:::: منو ::::

انتشارات ناهید

معرفی کتاب های منتشر شده

  • به کانال تلگرام انتشارات ناهید بپیوندید

    به کانال تلگرام انتشارات ناهید بپیوندید

  • تازه‌های انتشارات ناهید

    تازه‌های انتشارات ناهید

  • تازه‌ها

    تازه‌ها

وبلاگ

  • آذر ۱۱ / ۱۳۹۶
  • ۰
تاریخ ، فلسفه ، سیاست, فلسفه

دلوز، ایده، زمان

دلوز، ایده، زمان

دلوز، ایده، زمان: گفت و گویی درباره‌ی ژیل دلوز
(ویرایش جدید)

عادل مشایخی، محسن آزموده

هایدگر در جایی به حکم «معلمان و پژوهشگران علوم» درباره‌ی فلسفه اشاره می‌کند: «از فلسفه چیزی درنمی‌آید»؛ «با فلسفه کاری نمی‌توانید بکنید». او می‌گوید این حکم صحتی انکارناپذیر دارد، چرا که با فلسفه کاری نمی‌توان کرد. اما این حکم بر این پیش‌داوری استوار است که فلسفه را هم باید بر بنیاد همان معیارهایی مورد ارزیابی قرار داد که برای داوری در مورد فایده‌ی دوچرخه یا حمام‌های آب معدنی به کار می‌روند. از نظر هایدگر، مسئله این نیست که با فلسفه چه کار می‌توانیم بکنیم، بلکه باید پرسید فلسفه اگر درگیرش شویم با ما چه کار می‌تواند بکند. بر همین سیاق، در مورد دلوز یا هر فیلسوف دیگری باید پرسید فلسفه‌‍اش با ما چه کار می‌تواند بکند. به‌جای تحقیق در مورد «سازگاری» چارچوبِ مفهومی او با «بافتِ» جامعه‌ی ما، باید دید این چارچوبِ مفهومی در تنش با این «بافت» چه چیزهایی را در محتوای اجتماعیِ زندگیِ ما قرائت‌پذیر و چه اموری را از نو به مسئله تبدیل می‌کند، و کذب کدام دسته از مسائل را برملا می‌سازد.

در شرایطی که اندیشه‌های چپ با استناد به «از‌هم‌پاشیدنِ اتحاد جماهیر شوروی و افتادن تشت رسوایی مارکسیسم از بام» بدنام می‌شوند و سیاست مردمی با برچسب‌هایی نظیر «پوپولیسم»، «آشوب‌گرایی»، «چپ‌زدگیِ کودکانه»، «تهدید علیه یکپارچگی ملی» و «ایران‌ستیزی» تخطئه می‌شوند، مفاهیم متفکرانی نظیر دلوز، فوکو و … در چارچوب اندیشه‌ی انتقادیِ برآمده از میراث فلسفیِ «مارکس، نیچه، فروید»، می‌تواند همچون پادزهری عمل کند که با خنثاکردنِ انگاره‌های برآمده از «تکنولوژیِ قدرتِ امنیتیِ» جهانی (global)، زمینه‌ی اندیشیدن به «امکان تفکر» را فراهم آورد و در عین حال تلاش برای تفکر را همزمان هم از پرواز در آسمانِ انتزاع و هم از درافتادن به دام نسبی‌گرایی تاریخی مصون نگاه دارد، و راه اندیشیدن به «واقعیت ایرانی» در مسیر خلقِ «حقیقت‌های جهانی» (universal) را برای نسل‌های آینده باز کند (در اینجا باید به مفهوم برگسونیِ «وقفه» و پیچش جدیدی که دلوز به آن می‌دهد اندیشید: تکوینِ «حقیقت‌های جهانی» در «وقفه»های «واقعیت محلی» ممکن می‌شود). مسلم است که توان انتقادی فلسفه به طور کلی و توانِ این یا آن فلسفه‌ی خاص را نمی‌توان با طفره‌رفتن از شرح‌ها و تحلیل‌های مفهومیِ دقیق و مفصّل احیا کرد. این «وظیفه»ای است که تحقق‌اش کار جمعیِ پیگیر و سماجت‌آمیز می‌طلبد.
***
در این «ویرایش» جدید برای پرهیز از برهم‌زدنِ تقدم و تأخر منطقیِ پرسش‌ها و پاسخ‌ها یا بیش از حد طولانی‌کردنِ پاسخ‌ها، تغییر چندانی در متن گفت‌و‌گو داده نشده است، فقط در برخی موارد برای روشن‌تر کردنِ بعضی نکات، با احتیاط چند کلمه یا یکی دو سطر به بعضی پاسخ‌ها افزوده شده است؛ برخی غلط‌های چاپیِ ویرایش نخست نیز اصلاح شده‌اند. در ویرایش نخست، در بخشِ اول نیز مانند بخش دوم، پاسخ به آخرین پرسشِ محسن آزموده با طرح یک مسئله پایان گرفت: «تکوین زمان در تفاوت و تکرار دلوز». این مسئله عنوان مقاله‌ای است که به منزله‌ی ضمیمه به این ویرایش جدید افزوده شده است.

