:::: منو ::::

انتشارات ناهید

معرفی کتاب های منتشر شده

پست طبقه بندی / شعر ترجمه

  • مرداد ۱۷ / ۱۳۹۸
  • ۰
شعر, شعر ترجمه

در بهار جاودانۀ نسیان

در بهار جاودانۀ نسیان

هانس ماگنوس انسنزبرگر

ترجمۀ اژدر انگشتری

شعر انسنزبرگر انتظارات مرسوم را برآورده نمی‌کند؛ در معنای محافظه‌کارانه‌اش ادیبانه نیست، رازآلود نیست، مبهم نیست؛ نمی‌شود مثل یک مکعبِ روبیک با وجوه غامضش بازیِ سرخوشانۀ پایان‌ناپذیری به راه انداخت، تغزلی نیست؛ حدیث نفسی پرسوزوگداز نیست که همدلی خواننده را برانگیزد، و به‌طور کلی محصول تکرار و تقلید سنت‌های شعری پیش از خود نیست.
او شاعری حزبی نیست که علیه حزب مقابل بجنگد و به‌ناگزیر بر بخشی از واقعیت سرپوش بگذارد، مردم‌زاده‌ای نیست که صرفاً سیاست‌مداران را بانی حِرمان همگانی بداند و نقشِ تسهیل‌گرِ «خُرده‌جانیان» را فراموش کند، بلکه هیچ‌کس و هیچ‌چیز، نه سیاست‌مداران،‌ نه مردم، نه حتی خودش، و نه به‌طور کلی هیچ عنصری که موجودیت اجتماعی (و بِالمآل نقشی در شیوع نازیسم) داشته باشد، از نقد تسامح‌ناپذیر و بی‌رحمانۀ او جان سالم به در نمی‌برد.


انسنزبرگر مثل برشت نمی‌خواست شعرهایش رمزنوشته‌هایی غامض و بی‌روزن باشند که تنها به‌دستِ نخبگانی خبره رمزگشایی شوند؛ همان نخبگان روشنفکری که در زمان دیکتاتوری نازی ــ که بنا بود به‌دست ایشان تضعیف شود ــ یا همدست آن شده بودند یا تسلیمش. او نیز مثل برشت می‌خواست شاعری مدرن باشد، بی‌آنکه در تمایل عجیب و غیر‌عادی هنر مترقی به واپس‌گراییِ سیاسی سهیم باشد.

میشائیل هامبورگر