:::: منو ::::

انتشارات ناهید

معرفی کتاب های منتشر شده

پست طبقه بندی / رمان ، داستان کوتاه

  • آذر ۱۷ / ۱۳۹۳
  • ۵
رمان ، داستان کوتاه, رمان های فارسی

ساعت طلا

ساعت طلا

نویسنده : فریدون مجلسی

ساعت طلا داستانی است از فریدون مجلسی ملهم از جنایتی تکان دهنده که زمانی در تهران رخ داده، در پیوند با پیشینه‌ای تاریخی از زندگی کسانی که سهم اندکی در قدرت و سیاست دارند، اما اسیر سیاست‌های جهانی و داخلی می‌شوند!

داستان زحمت کشانی است که از سویی برچسب بهره‌کشی می خورند و از مدعیان عدالت اجتماعی لطمه می بینند و از سویی قربانی بی عدالتی و کینه توزی و خشونت سودجویان می شوند، و سرانجامی که آن نیز ریشه در تجربه و آموزشی خشونت‌زا در زندگی متعارف روستایی دارد.

این کتاب راوی حوادثی است که نقطه اوج آن به ۲۱ آذر و جدایی دولت تجزیه‌طلب دموکرات در آذربایجان و بازگشت مجدد آن در سال ۱۳۲۵ خورشیدی اشاره می‌کند.

  • شهریور ۰۴ / ۱۳۹۳
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

مرد مردمی

مرد مردمی

نویسنده: چینوا آچبه

مترجم: افسانه رشنو

هجو بس مضحکی از فسادی اندوهبار، تهدیدی برای همه ی سیاستمداران کارکشته. نانگا، تجسم هیبت حقه باز، تازه به دوران رسیده، و عوام فریبی است که چند صباحی دنیا را اغوا می کند. در تقابل با نانگا راوی جوان، کنجکاو و دوست داشتنی قرار دارد:

اودیلی. اودیلی که هنوز به فساد آلوده نیست، سرشار از شور زندگی به قهرمان جذابی بدل می شود که بی هیچ آرمانی، علیه نانگا می شورد. خصیصه ی برجسته ی اودیلی شور زندگی است. در رمان می خوانیم که اودیلی در معرض خطر بزرگی است، هر آن احتمالش می رود که او هم نانگای دیگری از آب دربیاید و نانگا، عوام فریب زهوار دررفته ای است که دست آخراز زباله دانی سر در می آورد.

  • شهریور ۰۴ / ۱۳۹۳
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

خدایگان کلودیوس

نویسنده: رابرت گریوز

مترجم: فریدون مجلسی

امپراتور جمهوری خواه به دنبال “منم کلودیوس” داستان دوران حکومت خود را می نگارد.

مردمان کلودیوس را به عنوان ابلهی حقیر می‌پنداشتند . ولی سلطنتی که او شرح می‌دهد به هیچ وجه ابلهانه نیست . او که با بی‌میلی به جامه‌ی ارغوانی دست یافت، به عنوان فردی رخ نمود که به جانب خوش خویی و خوش باوری گرایش داشت . این مردم عادی و سربازان ساده هستند که او را در بازسازی صدمات دوران گالیگولا و روابطش با هیرود آگریپا، پادشاه یهودی، و گشودن بریتانیا، و تصفیه حساب نهایی با همسر بی‌پروایش مسالینا یاری می دهند.

رابرت گریوز در یکی از زیباترین بازسازی‌های تاریخی قرن شخصیتی خلق کرده است که قابل مقایسه با ابله داستایفسکی است.

  • آبان ۱۰ / ۱۳۹۲
  • ۲
رمان ، داستان کوتاه, رمان های فارسی

چرا نویسندۀ بزرگی نشدم؟

چرا نویسندۀ بزرگی نشدم؟

نویسنده: بهار رها دوست

 کتاب ماجرای زنی است که برای دیدار فرزندش به امریکا می رود. در آنجا رها از دغدغه های زیست محیطی همیشگی اش، و در جریان ارتباطی که با طبیعت برقرار می کند، به مکاشفه ای درونی می رسد و بر آن می شود به دیرینه ترین رؤیای زندگی اش بپردازد. کتاب، شرح پاسخ جویی به یک پرسش است که از قضا پرسش پنهان بسیاری از دوستداران قلم ورزی هم هست، و دیالوگی است صمیمانه که در فرایند آن، راوی از دل تماشا در آینۀ خویشتن، به کاوشی اجتماعی در متن جامعۀ مرز و بومش نقب می زند. خواننده را که بخشی از پروژۀ واکاوی اش شده، به تجربۀ زیسته اش می کشاند، و دست در دست او می گذارد تا پا به پای هم از مه عبور کنند، و پرده ای را کنار بزنند برای نگاه به «نوشتن» در نور و نگاهی تازه.