  • مرداد ۱۰ / ۱۳۹۶
  • ۰
ضربان (دم حیات) ، کلاریسی لیسپکتور
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

ضربان (دم حیات)

ضربان (دم حیات)

ضربان (دم حیات)

کلاریسی لیسپکتور

ترجمۀ پویا رفویی

چهار دهه پس از مرگ لیسپکتور ،آثار او در آستانه ی قرنی تازه توجه مخاطبان جهانی ادبیات را برانگیخته است. در بین این آثار، ضربان جایگاه ویژه ای دارد. نویسنده در این رمان روایتی را خلق کرده است که تا زنده است به پایان نمی رسد، و در عین حال پس از مرگ او نیز همچنان ادامه می یابد. ناتمامی متن به دلیل مرگ ناگهانی یا ناگزیر نویسنده یا راوی نیست. لیسپکتور به عمد، روایت را طوری طراحی کرده است که پس از مرگ او نیز ادامه پیدا کند. طنز پیچیده و شگفت کتاب از همین امر ناشی می شود. روایت زندگی به زمانی بس طولانی تر از کل زندگی محتاج است.

متن پشت جلد کتاب:

اگر کافکا زن بود، اگر ریکله برزیلی یهودی تباری بود زادۀ اوکراین. اگر رمبو مادر بود، اگر به پنجاه سالگی رسیده بود. اگر هایدگر از آلمانی بودن دست کشیده، رمانس زمین را نوشته بود. من از چه رو به این اسم ها متوسل شده ام؟ از این رو که طرحی از همجواری فراگستری رسم کنم. حدود همین حوالی، جایی است که لیسپکتور در آنجا می نویسد.

هلن سیکسو

از ادبیات به تنگ آمده ام: تنها سکوت تسکینم می دهد. اگر به نوشتن ادامه می دهم، به این خاطر است که در این جهان کار دیگری ندارم جز انتظار مرگ. جستجوی کلمه ای در تاریکی … بر آنم در گِل و لای غلت بزنم.

کلاریسی لیسپکتور

ادامه مطلب

  • اسفند ۲۲ / ۱۳۹۵
  • ۲
همزیستی اتحاد و افتراق ( هفت مقاله در سیاست چند فرهنگی )
تاریخ ، فلسفه ، سیاست

همزیستی اتحاد و افتراق (هفت مقاله در سیاست چند فرهنگی)

