:::: منو ::::

انتشارات ناهید

معرفی کتاب های منتشر شده

برچسب پست ها / هرولد شونبرگ

  • مرداد ۱۵ / ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها برای سرگذشت پیانو بسته هستند
سرگذشت پیانو
موسیقی, هنر،موسیقی،معماری و عکاسی

سرگذشت پیانو

نوشته : هرولد شونبرگ

ترجمه : پرتو اشراق

پیانو کیفیت و منش موسیقی را از درون و بیرون تغییر داد. هنگامی که درنیمه قرن هجده در عرصه موسیقی ظاهر شد نگرش و ادراک آهنگسازان را عوض کرد  بر ارکستراسیون ، هارمونی ، رنگ آمیزی و تصنیف و اجرای آثار تأثیر چشمگیری نهاد و بعد یک تحول همه جانبه به دنبال آورد . با ظهور این ساز نو موسیقی اروپا از بن تغییر کرد ، به خصوص در آهنگسازی و رنگ آمیزی قدمی بلند به سوی تکامل آهنگین و نفوذ احساس و ادراک در بطن موسیقی برداشت ؛ و این به واقع یک جهش بود.از این رهگذر نوازندگان فرزانه ای به وجود آمدند که با شیوۀ مخصوص به خود رمز و راز نهفته در آثار مصنفان بزرگ را از لابه لای ورق های نت بیرون کشیدند و موسیقی واقعی را به گوش مردم رساندند . از آنن دوره تا کنون بیش از دو قرن می گذرد . کیفیت آثار و شیوۀ نواختن آن ها به لحاظ این ساز شگفت انگیز میان پیانو فورته و پیانیسیمو متغیر بوده ، از همان آغاز ارکسترها ، رهبران و آهنگسازان آن را با میل و رغبت پذیرفتند .

مطبوعات آمریکایی و اروپایی کتاب حاضر را یکی از مهم ترین تألیفات دنیای موسیقی قلمداد کرده اند ، که از موزار آغاز می شود و به وان کلیبرن ختم می گردد پیانو سازی بزرگ و زهی بود که با چکش های ظریف مکانیکی به صدا در می آمد . اختراع آن را به یک ایتالیایی که سازندۀ هارپسیکورد بود ، نسبت می دهند . این شخص که در خدمت شاهزاده فردیناند دومدیچی بود وقتی در ۱۷۰۹ اولین طرح های فنی را تهیه می کرد احتمالاً نمی دانست چه تحول عظیمی در جهان موسیقی به وجود خواهد آورد . در اوال قرن ۱۹ موزار و کلمنتی ، دو رقیب سرسخت شیفته آن شدند و تا آخر عمر رهایش نکردند.

بررسی این کتاب در روزنامه شرق

داستانِ ‌ساز موسیقیدان‌ها

هر شخصی در دنیا که موسیقی را آکادمیک‌وار می‌آموزد و می‌شناسد، پیانو هم می‌داند چون نوازندگی این ساز در رشته آهنگسازی اجباری است. شاید کمتر کسی از میان این همه آهنگساز و پیانیست بداند که دقیقاً ۳۰۰ سال پیش مرد ۴۴ساله ایتالیایی وقتی به دربار شاهزاده فلورانس راه یافت، ‌سازی ساخت که اکنون مهم‌ترین ساز در رشته موسیقی و آهنگسازی است. بارتولومیو کریستوفری¹ که متخصص ساختن هارپسیکورد بود در سال ۱۷۰۹ این ساز را اختراع کرد. در این ساز نو چکش‌هایی وجود داشت که با کلید به حرکت درمی‌آمد و سیم‌هایی را به صدا درمی‌آورد. مخترعش آن را «سازی با صدای آرام و بلند» نامید. یعنی‌سازی که هم صدای نرم و ضعیف داشت هم صدای بلند و قوی. هرولد شوئنبرگ در کتاب «سرگذشت پیانو»، تولد تا مرگ این ساز زیبا را نوشته است؛ اینکه این ساز در ابتدا با شیوه تکنوازی و توسط افرادی چون یوهان سباستین باخ و پسرش نواخته شد و بعدها بتهوون نابغه اندیشه‌های ارکسترالش را بر این ساز پیاده کرد. اگر پیش از بتهوون موسیقیدان‌ها و پیانیست‌ها معتقد بودند پیانو از خود موسیقی مهم‌تر است، بتهوون با اندیشه‌های ارکسترالش بر این تفکر خط پایانی کشید. بخشی مهم از «سرگذشت پیانو» به «لیست» آن دیوانه پیانیست (پیانیست دیوانه) مربوط است. شوئنبرگ با انتخاب عنوان «رعد، برق، مسمریسم، سکس» وارد بحث توصیفی موسیقی لیست می‌شود: «وقتی لیست پیانو می‌نواخت خانم‌ها به جای دسته‌ها یا شاخه‌های گل، جواهرات خود را روی صحنه پرتاب می‌کردند. در سرمستی فرو می‌رفتند و گاهی هم غش می‌کردند. آنان که غش نکرده بودند دیوانه‌وار به صحنه هجوم می‌بردند.