  • مرداد ۰۱ / ۱۳۸۹
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

برادران کارامازوف

برادران کارامازوف

برادران کارامازوف (دورۀ دو جلدی)

نوشته : فئودور داستایوسکی

ترجمه : صالح حسینی

برادران کارامازوف [Brat’ja Karamazovy]. رمان فئودور میخایلوویچ داستایفسکی (۱) (۱۸۲۱-۱۸۸۱)،‌که در سالهای ۱۸۷۹-۱۸۸۰ منتشر شد. این رمان مهمترین اثر این نویسنده بزرگ روس است که هرچند از« جنایت و مکافات» از نظر ساخت نازل‌تر باشد، دارای آنچنان قوت و شدت دریافت و تحلیلی است که آن را به شمار یکی از باارزش‌ترین دستاوردهای ادبیات اروپایی نیمه دوم سده نوزدهم درمی‌آورد. طرح این اثر در ذهن نویسنده می‌بایست نخستین بخش زندگینامه مشروحی باشد مختص آلیوشا، جوانترین فرزند از میان برادران کارامازوف. داستایفسکی قرار بود از روایت سرگذشت دوران نوجوانی آلیوشا، چارچوبی ساخته که تکوین وقایع برجسته دوران سالمندی او را بازنمایاند. لیکن سرگذشت ماهیگیری بزرگ، که داستایفسکی پاره‌ای از طرحها و یادداشتهای آنها را محفوظ داشته است، ناتمام ماند. رمان برادران کارامازوف در وضع موجود به صورت وقایع‌نگاری ناقصی به نظر جلوه می‌نماید که داستان کینه شدید برادران کارامازوف را نسبت به پدر، در چارچوب یکی از شهرهای کوچک روسیه، روایت می‌کند. خانواده کارامازوف ها مرکب است از فیودور سالخورد، میتیا، ایوان و آلیوشا، فرزندان مشروع، و سمردیاکوف (۲)، فرزند نامشروع او. سمردیاکوف که قربانی معایب موروثی گرانی است، هرزه‌خویی است وقیح که همچون خدمتکار در خانه پدر به سر می‌برد و برای تربیت دیگر فرزندان سرمشقی نامبارک است. آلیوشا یگانه فرزندی است که هرچند گاهی بذرهای «جنون جنسی» کارامازوفها در او جوانه می‌زند، ظاهراً از عیوب پدری معاف است؛ وی در سایه زوزیم (۳) کشیش پیر و در جوی به شدت دینی پرورش یافته است. ستوان میتیا، برادر ارشد، جوانی است سریع‌التأثر و سرشار از عواطف افراطی و متضاد: وی مغرور، سبع و سنگدل، شهوی و در عین حال جوانمرد و مستعد برای ابرازدفعی  نیکی و فداکاری است. میتیا عاشق کاتیای زیبا، دختر مافوق خویش است و چون خبر می‌یابد که پدر او مبلغ کلانی از صندوق هنگ اختلاس کرده، به کاتیا می‌گوید که حاضر است این پول را در اختیار او بگذارد و پدرش را نجات دهد، به شرطی که خود او به سراغ آن بیاید و مقصوداو خوار کردن دختر است. با این همه، چون کاتیا می‌آید، وی دستخوش هیجان گشته ازدنائت خویش وحشت می‌کند؛ آنگاه مبلغ موعود را، بی‌آنکه از وی چیزی توقع کند، به او واگذار می‌کند. پس ازچندی، هرچند این دو نامزده شده‌اند، میتیا پی می‌برد که کاتیا تنها از سر ترحم و حق‌شناسی او را دوست داد. خود او نیز دیری نمی‌گذرد که با عشقی تازه و صرفاً شهوانی نسبت به گروشای زیباروی (گروشینکا) منقلب می‌گردد. وی زنی است هوس‌باز و بی‌وفا و بااراده که فیودور سالخورده نیزاو را دوست دارد. ایوان، به خلاف برادرش میتیا، موجودی است ظریف طبع، که با انکار عشق به خدا ونوع‌دوستی، شدیدترین بدبینیها را در دل خویش پرورده است؛ هرچند سابقه ایمانی  در کنه ضمیر او وجود دارد. وی کاتیا را که از جهت همین پیچیدگی طبع به وی شبیه است، دوست دارد؛ لیکن پذیرش این عشق را از خود دریغ می‌کند؛ کاتیا نیز، بی‌آنکه خود التفات کند، به سوی او کشانیده می‌شود. این عشق در وجود مرد جوان نفرت و کینه‌ای پنهانی نسبت به برادرش میتیا، که روزی دختر جوان را رها می‌کند، پدید می‌آورد. سمردیاکوف مصروع و فاسد که از پدرش، پدری که او را خدمتکار ساخته، متنفر است و چون اصلاً احساس مسئولیت نمی‌کند مستعد ننگین‌کاری است، به نوعی نمایشگر فرجام ونتیجه نهایی نظریه‌های کَلْبی صفتانه نابرادری خود ایوان است.