همزیستی اتحاد و افتراق هفت مقاله در سیاست چند فرهنگی

همزیستی اتحاد و افتراق

هفت مقاله در سیاست چند فرهنگی

سید علیرضا بهشتی

پرسش مشترکی که مجموعه مقالات این کتاب در پی یافتن پاسخ آن است این است که در اجتماعات چندفرهنگی (از جمله ایران)، چگونه می‌توان نظام عادلانه‌ای به‌وجود آورد که در آن، جوامع چند فرهنگی گوناگون بتوانند در عین حال که هویت‌های متفاوت خود را حفظ می‌کنند، در کنار یکدیگر همزیستی مسالمت‌آمیز داشته باشند. به بیانی دقیق‌تر، فرایندهای تصمیم‌گیری سیاسی در کشورهایی که تنوع و تعدد فرهنگی در آنها بارز است چگونه باید شکل بگیرند که نه‌تنها این گوناگونی فرهنگی و تنوع الگوهای زیستی را تحمل کنند، بلکه در تصمیم‌گیری‌های کلان لحاظ کنند. بدین منظور لازم است صورت مسئله و ابعاد گوناگون آن به‌درستی فهم شود و تأثیر تفاوت‌های بنیادین در هویت‌های فرهنگی گوناگون در عرصه‌های مختلفی مانند حقوق شهروندی، مناسبات اقتصادی و حقوق بین‌الملل بررسی شود؛ وظیفه‌ای که به‌نظر می‌رسد مجموعه حاضر در جهت آن گام برداشته باشد.

  • اسفند ۱۶ / ۱۳۹۵
  • ۰
لیبرالیسم
تاریخ ، فلسفه ، سیاست

لیبرالیسم

لیبرالیسم

لیبرالیسم

نویسنده: جان گری

ترجمه: سید علیرضا بهشتی

جان گری در این کتاب تفسیری از ماهیت، منشأ و چشم‌اندازهای لیبرالیسم در دنیای متجدد ارائه می‌کند. با‌این‌که به لحاظ تاریخی پیش‌زمینه‌هایی برای لیبرالیسم وجود دارد، آن را باید نظریه سیاسی تجدد یا ایدئولوژی سیاسی طرح روشنگری دانست؛ نظریه‌ای برای نهادهای سیاسی حکومت یک جامعه فردگرا. در این کتاب تکامل و تحول لیبرالیسم، از آثار جان لاک تا جان استوارت میل، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است و نشان می‌دهد که در دنیای متجدد، در دو شکل متفاوت و متضاد لیبرالیسم کلاسیک و لیبرالیسم تجدیدنظر طلب ظهور یافته که در آثار هایک، برلین، نوزیک و رالز متبلور است. رابطه آزادی فرد با مالکیت شخصی، مفهوم لیبرالی حکومت، نقدهای محافظه‌کاران و سوسیالیست‌ها، از دیگر مباحث مطرح در این کتاب به شمار می‌روند نقد پساتجددگرایانه جان گری به لیبرالیسم در ویراست دوم کتاب، پایان‌بخش مطالب آن است که تحول داوری وی نسبت به این کتاب را نشان می‌دهد.

  • اسفند ۱۴ / ۱۳۹۵
  • ۰
هایدگر در چارچوبی جدید ( شرح مفاهیم اصلی هایدگر برای هنرمندان )
تاریخ ، فلسفه ، سیاست

هایدگر در چارچوبی جدید

هایدگر در چارچوبی جدید

هایدگر در چارچوبی جدید

(شرح مفاهیم اصلی هایدگر برای هنرمندان)

نویسنده: باربارا بولت

مترجم: مهتاب کلانتری

هر فصل از این کتاب با نقل بخشی از یکی از متون هایدگر آغاز می‌شود و سپس به یک اثر هنری، هنرمند یا تجربه‌ی هنری مشخص اشاره می‌کند تا ایده‌ها و مفاهیم هایدگر را تحلیل کند و ارتباط آنها را با هنر و هنرمند معاصر نشان دهد. نویسنده با خوانش متون هایدگر بر زمینه‌ی آثار هنرمندان مطرح معاصر از جمله سوفی کاله، آنیش کاپور و انسلم کیفر نشان می‌دهد که اندیشه‌های هایدگر مبهم و انتزاعی نیستند بلکه ارزشی عملی دارند و می‌توانند «راهنمای هنرمندان برای ورود به جهان» باشند .