بر سر دستکش‌های سبزرنگی که عمداً روی پیانو جا می‌گذاشت به جان هم می‌افتادند و اگر دست‌شان می‌رسید ته سیگارش² را برمی‌داشتند و تا هنگام مرگ حفظ می‌کردند…» نویسنده با توصیف‌های عجیب و غریبی از این دست لیست را معرفی می‌کند و پس از آن مکتب او و شاگردانش را وصف می‌کند. البته بلافاصله به معرفی بزرگ‌ترین رقیب و کسی که لیست او را «دشمن» خطاب کرده می‌پردازد: هنگامی که لیست با ژست‌های وحشیانه پهنه کلیدها را می‌پیمود، «زیگیسموند تالبرگ» راست، موقر و سنگین می‌نشست و با کمترین حرکت منویات خود را بر ساز اعمال می‌کرد.³ «سرگذشت پیانو» که از نوازندگانی چون باخ و موتزارت آغازیده و به معاصران رسیده، برای علاقه‌مندان به پیانو در ایران – با توجه به بحث همیشگی «پیانوی ایرانی» در میان آنان – بسیار مفید است. ۶۴۴ صفحه دارد و ۹۵۰۰ تومان است.

*نشر ناهید، هرولد شوئنبرگ

ترجمه: پرتو اشراق

پی‌نوشت: ……………………………………………..

۱- یکی از پیانوهای دست‌سازش را می‌توانید در موزه متروپولیتن نیویورک از نزدیک ببینید.

۲- بعید است کسی بتواند همزمان پیانو بزند و سیگار بکشد.

۳- تالبرگ این وقار را مدیون کشیدن چپق ترکی دسته‌دراز حین تمریناتش بود.( ص ۲۴۵)

  • مرداد ۱۵ / ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها برای سرگذشت آهنگسازان بزرگ بسته هستند
تاریخ ، فلسفه ، سیاست, تاریخ جهان, موسیقی, هنر،موسیقی،معماری و عکاسی

سرگذشت آهنگسازان بزرگ

سرگذشت آهنگسازان بزرگ

سرگذشت آهنگسازان بزرگ

نوشته : هرولد شونبرگ

ترجمه : پرتو اشراق

این کتاب را من برای شنونده عامی ، اما با هوش و علاقمند به موسیقی نوشته ام . کوشیده ام که جمعیت موسیقی به لحاظ تاریخی ، از کلاودیو مونته وردی تا امروز فراهم آید هیچ نابغه و موسیقی دان و آهنگساز برزگی را ندیده ایم که از گذشتگان خود تاثیر نگرفته باشد . کارل موک رهبر ارکستر اهل آلمان با طنز مخصوصی. این موضوع را بیان کرده، و بعد هم به آینده موسیقی ،؛ پس از تحویل قرن اشاره نموده . هم او یک بار مجبور شد با آهنگسازی کار کند که می گفتند یک دنده ، تک رو ، و لجباز است ، حرف هیچ کس را قبول ندارد ، یک فرد گرای کامل .رهبر ارکستر که تا آن تاریخ قطعه ای از آن دست نشنیده بود، و هیچ اشاره از گذشتگان در آن مشاهده نمی کرد ، گفت : ” آه آقا جان ، این قطعه شما خیلی عجیب است، از جایی که من می آیم همه پدر و مادر دارند .” سعی کرده ام به روحیات و منش آهنگسازان نیز به لحاظ شناخت رفتارشان اشاره ای کرده باشم . هنگامی که چاپ اول این کتاب منتشر می شد چنین مقصودی متداول نبود.امروز هم البته چندان معمول نیست . بسیاری از پژوهندگان و علاقمندان به موسیقی براین عقیده اند که اثر بیش از صاحب اثر اهمیت دارد ، می گویند یک قطعه بهتر از هر چیز می تواند مفهوم و معنای موسیقی را انتقال دهد …