این روابط پیچیده و آشتی‌ناپذیر محور رمان‌اند. با این همه، کینه و نفرت نسبت به پدر سالخورده نوعی پیوند میان این سه برادر پدید می‌آورد. فیودور پیر برای میتیا رقیب عشقی، در نظر ایوان موجودی حقیر و نفرت‌انگیز و به چشم سمردیاکوف کارفرمایی سخت‌گیر و به دیده این هرسه، پیش از هرچیز، کسی است که پول یعنی چیزی دارد که آنها ندارند. پدرکُشی، که میتیای هیجان‌پذیر و تندمزاج، هرچند عمیقاً عاطفی، توان دست زدن به آن را ندارد، در کنه ضمیر بی‌احساس ایوان نقش می‌بندد. سمردیاکوف با آینده‌بینی ناشی از بیماری‌اش ته دل ایوان را می‌خواند و به اضمار و ابهام آرزوی نهانی برادرش را بیان می‌کند. ایوان وانمود می‌سازد که به هیچ روی بازتاب اندیشه شخص خود را در سخنان سمردیاکوف بازنمی‌شناسد و آن بدبخت را بدان سوق می‌دهد که دست به کار شود. با این همه،‌چون سمردیاکوف پدرش را می‌کشد، میتیا است که متهم به قتل می‌شود؛ چون همه ظواهر امر به ضد او گواهی می‌دهند. سمردیاکوف، اندکی پس از جنایت، خودکشی می‌کند. در واپسین لحظات، که ناگهان از رخوت روحی شگفتی بیرون آمده و دچار هذیان عجیب و غریبی شده است، در صدد نجات میتیا برمی‌آید. لیکن میتیا به زندان با اعمال شاقه محکوم شده است. رشته داستان ناگهان گسسته می‌شود و سرنوشت چهره‌های اصلی رمان را به حال تعلیق می‌گذارد. آلیوشا، که در طرح ذهنی اولیه نویسنده می‌بایست قهرمان اصلی باشد، در حقیقت نقش تماشاچی را ایفا می‌کند. آلیوشا،نوجوانی که در حمایت ایمانی پرفروغ و در غایت حسن نیت با زندگی روبرو می‌شود، اعترافات برادران خود را، یکی پس از دیگری می‌شنود. لیکن، هرچند فاجعه‌های زندگی آنان را درمی‌یابد، به هیچ روی موفق نمی‌شود به آنان کمک کند. و چون متعاقباً وجود خویش را وقف کارهای نیک می‌سازد، این ابتکار خوش‌فرجام‌تر از کار درمی‌آید. بدین سان است که وی نایل می‌شود گروهی از جوانان را به گرد خود فراهم آورد که با فداکاری خود موفق می‌شوند به یکی از یاران خود که دچار بیماری مهلکی است راحتی و آسایش معنوی ارزانی دارند. در پی آن، بار محنت خانواده دردمند او را نیز سبک می‌سازند؛ و روایت این خوان رمان با سرود ایمان همین کودکان، که سخت همبستگی و یگانگی یافته‌اند، پایان می‌یابد.