  • اسفند ۰۹ / ۱۳۹۵
  • ۰
بالتازار و بلموندا
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

بالتازار و بلموندا

بالتازار و بلموندا

نویسنده: ژوزه ساراماگو

ترجمه: مصطفی اسلامیه

رمان بالتازار و بلموندا روایت عشق دو جوان ایت که در پرتغال قرن هیجدهم اتفاق می‌افتد، در فضای هول‌انگیز تفتیش عقاید، فقر بی‌امان، طاعون همه‌گیر و خرافات مذهبی. در یک سوی رویدادها دون ژوان پنجم پادشاه پرتغال است که شب‌های خود را به باردار کردن راهبگان صومعه‌ها می‌گذراند و روزهایش را در همنشینی با درباریان، کشیشان و اشراف، و در سوی دیگر دو شخصیت علمی و هنری: یکی پدر بارتولومئو لورنسو، که در ۸ اوت ۱۷۰۹ نخستین سفینه فضایی عالم را به‌صورت پرنده‌ای آهنی به نام پاسارولا به هوا فرستاد و دیگری دومنیکو اسکارلاتی موسیقیدان معروف ایتالیایی. ساراماگو در شرح ماجرای عاشقانه بالتازار و بلموندا و رویدادهای شگفت‌انگیز صومعه‌ها و دربار پادشاه پرتغال واقعیت‌های خیال‌انگیز تاریخی و خیال‌پردازی‌های واقع‌نما را چنان به هم می‌آمیزد که رمان بالتازار و بلموندا را از یک سو به صد سال تنهایی مارکز نزدیک می‌کند و از سوی دیگر به نام گل سرخ اْمبرتو اِکو.

  • دی ۲۳ / ۱۳۹۵
  • ۰
بنیاد نظری سیاست در جوامع چند فرهنگی
تاریخ ، فلسفه ، سیاست

بنیاد نظری سیاست در جوامع چند فرهنگی

بنیاد نظری سیاست در جوامع چند فرهنگی

نویسنده: سید علیرضا بهشتی

امروزه تقریبا هیچ کشوری را نمی‌توان یافت که بتواند مدعی داشتن اجتماعی به لحاظ فرهنگی همگن باشد. گوناگونی فرهنگی پدیده‌ای است که حتی اگر ارزشمند هم شمرده نشود، یک واقعیت انکارناپذیر و محو ناشدنی است که اثرات گسترده خود را بر ساختارها و رفتارهای هر اجتماع برجای گذاشته و می‌گذارد.
پرسش بنیادینی که پیش می‌آید این است که در اجتماع سیاسی که دارای هویت‌های فرهنگی مختلف است و اعضای آن پیرو گفتمان‌های دینی، اخلاقی و فلسفی گوناگون هستند، فرآیند تصمیم‌گیری‌های سیاسی چگونه باید تنظیم شود که در عین احترام به این تفاوت‌ها، همزیستی مسالمت آمیز شهروندان آن نیز امکان‌پذیر گردد؟ بدین‌منظور، کاوش برای فهم بنیان‌های نظری سیاست در چنین اجتماعاتی ضروری می‌نماید.

کتاب حاضر تلاش می‌کند از طریق بررسی مناظره لیبرال‌ها و جامعه‌گرایان، پاسخ‌های داده شده به این پرسش را به آزمون بگذارد. در این راستا، نظریه‌های ارائه شده از سوی السدیر مک‌اینتایر، چارلز تیلور و مایکل والزر از جامعه‌گرایان، و جان رالز، جوزف رز و ویل کیمیلکا از لیبرال‌ها در سه محور مفهوم «خود»، مبانی اخلاق سیاسی و سیاست تفاوت فرهنگی تجزیه و تحلیل شده است.

معرفی این کتاب در روزنامه شرق:

همزیستی در جوامع چندفرهنگی:

ادامه مطلب

  • مرداد ۱۵ / ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها برای سرگذشت پیانو بسته هستند
سرگذشت پیانو
موسیقی, هنر،موسیقی،معماری و عکاسی

