حرفه‌ای یک استاد داستان است.
جویس کرول اوتس، نشریۀ نیویورکر: «مورخ سخت‌گیرِ بوالهوسی‌های زندگیِ زنان در انگلستانِ سال‌های آغازین دهۀ شصت تا امروز… دِرابل یکی از ماهرترین و موفق‌ترین نویسندگان نسل خودش است… از مشخصه‌های داستان‌های کوتاه دِرابل ذکاوتی است غم‌خوارانه.»
نشریۀ وُگ: «نقطۀ عطفی است. یک روز از زندگی زنی که لبخند می‌زند، تغییر را در زندگی زنان مستند می‌کند؛ از دخترکان دانشجوی دهۀ شصت که پیِ هیجان‌اند. تا بانوان هنرمند امروز که سرمشق یک زندگی برازنده‌اند و غرق در خشمی فروخورده.»
نشریۀ نیویورک تایمز: «این داستان‌ها رنگ و بویی دارند از همان کنایه‌ها و عاشقانه‌ها، فراز و فرود و بینش اخلاقی که به رمان‌های درابل نسبت می‌دهیم.»
نشریۀ سانفرانسیسکو: «زن در ذات خودش: پیچیده، متناقض، جسور… جادویی که همراه‌مان خواهد بود.»

***

شخصیت‌های داستان درابل رنج دانایی را به جان می‌خرند. زنان داستان درابل تاوان می‌دهند. آن‌چه را که اجتماع و تاریخ محافظه‌کار، شکست‌های بزرگ یک زن می‌داند، می‌پذیرند و در ازای آن دل‌خوشی‌های کوچک زنی را به‌دست می‌آورند که می‌تواند بی‌دغدغه خودش باشد؛ با تمام کاستی‌ها و نقص‌های شخصیتی‌اش. زن داستان درابل می‌داند نه کسی بناست پشتوانۀ پیشرفت فردی او باشد و نه توجیه او برای شکست‌هایش. شخصیت‌ها در طول داستان دست‌خوش تغییر می‌شوند و در پایان داستان روی پاهای خودشان می‌ایستند. درابل آنها را از نو می‌سازد و در پایان انگار در ابتدای مسیری ناشناخته رها می‌کند تا به زندگی جدیدشان ادامه بدهند.

  • مرداد ۱۰ / ۱۳۹۶
  • ۰
ضربان (دم حیات) ، کلاریسی لیسپکتور
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

ضربان (دم حیات)

ضربان (دم حیات)

ضربان (دم حیات)

کلاریسی لیسپکتور

ترجمۀ پویا رفویی

چهار دهه پس از مرگ لیسپکتور ،آثار او در آستانه ی قرنی تازه توجه مخاطبان جهانی ادبیات را برانگیخته است. در بین این آثار، ضربان جایگاه ویژه ای دارد. نویسنده در این رمان روایتی را خلق کرده است که تا زنده است به پایان نمی رسد، و در عین حال پس از مرگ او نیز همچنان ادامه می یابد. ناتمامی متن به دلیل مرگ ناگهانی یا ناگزیر نویسنده یا راوی نیست. لیسپکتور به عمد، روایت را طوری طراحی کرده است که پس از مرگ او نیز ادامه پیدا کند. طنز پیچیده و شگفت کتاب از همین امر ناشی می شود. روایت زندگی به زمانی بس طولانی تر از کل زندگی محتاج است.

متن پشت جلد کتاب:

اگر کافکا زن بود، اگر ریکله برزیلی یهودی تباری بود زادۀ اوکراین. اگر رمبو مادر بود، اگر به پنجاه سالگی رسیده بود. اگر هایدگر از آلمانی بودن دست کشیده، رمانس زمین را نوشته بود. من از چه رو به این اسم ها متوسل شده ام؟ از این رو که طرحی از همجواری فراگستری رسم کنم. حدود همین حوالی، جایی است که لیسپکتور در آنجا می نویسد.

هلن سیکسو

از ادبیات به تنگ آمده ام: تنها سکوت تسکینم می دهد. اگر به نوشتن ادامه می دهم، به این خاطر است که در این جهان کار دیگری ندارم جز انتظار مرگ. جستجوی کلمه ای در تاریکی … بر آنم در گِل و لای غلت بزنم.

کلاریسی لیسپکتور

ادامه مطلب

  • اسفند ۰۹ / ۱۳۹۵
  • ۰
بالتازار و بلموندا
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

بالتازار و بلموندا

بالتازار و بلموندا

نویسنده: ژوزه ساراماگو

ترجمه: مصطفی اسلامیه

رمان بالتازار و بلموندا روایت عشق دو جوان ایت که در پرتغال قرن هیجدهم اتفاق می‌افتد، در فضای هول‌انگیز تفتیش عقاید، فقر بی‌امان، طاعون همه‌گیر و خرافات مذهبی. در یک سوی رویدادها دون ژوان پنجم پادشاه پرتغال است که شب‌های خود را به باردار کردن راهبگان صومعه‌ها می‌گذراند و روزهایش را در همنشینی با درباریان، کشیشان و اشراف، و در سوی دیگر دو شخصیت علمی و هنری: یکی پدر بارتولومئو لورنسو، که در ۸ اوت ۱۷۰۹ نخستین سفینه فضایی عالم را به‌صورت پرنده‌ای آهنی به نام پاسارولا به هوا فرستاد و دیگری دومنیکو اسکارلاتی موسیقیدان معروف ایتالیایی. ساراماگو در شرح ماجرای عاشقانه بالتازار و بلموندا و رویدادهای شگفت‌انگیز صومعه‌ها و دربار پادشاه پرتغال واقعیت‌های خیال‌انگیز تاریخی و خیال‌پردازی‌های واقع‌نما را چنان به هم می‌آمیزد که رمان بالتازار و بلموندا را از یک سو به صد سال تنهایی مارکز نزدیک می‌کند و از سوی دیگر به نام گل سرخ اْمبرتو اِکو.

برگه‌ها :12345