از مقدمه کتاب

بررسی این کتاب در روزنامه شرق

موزیسین‌های تاریخ‌ساز
 

کمتر کسی می‌داند نام پادشاه پروست در قرن مثلاً ۱۸ چه بوده اما بی‌تردید نام بتهوون را شنیده یا سمفونی‌ای از او شنیده است در حالی که نمی‌دانسته این آهنگساز نابغه و بداخلاق و بی‌نظم با شاهزادگان آن زمان همنشین و هم‌ساز بوده است. کتاب «سرگذشت آهنگسازان بزرگ» نوشته هرولد شوئنبرگ۱ شرحی است جزء به جزء از تمامی اتفاقات زندگی آهنگسازانی مثل لودویک وان بتهوون. در این کتاب که نزدیک به ۹۰۰ صفحه است، نویسنده با استفاده از منابعی که در دست داشته وارد جزیی‌ترین نقاط زندگی این موزیسین‌های تاریخ‌ساز شده. تا آنجا پیش رفته که در نهایت می‌فهمیم بتهوون موقع اصلاح همیشه صورتش را با تیغ می‌بریده. شوئنبرگ در مقدمه‌اش درباره این کتاب هدفش را از نگارش این زندگینامه‌ها چنین شرح داده است: «این کتاب را من برای شنونده عامی، اما باهوش و علاقه‌مند به موسیقی نوشته‌ام. کوشیده‌‌ام که جمعیت موسیقی به لحاظ تاریخی، از کلاودیو مونته‌وردی۲ تا امروز فراهم‌ آید… کتاب حاضر به طور مشروح به زندگی و احوال مصنفان بزرگ می‌پردازد. تردیدی نیست که جنبه‌های تفسیری و تکنیکی در نهایت اختصار بیان شده‌ که برای خوانندگان غیرمتخصص نیز قابل استفاده باشد؛ گرچه گاهی، به خصوص در موسیقی قرن بیستم، از روی اضطرار به اصطلاحات تکنیکی هم می‌پردازیم…» نویسنده در برخی جاهای کتاب

– آنچنان که خود تاکید کرده – از مطالب خودش که پیشتر در هفته‌نامه نیویورک‌تایمز و مجله تایم چاپ شده با اعمال بازنگری استفاده کرده است. شرح زندگی آهنگسازها در این کتاب به ترتیب از قدیمی‌ترین‌ تا معاصرها چیده شده است و از این نظر منبع خوبی برای کسانی است که در پی آشنایی و احیاناً تحقیق درباره سیر موسیقی کلاسیک هستند. شوئنبرگ در انتخاب افراد هم یک ملاک اصلی در نظر گرفته: «در این کتاب که روایتش تا به امروز کشیده می‌شود تاکید بر واژه «بزرگ» قرار می‌گیرد. [چون] آهنگسازان بزرگ هریک از راه مخصوص به خود جهت و جریان موسیقی را تغییر داده‌اند.» اما فارغ از اطلاعاتی که درباره زندگی آهنگسازان بزرگ به دست‌ می‌آوریم، با خواندن این کتاب همچنین به سیر تغییرات سبک‌های مختلف موسیقی کلاسیک هم پی می‌بریم: از اپرا گرفته تا دوران رمانتیسیسم و سمبلیسم و امپرسیونیسم. مثلاً لذت‌بخش است که بدانیم اپرای «سالومه» ریچارد اشتراوس وقتی در متروپولیتن نیویورک اجرا شد چه اتفاقات عجیب و غریبی را در دوران رمانتیسیسم در پی داشت. اشتراوس را متهم کردند که اثرش «بوی گند و فساد اخلاق» می‌دهد. نامه‌های اعتراض به سردبیران مطبوعات می‌رسید: «آیا همسران و فرزندان، دختران و پسران ما باید از (به؟) این نمایش‌های فساد نگاه کنند؟» در همان روزها یکی از روزنامه‌های نیویورک عنوان صفحه اول خود را به این اپرا اختصاص داد و نوشت: «اپرای نفرت‌انگیز». اعتراض‌ها بالا گرفت و بابتیست‌های مذهبی هم آب را گل‌آلود دیدند و ماهی گرفتند. اتفاقاتی جذاب از این دست درباره آهنگسازانی چون‌ هایدن، شوبرت، شوپن، واگنر، برامس، موتسارت، چایکوفسکی و… در این کتاب بسیار است. اگر باور نمی‌کنید، بخوانید.

پی‌نوشت‌ها: …………………………………………………………

۱- با آرنولد شوئنبرگ آهنگساز بزرگ اتریشی فرق دارد. معلوم نیست چرا پرتو اشراق در اتحاد نگارشی چنین لغزشی کرده است: در برخی جاها شوئنبرگ چاپ شده و در جاهایی شونبرگ. اما با تلفظ آلمانی، شوئنبرگ درست‌تر است. طرفه آنکه روی جلد «شونبرگ» چاپ شده است.

۲- آهنگساز ایتالیایی قرون ۱۶ و ۱۷

*نشر ناهید، هرولد شوئنبرگ، ترجمه: پرتو اشراق