سرگذشت پیانو

نوشته : هرولد شونبرگ

ترجمه : پرتو اشراق

پیانو کیفیت و منش موسیقی را از درون و بیرون تغییر داد. هنگامی که درنیمه قرن هجده در عرصه موسیقی ظاهر شد نگرش و ادراک آهنگسازان را عوض کرد  بر ارکستراسیون ، هارمونی ، رنگ آمیزی و تصنیف و اجرای آثار تأثیر چشمگیری نهاد و بعد یک تحول همه جانبه به دنبال آورد . با ظهور این ساز نو موسیقی اروپا از بن تغییر کرد ، به خصوص در آهنگسازی و رنگ آمیزی قدمی بلند به سوی تکامل آهنگین و نفوذ احساس و ادراک در بطن موسیقی برداشت ؛ و این به واقع یک جهش بود.از این رهگذر نوازندگان فرزانه ای به وجود آمدند که با شیوۀ مخصوص به خود رمز و راز نهفته در آثار مصنفان بزرگ را از لابه لای ورق های نت بیرون کشیدند و موسیقی واقعی را به گوش مردم رساندند . از آنن دوره تا کنون بیش از دو قرن می گذرد . کیفیت آثار و شیوۀ نواختن آن ها به لحاظ این ساز شگفت انگیز میان پیانو فورته و پیانیسیمو متغیر بوده ، از همان آغاز ارکسترها ، رهبران و آهنگسازان آن را با میل و رغبت پذیرفتند .

مطبوعات آمریکایی و اروپایی کتاب حاضر را یکی از مهم ترین تألیفات دنیای موسیقی قلمداد کرده اند ، که از موزار آغاز می شود و به وان کلیبرن ختم می گردد پیانو سازی بزرگ و زهی بود که با چکش های ظریف مکانیکی به صدا در می آمد . اختراع آن را به یک ایتالیایی که سازندۀ هارپسیکورد بود ، نسبت می دهند . این شخص که در خدمت شاهزاده فردیناند دومدیچی بود وقتی در ۱۷۰۹ اولین طرح های فنی را تهیه می کرد احتمالاً نمی دانست چه تحول عظیمی در جهان موسیقی به وجود خواهد آورد . در اوال قرن ۱۹ موزار و کلمنتی ، دو رقیب سرسخت شیفته آن شدند و تا آخر عمر رهایش نکردند.

بررسی این کتاب در روزنامه شرق

داستانِ ‌ساز موسیقیدان‌ها

هر شخصی در دنیا که موسیقی را آکادمیک‌وار می‌آموزد و می‌شناسد، پیانو هم می‌داند چون نوازندگی این ساز در رشته آهنگسازی اجباری است. شاید کمتر کسی از میان این همه آهنگساز و پیانیست بداند که دقیقاً ۳۰۰ سال پیش مرد ۴۴ساله ایتالیایی وقتی به دربار شاهزاده فلورانس راه یافت، ‌سازی ساخت که اکنون مهم‌ترین ساز در رشته موسیقی و آهنگسازی است. بارتولومیو کریستوفری¹ که متخصص ساختن هارپسیکورد بود در سال ۱۷۰۹ این ساز را اختراع کرد. در این ساز نو چکش‌هایی وجود داشت که با کلید به حرکت درمی‌آمد و سیم‌هایی را به صدا درمی‌آورد. مخترعش آن را «سازی با صدای آرام و بلند» نامید. یعنی‌سازی که هم صدای نرم و ضعیف داشت هم صدای بلند و قوی. هرولد شوئنبرگ در کتاب «سرگذشت پیانو»، تولد تا مرگ این ساز زیبا را نوشته است؛ اینکه این ساز در ابتدا با شیوه تکنوازی و توسط افرادی چون یوهان سباستین باخ و پسرش نواخته شد و بعدها بتهوون نابغه اندیشه‌های ارکسترالش را بر این ساز پیاده کرد. اگر پیش از بتهوون موسیقیدان‌ها و پیانیست‌ها معتقد بودند پیانو از خود موسیقی مهم‌تر است، بتهوون با اندیشه‌های ارکسترالش بر این تفکر خط پایانی کشید. بخشی مهم از «سرگذشت پیانو» به «لیست» آن دیوانه پیانیست (پیانیست دیوانه) مربوط است. شوئنبرگ با انتخاب عنوان «رعد، برق، مسمریسم، سکس» وارد بحث توصیفی موسیقی لیست می‌شود: «وقتی لیست پیانو می‌نواخت خانم‌ها به جای دسته‌ها یا شاخه‌های گل، جواهرات خود را روی صحنه پرتاب می‌کردند. در سرمستی فرو می‌رفتند و گاهی هم غش می‌کردند. آنان که غش نکرده بودند دیوانه‌وار به صحنه هجوم می‌بردند.