این رمان نمونه آن چیزی است که در دوران افول ناتورالیسم، «رمان افکار» خوانده شد و صحنه نمایش اضطرابهای روح اروپایی گردید. داستایفسکی در هیچ‌یک از آثار دیگر خود به این خوبی نشان نداده است که ادبیات باید برای آشکار ساختن مسائل بی‌شماری به کار رود که برآدمی بار شده‌اند، بی‌انکه در دل به وجود آنها اذعان کنیم یا جرئت مقابله با آنها را داشته باشیم. برادران کارامازوف در مجموع تحلیل مشروح نفسانیات انسانی از دیدگاه اخلاقی محض است. میتیا از این عقیده چنین عبارت می‌کند: «دل آدمی چیزی جز نبردگاه خدا واهریمن نیست.» در حقیقت، ثنویت پرعمقی برسراسر داستان بال‌گستر است. از سویی، شاهد آلیوشا هستیم، شاهد آفریده‌ای بهره‌ور از رحمت فطری لیکن نه معاف از مواریث پدری؛ از سوی دیگر،‌ سمردیاکوف جای دارد که سراپا قانقرازده و پاک محروم از حس مسئولیت است؛ لیکن با این همه، مستعد آنکه در آخرین لحظات به غایت پوچی و هیچی خود پی می‌برد و به خودکشی کشیده شود. میان این دو قطب، میتیای پرحرارت و ایوان شکنجه دیده جای دارند؛ یکی اساساً انفعالی و دیگری خیالبافی دیوانه و درمان‌ناپذیر، لیکن هردو به یکسان فاقد کارایی. فاجعه زندگی آنان سرانجام از خود آنان فراتر می‌رود. کار میتیا به آنجا می‌رسد که قادر به فایق آمدن بر اوضاع و شرایط نیست؛ شرایطی که در آغاز مایه درد و رنج یأس‌انگیز وی می‌شوند و سپس وی را ناگزیر از تحمل پی‌آمدهای جرمی که از او سر نزده است می‌سازند. فاجعه زندگی ایوان بر اثر انتزاع و جنون فکری از وی فراتر رفته است به حدی که دیگر برای بیان درد خود وسیله‌ای جز خواندن یکی از نوشته‌های خویش، که در رمان مندرج است، نمی‌یابد. نام این نوشته افسانه‌ای، «مفتش اعظم عقاید» است: ایوان چنین خیال می‌بندد که مسیح به میان آدمیان بازگشته است و یکی از مأموران اسپانیایی تفتیش عقاید درباره وی داوری می‌کند و به این جرم محکومش می‌سازد که آدمیان بیش از آن ضعیف و خسیس و حقیرند که برحسب احکام او زندگی کنند. نجات‌دهنده خواهان آن است که آدمیان عشقی که آزادانه پذیرفته شده باشد در دل داشته باشند؛ لیکن برای رمه انسانها باری از بار آزادی گرانتر نیست. مفتش اعظم کار مسیح را «تصحیح» کرده است: قدرت و معجزه و مرجعیت را به جای ایمان به عشق و آزادی نشانده و از این راه بر گردن عاصیان بینوا طوق بندگی افکنده است. لیکن، در عوض، زندگانی آرام و معاف از محرومیت برای آنان تأمین کرده است. هرگاه مسیح رسالت خود را از سر می‌گرفت، این آرام و قرار گرفته می‌شد: از این‌رو وی محکوم به ارتداد خواهد بود. مسیح به سخنان هراس‌انگیز و روشن‌بینانه مفتش عقاید جواب نمی‌دهد. بلکه «در عین سکوت به پیرمرد نزدیک گشته بر لبان بی‌خون نود ساله‌اش بوسه می‌نهد؛ آن مرد، که در جا خشکیده است، دروازه زندان را به روی مسیح می‌گشاید».

