:::: منو ::::

انتشارات ناهید

معرفی کتاب های منتشر شده

پست طبقه بندی / ادبیات، نقد ادبی، زبان شناسی

  • مرداد ۰۴ / ۱۳۸۹
  • ۰
ادبیات ایران, ادبیات، نقد ادبی، زبان شناسی

کژتابیهای ذهن و زبان (طنزی تازه)

کژتابیهای ذهن و زبان (طنزی تازه)

بهاءالدین خُرّمشاهی

«کژتابی» واژه ای است که مؤلف برای پدیده ای نویافته و اغلب طنزآمیز در زبان نهاده است. مراد از آن چیزی است بین «ایهام» و «ابهام». شباهتش با ایهام در این است که در ایهام جمله یا عبارتی دو معنا می دهد و جایگاه آن اغلب در شعر است، و جزو شگردها و آرایه های دلنشین معنوی است. در میان شعرای بزرگ ادب فارسی سعدی و بیش از او حافظ استاد مسلّم در آوردن تعبیرات دو معنایی (ایهام) است. وقتی حافظ می گوید: مستی به چشم شاهد دلبند ما خوشست، این مصراع، خواسته ناخواسته دو معنا می دهد: الف) مستی من یا عاشقان دیگر از نظر یار خوب است. ب) هر مستی ای خوب نیست، بلکه مستی چشم یار من خوب است. اما «ابهام» نارسایی و اختلال جمله در معنارسانی است. وقتی می گوییم: «پدر من به هرکس که بخواهد قرض الحسنه می دهد.» جمله کژتاب است. نوعی اختلال معنا دارد، و در عین حال دو معنا می دهد: الف) پدر من به هرکس که خودش [، پدر من] دوست داشته باشد/ بپسندد قرض می دهد. ب) پدر من به هر متقاضی قرض می دهد. مثال دیگر: «پیر شود جوان» دو معنا دارد: الف) آدم پیر تبدیل به جوان می شود. ب) آدم جوان تبدیل به پیر می شود. یا در این مثال از سعدی: پسران وزیر ناقص عقل… آیا پسران ناقص عقل هستند، یا وزیر؟ یا این جمله: من شما را از برادرتان بیشتر دوست دارم. (خودتان به دو معنایش فکر کنید).

دو دهه پیش مؤلف این کتاب، با پیش آمدن رویداد خوشایندی به صرافت این مسئله افتاد که در زبان و ادب قدیم و جدید جهان هم سابقه دارد. اما نامی ندارد. از آن به بعد با صید کژتابی ها، در هرچه می خوانده، می شنیده، آهسته و پیوسته، دسته ای از آنها را بسته کرده و به صورت مقاله در آورده، که در نشریاتی چون کیهان فرهنگی (دورۀ اول)، کیان، شرق، جام جم، در طی ۲۰ سال چاپ شده، سپس که به ۳۰ مقاله بالغ شده به خانۀ بخت رفته است.

  • مرداد ۰۴ / ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها برای در آمدی بر اندیشه و هنر فردوسی بسته هستند
ادبیات ایران, ادبیات، نقد ادبی، زبان شناسی

در آمدی بر اندیشه و هنر فردوسی

در آمدی بر اندیشه و هنر فردوسی

نوشته : سعید حمیدیان


سخن گفتن از فردوسی اگر چه گاهی آسان گرفته می شود آسان نیست چون او شخصیتی پایاب و آسان یاب نیست .این خردمند ژرف نگر ، این نماد و نمود فرهنگ آزادگی و ستم ستیزی ، این وجدان بیدار قوم ایرانی و این پاسدار ارزش های انسانی در هر کیش و کسوت ، برتر از حد هر وصفی است . پروراندن مطلب ، حتی در حول و حوش نظرگاه مشخص کتاب حاضر دست کم چندین کتاب هم چند این دفتر می طلبد . هم از این روست که اوراق حاضر در برابر آستان والای هنر و اندیشۀ فردوسی چیزی جز سخنان پراکندۀ آدمی تنک مایه ، تنگ سینه و گنگ زبان نیست ، آن که هیچ ندارد جز عشقی سوزان و سرکش و دیر ساله به سراینده ، و تازه بیم دارد که در این نیز ناتمام باشد . اما این نیز ناگفته پیداست که عشقی که دستمایۀ کار است اگر عنان به خرد بسپارد شخص آدم وار از کشیدن هر بار امانتی تن می زند . به گمانم همان بهتر که همان دیوانۀ پابرهنه ای باشی که بی گدار از آب می گذرد یا چون دیوانگان دل بدان خوش می دارد که گذشته است تا آن عاقلی باشی که فکرتش در جست و جوی پلی در خور وی را در برابر دهشت از رود خروشان وا می نهد و لاجرم از توفیقی که حتی پندارش خود موهبتی است باز می ماند

  • مرداد ۰۴ / ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها برای از واژه تا فرهنگ بسته هستند
ادبیات ایران, ادبیات، نقد ادبی، زبان شناسی

از واژه تا فرهنگ

از واژه تا فرهنگ

نوشته : بهاءالدین خرمشاهی


از وازه تا فرهنگ تقریباً همۀ مقالاتی را که بهاءالدین خرمشاهی در زمینۀ زبان فارسی و نثرنویسی و واژه پژوهی تا پایان سا ۱۳۸۷ نوشته است ، در بر دارد . در دو مقالۀ ” واژگان و تعبیرات نو ساخته ” بیش از پانصد واژۀ نوساختۀ خود را که بعضی از آن ها به تصویب فرهنگستان زبان و ادب فارسی رسیده عرضه داشته است . پنج مقاله از مقالات این کتاب ، هر یک به نقد و معرفی معروفترین و معتبرترین فرهنگ ها و دانشنامه های ادبی امروز ایران اختصاص دارد .

  • فروردین ۲۷ / ۱۳۹۲
  • ۰
ادبیات جهان, ادبیات، نقد ادبی، زبان شناسی

داستایفسکی

داستایفسکی

نویسنده: آندره ژید

مترجم: سیروس ذکاء

«آندره ژید» نویسنده فرانسوی (۱۸۶۹-۱۹۵۱) در سال ۱۹۰۸ به مناسبت انتشار کتاب «نامه های داستایفسکی» مقاله مفصلی درباره این نویسنده منتشر کرد و در سال ۱۹۱۱ چون قرار بود رمان «برادران کارامازوف» را «ژاک کوپو» در تماشاخانه «ویوکولومبیه» پاریس بر روی صحنه آورد، مقاله ای در این باره در روزنامه «فیگارو» به چاپ رسانید. در سال ۱۹۲۲ نیز به مناسبت صدمین سالگرد تولد «داستایفسکی» خطابه ای در همان تماشاخانه ایراد کرد. چندی بعد، بنا به درخواست «ژاک کوپو» شش سخنرانی درباره «داستایفسکی» و آثار او در همان تماشاخانه ایراد نمود که در مجله «هفته نامه» به چاپ رسید. بعد در سال ۱۹۲۳ همه این نوشته ها و سخنرانی ها را با هم در یک جلد کتاب منتشر ساخت. کتاب حاضر ترجمه همین اثر است.

برگه‌ها :12