بر سر دستکش‌های سبزرنگی که عمداً روی پیانو جا می‌گذاشت به جان هم می‌افتادند و اگر دست‌شان می‌رسید ته سیگارش² را برمی‌داشتند و تا هنگام مرگ حفظ می‌کردند…» نویسنده با توصیف‌های عجیب و غریبی از این دست لیست را معرفی می‌کند و پس از آن مکتب او و شاگردانش را وصف می‌کند. البته بلافاصله به معرفی بزرگ‌ترین رقیب و کسی که لیست او را «دشمن» خطاب کرده می‌پردازد: هنگامی که لیست با ژست‌های وحشیانه پهنه کلیدها را می‌پیمود، «زیگیسموند تالبرگ» راست، موقر و سنگین می‌نشست و با کمترین حرکت منویات خود را بر ساز اعمال می‌کرد.³ «سرگذشت پیانو» که از نوازندگانی چون باخ و موتزارت آغازیده و به معاصران رسیده، برای علاقه‌مندان به پیانو در ایران – با توجه به بحث همیشگی «پیانوی ایرانی» در میان آنان – بسیار مفید است. ۶۴۴ صفحه دارد و ۹۵۰۰ تومان است.

*نشر ناهید، هرولد شوئنبرگ

ترجمه: پرتو اشراق

پی‌نوشت: ……………………………………………..

۱- یکی از پیانوهای دست‌سازش را می‌توانید در موزه متروپولیتن نیویورک از نزدیک ببینید.

۲- بعید است کسی بتواند همزمان پیانو بزند و سیگار بکشد.

۳- تالبرگ این وقار را مدیون کشیدن چپق ترکی دسته‌دراز حین تمریناتش بود.( ص ۲۴۵)

  • مرداد ۱۳ / ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها برای دستور زبان فارسی / پنج استاد بسته هستند
ادبیات ایران, ادبیات، نقد ادبی، زبان شناسی

دستور زبان فارسی / پنج استاد

دستور زبان فارسی / پنج استاد

به اهتمام : جهانگیر منصور

زبان فارسی بر سه قسم است : فارسی باستانی ( فرس قدیم ) ، فارسی دری ، فارسی پهلوی .فارسی باستانی زبانی بوده است که در دورۀ سلطنت سلسلۀ هخامنشی در کشور پارس که پایتخت آن ، شهر معروف استخر بوده بدان تکلم می کرده اند و چو پادشاهان هخامنشی از گشور فارس بر خاسته و تمام ابران را در تحت اختیار و اقتدار خویش در آورده اند زبان تمام مردم این کشور به زبان پارسی یا فارسی موسوم گردیده است .

پنج استاد : عبدالعظیم قریب – جلال همایی – رشید یاسمی – ملک الشعرای بهار – بدیع الزمان فروزانفر

  • مرداد ۱۴ / ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها برای ذهن و زبان حافظ بسته هستند
ذهن و زبان حافظ
ادبیات ایران, ادبیات، نقد ادبی، زبان شناسی

ذهن و زبان حافظ

ذهن و زبان حافظ

نویسنده: بهاءالدین خرمشاهی

فصول این کتاب از روی، و به آرزوی، همدلی با حافظ نوشته شده است. ادعای هم سخنی با حافظ ادعایی گزاف است، ولی آرزو یا احساس همدلی با او آرزویی محال نیست. چه حافظ حافظۀ ماست و در ذهن و زبان همۀ فارسی زبانان، تا همیشه ای که زبان فارسی و فرهنگ اسلامی-ایرانی پایدار است حضور دارد.