جوهر رمان برادران کارامازوف در همین افسانه نهفته است:‌ جلوه عشقی که در این افسانه مستتر است- عشقی که در دل زوزیم سالخورده وآلیوشا مملو است- اساساً جنبه عرفانی دارد. این افسانه از آن جهت بسیار مهم است که دو نیروی فایق در نفس داستایفسکی را می‌نمایاند: از سویی، ایمان به نیکی پنهان در فطرت آدمی، آن نیکی که صورت مسیحایی همبستگی بی‌حد و مرز انسانی بروز می‌کند؛ از سوی دیگر، علم به وجود شقاوتی انسانی که پیوسته به راندن آدمی به سوی غرقاب گرایش دارد. با این تلقی کاملاً پاسکال‌مآبانه- چیزی بیش از آنچه بتوان سایه‌ای نسبتاً نحس و نامیمونش خواند- با هم درمی‌آمیزند و این دو عامل چندان خلط می‌شوند که تمیزشان از یکدیگر دشوار است. در این بازی پنهانی، که نیکی و بدی در یکدیگر رخنه می‌کنند و در کارگردانی این عناصر، بدان‌سان که ناچیزترین پندار یا کردار بازیگران اصلی، بازتاب آنها باشند، می‌توان یکی از انگیزه‌های اساسی فلسفه وهنر داستایفسکی را بازشناخت و مقصود از بسط و پرورش بعدی این رمان، که حاوی سرگذشت آلیوشا در زمان اعتکاف او در صومعه‌ای است، اثبات پیروزی وضع عرفانی است بر منطق غیرانسانی ایوان و ثنویت ذاتی آدمی-وضعی عرفانی که با نشان اخوت و صلح کل شاخص می‌گردد. داستایفسکی نیز همواره تلاش داشت به همین اخوت و صلح کل برسد بی‌آنکه، به خلاف تولستوی، هرگز بتواند آن را در دستاورد هنری خود جامه عمل بپوشاند.

احمد سمیعی (گیلانی) . فرهنگ آثار. سروش.

  • مرداد ۲۸ / ۱۳۹۲
  • ۰
داستان های کوتاه ترجمه, رمان ، داستان کوتاه

هابیل و چند داستان دیگر

نویسنده: میگل دِ اونامونو

مترجم: بهاءالدّین خُرّمشاهی

نویسندۀ این داستان ها، میگل دِ اونامونو (۱۸۶۴-۱۹۳۶م) بزرگترین حکیم و متفکر اسپانیا در عصر جدید است. او از فیلسوفان / متکلمان اگزیستانسیالیست دیندار است؛ و سده ها می گذرد که در جهان مسیحیت کاتولیک، متفکری به عظمت و نویسنده ای به بلاغت او ظهور نکرده است. بزرگترین اثر از میان پنجاه و چند اثرش درد جاودانگی / سرشت سوگناک زندگی نام دارد (ترجمۀ همین مترجم، نشر همین ناشر، چاپ نهم ۱۳۹۱). او در جنب آثار فلسفی و کلامی اش، شعر و نمایشنامه و داستان هم دارد. داستان هایش غالباً کوتاه و روانشناختی و بسیار اثر گذار است. پنج داستان کوتاه از او به فارسی ترجمه شده است . سه دلیل داستان در این کتاب، به اضافۀ خاله تولا، و مِه. این سه داستان عبارتند از ۱.هابیل، ۲.مرد مردستان، ۳.قدیس مانوئل نیکوکار شهید. هابیل تحلیل روانشناختی حسادتی مهارناپذیر است که خوآکین (نویسندۀ ناموفق و هم نقش با قابیل)، به هابیل (نقاش موفق، هم نقش با هابیل کتاب مقدس) می ورزد. مرد مردستان حکایت عشق جانوری و غیرت و تهمت غیرعادی مردی خودخواه و نافرهیخته به همسرش است که سرانجام هر دو را از پای در می آورد.

قدیس مانوئل داستان وسواس کشیشی است که بسیاری از مردم قلمرو روحانی و کلیسایی اش به هدایت او ایمان می آورند، و او را مظهر عشق و ایمان به خداوند می دانند. اما او نوری از ایمان در دل خود نمی یابد. اونامونو ایمان را نه عزم و جزم یکباره، بلکه روندی مادام العمر، و امید و ارادۀ معطوف به ایمان می داند.

  • اردیبهشت ۰۴ / ۱۳۹۲
  • ۱
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

منم کلودیوس

منم کلودیوس

نویسنده: رابرت گریوز

مترجم: فریدون مجلسی

رابرت گریوز، نویسندۀ منم کلودیوس، استاد بزرگ تاریخ و ادبیات یونانی و لاتین، و از برترین ادیبان، شاعران و اسطوره شناسان بریتانیا و جهان در قرن بیستم است. تاکنون پنج کتاب بزرگ از آثار او، یعنی: منم کلودیوس، خدایگان کلودیوس، اسطوره های یونانی و لاتین، قیصر و کسری ]کُنت بلیزاریوس[، و عیسای پادشاه به فارسی ترجمه شده است.

منم کلودیوس – داستان سزارها، از یولیوس سزار تا سزار نرون – بدون تردید بزرگترین اثر گریوز است که در اروپا و آمریکا بیش از صدبار تجدید چاپ شده است. داستان کتاب بازتاب جنبه هایی از دورانی بس جالب و عبرت انگیز در تاریخ تمدن بشر است. این دوره – همزمان با میلاد مسیح – از سویی فرازی در پیشرفت های فلسفی، علمی، ادبی، هنری، صنعتی و بازرگانی به شمار می آید، و از سویی نشیبی از لحاظ انحطاط اخلاقی و بی اعتبار شدن ارزش ها و حقوق و آزادی های انسانی است. گریوز رمان تاریخی و مستند خودش را به صورت داستانی جذاب نوشته است که در ردیفی بالا در شمار صد کتاب برگزیده ادبیات انگلیسی در قرن بیستم قرار دارد!

نوشته هایی درباره ی «منم کلودیوس»

روزنامه اعتماد، شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲

به مناسبت تجدید چاپ و ویرایش جدید کتاب «خدایگان کلودیوس» اثر رابرت گریوز
ایران و روزگار سزارها
فریدون مجلسی
رابرت گریوز، ادیب، نویسنده، مورخ و زبانشناس نامدار،‌ در کتاب منم کلودیوس، با توجه به آثار باقیمانده از کلودیوس سزار، ناپسری امپراتور سزار اکتاویوس اگوستوس، نخستین امپراتور روم، ‌قلم را به او سپرده و اثر بزرگ و کلاسیک خود را به روایت سزارکلودیوس، پنجمین سزار از شش سزار نامدار و بدنام نوشته است. اثر بزرگی که برای فرهیختگان اروپایی بسیار جالب است زیرا بخش مهم و موثری از تاریخ مشترک آنان را تشکیل می‌دهد. اما برای ایرانیان نیز نباید خالی از لطف باشد ‌زیرا علاوه بر آشنایی دست اول با تاریخ و وضعیت سیاسی و اجتماعی آن دوران حساس اروپا که همزمان است با میلاد مسیح و سربرآوردن سرداران اسطوره‌یی روم، مانند کراسوس، یولیوس سزار، پمپه و آنتونی، سزار تیبریوس، سزار کلیگولا، سزارنرون و البته سزار کاودیوس و نقش زنان نامدار و بدنامی چون لیویا، کلئوپاترا، مسالینا و اگریپینا، که زندگی هر یک را نویسندگان بزرگی همچون ویلیام شکسپیر در شاهکارهایشان جاودانه کرده‌اند، ارتباطات جالبی نیز با تاریخ ایران اشکانی پیدا می‌کند که تنها هماورد امپراتوری روم در آن دوران بود! و ما در اینجا از همین دیدگاه،‌ یعنی ارتباط ایرانی، به آن دوران می‌نگریم. ادامه مطلب

  • مرداد ۲۳ / ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها برای اتاق شمارۀ ۶ و چند داستان دیگر بسته هستند
داستان های کوتاه ترجمه, رمان ، داستان کوتاه

اتاق شمارۀ ۶ و چند داستان دیگر

اتاق شمارۀ 6 و چند داستان دیگر

اتاق شمارۀ شش و چند داستا دیگر

نوشته : آنتون چخوف

ترجمه : کاظم انصاری


” قصه های و نمایش نامه های چخوف از زمره کارهای نادری است که انسان میل می کند دوباره بخواند “

تولستوی


هیچ کس بهتر از چخوف شکست طبیعت آدمی را در تمدن جدید نشان نداده است . او بخصوص ورشکستگی انسان فهمیده را با حقارت زندگی برابر می نهد

کروپاتکین

  • مرداد ۱۴ / ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها برای هری پاتر سنگ جادو بسته هستند
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

هری پاتر سنگ جادو

نویسنده: ج. ک. رولینگ

مترجم: پرتو اشراق

هری پاتر و سنگ جادو اولین کتاب از مجموعه داستان های هری پاتر است این مجموعه به ترتیب عبارت است از:

۱. سنگ جادو
۲. تالار اسرار
۳. زندانی آزکابان
۴. جام آتش
۵. سازمان ققنوس
۶. شاهزاده دورگه
۷. پیام آوران مرگ

که همگی با ترجمه ای روان و دقیق توسط انتشارات ناهید منتشر شده اند.