هفت فصل این کتاب هر یک در حد خود مستقل ولی با دیگری مرتبط است. بلاتشبیه، مانند ابیات غزل حافظ. عناوین این فصول بدین شرح است:
فصل اول: “اسلوب هنری حافظ و قرآن”
فصل دوم: “میل حافظ به گناه”
فصل سوم: “حافظ و انکار معاد؟”
فصل چهارم: “اعجاز در ایهام”
فصل پنجم: “اختلاف قراآت”
و دو فصل بعد به  انتقاد دو کتاب اختصاص دارد.

  • مهر ۰۴ / ۱۳۹۵
  • ۰
تبارشناسی خاکستری است
تاریخ ، فلسفه ، سیاست, فلسفه

تبارشناسی خاکستری است (تأملاتی درباره ی روش فوکو)

تبار شناسی خاکستری است

عادل مشایخی

تبارشناسی به چه معنا خاکستری است؟ خاکستریِ تبارشناسی خاکستریِ امر مطلقی است که در هیچ بافت رنگارنگی تحلیل نمی رود. این «مطلق گرایی» در گریز از نسبی گرایی به دامان قضاوت های مطلق در نمی افتد؛ این مطلق اصلاً مطلقِ قضاوت نیست. تبارشناسی فراسوی دوگانه ی خیر و شر و قضاوت های نسبی یا مطلقی که ممکن می کند، به امر نابهنگام می چسبد، و از فراموش شدنش در تاریخِ تقویمی و قضاوت های ملازم با آن جلوگیری می کند. نیچه می گوید تبارشناسی رنگِ خاکستری را به نیلیِ [آسمانِ فرضیه پردازی] ترجیح می دهد: «خاکستری رنگِ هر آن چیزی است که بر سندی ثبت است»؛ فوکو نیز تبارشناسی را از آن رو خاکستری می داند که «روی پوست نوشته های در هم و بر هم، خراشیده و بارها از نو نوشته شده کار می کند». ولی این بدان معنا نیست که تبارشناسی اسیر «ایده ی نوشتار» یا در بند «تفسیر متون» است. این «از نو نوشته شدن» در واقع، از نو به تسخیر درآمدن است؛ توالیِ نیروهایی که یک پدیده یا یک چیز را به تسخیر در می آورند. تبارشناسی در آن چه «نوشته شده»/به تسخیر درآمده «نیرو» را جست و جو می کند. افزون بر این، در بعضی از وضعیت های حدّی، نیروها با تسخیر بدن ها، برخی «نام»ها را نیز از بطن تاریخ بر میکشند و بازگشت جاودان شان را به تپشی ناگزیر بدل می کنند: نامِ آن کس که بی قید و شرط نیرو را آری می گوید از شخص جدا و به نام شدت یا توانی تکین تبدیل می شود. بر این اساس، می توان گفت خاکستریِ تبارشناسی خاکستریِ «همه ی نام های تاریخ» نیز هست.

  • تیر ۰۹ / ۱۳۹۵
  • ۰
ناخمن
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

ناخمن (هفت داستان و سه مقاله)

ناخمن

نویسنده: لئونارد مایکلز

مترجم: مهتاب کلانتری

ناخمن، که اصل عبری آن نحمان (به آرامش رسیده) می شود، استاد ریاضیات است؛ او در قطعی ترین علوم استاد است. اما آرامشی که ناخمن در پایان داستان هایش به آن می رسد به خاطر این یقین نیست. برعکس، به خاطر گم شدگی ست و حیرانی. راوی در آخر داستان ناخمن در مسابقۀ اسب دوانی می گوید: «اصلاً به یاد نمی آورد ماشین را کجا پارک کرده. هزاران ماشین بود. گیج شده بود، درمانده، مثل کودکی گمشده، و با این حال چیزی از شادیش کم نشده بود. دیر یا زود ماشینش پیدا می شد. این احساس آن قدرها هم بد نبود، احساس گم شدگی.»


معرفی کتاب ناخمن در روزنامه شرق:

روزنامه شرق شماره ۲۶۱۹، چهارشنبه ۹ تیر:انگاره ماقبل آخر

ادامه مطلب

برگه‌ها :1234567...12