  • مرداد ۱۴ / ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها برای هری پاتر و پیام آوران مرگ / دو جلد بسته هستند
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

هری پاتر و پیام آوران مرگ / دو جلد

نویسنده: ج. ک. رولینگ

مترجم: پرتو اشراق

هری هدفی خطرناک و شاید غیر ممکن پیش رو دارد . برآن است که هوکروکس های باقی مانده را پیدا کند و از بین ببرد . هیچ وقت خود را تا این حد تنها احساس نکرده . آینده پراز سایه های مبهم و مکارست . اما به هر حال باید شهامتی در خود بیابد ، و قدرتی ، که بتواند به سوی هدف حرکت کند . باید خانه راحت و گرم بارو را ترک گوید ، و به راهی که نمی داند چه پایانی دارد قدم بگذارد .این آخرین جلد از مجموعه هری پاتر است، و خانم ج.ک.رولینگ به سؤالات زیادی پاسخ می دهد ، گره های بسیار می گشاید.بافت این مجموعه به لحاظ ادبی شگفت انگیز است ، آمیخته با اساطیر ایرلند ، توهمات رایج میان آن مردم که جذابیت خاصی به سیر قصه می بخشد.

  • مرداد ۱۴ / ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها برای هری پاتر و جام آتش / دو جلد بسته هستند
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

هری پاتر و جام آتش / دو جلد

نویسنده: ج. ک. رولینگ

مترجم: پرتو اشراق

هری پاتر از شگفتی های ادبیات امروز است . از جهانی خیال برانگیز . رنگارنگ و سرشار از حس انسانی سخن می گوید. در این چند رمان ، نویسنده برای نوجوانان و حتی بزرگترها ، از عناصر تخیل به عنوان دست مایه ، دنیایی  متصل به واقعیت خلق می کند که همه از کوچک و بزرگ شیفته آن می شوند. این رمان با هر تعریفی از ادبیات نو اثری هنری به شمار می رود . با دنیای زیبای نوجوانی می آمیزد و تجربه های نیک و بد را به نمایش می گذارد . آن طور که اگر بزرگتر ها هم ذهن خود را ورزش دهند و به دنیای فرزندان خویش نزدیک شوند ممکن است با آن ها در لذت خواندن یک داستان خوب و زیبا شریک باشند.

  • مرداد ۱۴ / ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها برای هری پاتر و شاهزادۀ دو رگه / دو جلد بسته هستند
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

هری پاتر و شاهزادۀ دو رگه / دو جلد

نویسنده: ج. ک. رولینگ

مترجم: پرتو اشراق

خانم جوآن کاتلین رولینگ از کودکی به قصه نویسی پرداخته. متولد سال ۱۹۶۵ است. در چیپستو از شهر های ویلز به دنیا آمده و در ۶ سلگی نخستین کتاب خود را نوشته است – قصه ای درباره خرگوشی به نام خرگوش! در دانشگاه اکسیتیر به تحصیل ادبیات فرانسه و ادبیات کلاسیک انگلیسی پرداخت  بعد به لندن آمد و مدتی در سازمان عفو بین المللی کار کرد و آن گاه در ادینبورو اقامت گزید. شخصیت هری پاتر آن روزی به نظرش رسید که با قطار از منچستر به لندن می رفت: “هری پاتر ناگهان با شکل و شمایل کامل خود به ذهن من راه یافت!” و چون در ایستگاه کینگز کراس پیاده شد شخصیت های دیگر هم شکل گرفته بودند. در طول ۵ سال بعد برای هر کتاب طرحی تهیه کرد و بلافاصله به نوشتن نخستین قصه -سنگ جادو- پرداخت که در۱۹۹۷ منتشر شد. قصه های دیگر به ترتیب در سال های بعد از راه رسید: تالار اسرار، زندانی آزکابان، جام آتش و سازمان ققنوس. و اینک که جلد ششم را به پایان رسانده شاهزاده دو رگه اش نام کرده. خانم رولینگ در حال حاضر همراه خانواده خود در شهر ادینبورو زندگی می کند.

ناشر ایرانی این آثار بدون شتاب زدگی سعی کرده ترجمه و چاپ معتبری ارایه دهد.

برگه‌ها :1234