:::: منو ::::

انتشارات ناهید

معرفی کتاب های منتشر شده

پست طبقه بندی / رمان ، داستان کوتاه

  • مرداد ۱۴ / ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها برای هری پاتر و شاهزادۀ دو رگه / دو جلد بسته هستند
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

هری پاتر و شاهزادۀ دو رگه / دو جلد

نویسنده: ج. ک. رولینگ

مترجم: پرتو اشراق

خانم جوآن کاتلین رولینگ از کودکی به قصه نویسی پرداخته. متولد سال ۱۹۶۵ است. در چیپستو از شهر های ویلز به دنیا آمده و در ۶ سلگی نخستین کتاب خود را نوشته است – قصه ای درباره خرگوشی به نام خرگوش! در دانشگاه اکسیتیر به تحصیل ادبیات فرانسه و ادبیات کلاسیک انگلیسی پرداخت  بعد به لندن آمد و مدتی در سازمان عفو بین المللی کار کرد و آن گاه در ادینبورو اقامت گزید. شخصیت هری پاتر آن روزی به نظرش رسید که با قطار از منچستر به لندن می رفت: “هری پاتر ناگهان با شکل و شمایل کامل خود به ذهن من راه یافت!” و چون در ایستگاه کینگز کراس پیاده شد شخصیت های دیگر هم شکل گرفته بودند. در طول ۵ سال بعد برای هر کتاب طرحی تهیه کرد و بلافاصله به نوشتن نخستین قصه -سنگ جادو- پرداخت که در۱۹۹۷ منتشر شد. قصه های دیگر به ترتیب در سال های بعد از راه رسید: تالار اسرار، زندانی آزکابان، جام آتش و سازمان ققنوس. و اینک که جلد ششم را به پایان رسانده شاهزاده دو رگه اش نام کرده. خانم رولینگ در حال حاضر همراه خانواده خود در شهر ادینبورو زندگی می کند.

ناشر ایرانی این آثار بدون شتاب زدگی سعی کرده ترجمه و چاپ معتبری ارایه دهد.

  • مرداد ۱۳ / ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها برای زیر گذر بسته هستند
داستان های کوتاه فارسی, رمان ، داستان کوتاه

زیر گذر

گردآورنده: ع.ص.خیاط

این کتاب جلد چهارم مجموعه ای است از آثار کودکان کانون های اصلاح و تربیت که به همت ع.ص.خیاط گردآوری شده است. نمونه ای از آثار این کودکان به نام او که عشق را آفرید و جوان ها را بدبخت کرد؟!

نمی دانم از دست این پدر و مادر چه بگویم این ها را همیشه آژار می دهند حتا نمی گذارن که یک روز شاد باشم و شادی کنم همیشه می خوان در زندان خود مرا زندانی کنند در قفس زشت مرا می اندازند از زندانی کردن من خوشحال می شود درست است که می گویند که پشت سر هر خنده ای گریه ای هم هست چون من در این زندان آزادی ندارم شما می گویید چگونه فرار کنم مادرم هم نمی تواند کار کند چون آنقدر از من دور است که نمی تواند طلسم این زندان را بشکند و مرا آژاد کند که مثل پرنده هایی دیگر پرواز کنم نه مثل کبک نه مثل کلاغ مثل بلبل.

سینا ۱۶ ساله

  • مرداد ۱۳ / ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها برای ترس غار بسته هستند
داستان های کوتاه فارسی, رمان ، داستان کوتاه

ترس غار

گردآورنده: ع.ص.خیاط

این کتاب جلد سوم مجموعه ای است از آثار کودکان کانون های اصلاح و تربیت که به همت ع.ص.خیاط گردآوری شده است. نمونه ای از آثار این کودکان:

فیروزه از آدم سیاه پوش می ترسد. از پارک رفتن می ترسد. در پارک بازی نمی کند. از چاقو می ترسد. فیروزه می ترسد وقتی از خیابان رد می شود ماشین سیاه او را بزند. او می ترسد گربه سیاه در خیابان دنبالش کند. او از دست کتک زدن داداش می ترسد. داداش چاقوی دسته سیاه دارد. چاقوی داداش دسته استخونی است. او می ترسد با چاقو او را بزند از خانه می ترسد. کوچه نمی رود. از مرد سیاه که از زیرزمین بیرون می آید می ترسد. از چاقوی بزرگ دسته سیاه می ترسد.

فیروزه، ۸ ساله، اول دبستان

  • مرداد ۱۳ / ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها برای غار تار بسته هستند
داستان های کوتاه فارسی, رمان ، داستان کوتاه

غار تار

گردآورنده: ع.ص.خیاط

این کتاب جلد دوم مجموعه ای است از آثار کودکان کانون های اصلاح و تربیت که به همت ع.ص.خیاط گردآوری شده است. نمونه ای از آثار این کودکان:

مامانم داشت چایی می خورد گفتم مامان منم چایی می خواهم گفت برو یه گوشه بخواب ببینم. اما حالا دیگه این جوری نیست الان من که برم خونه مامانم میگه بفرما دخترم بیا یه چایی بخور. صبح که از خواب بیدار شدم بابام رفت برامون نون تازه خرید. گفت لباس های مدرسه بپوش برو کلاس. اومد دم مدرسه. عمو خیاط داستان های عجیبی می گفت. بابام خوشش اومد. می خواد واسه من عروسک بخره. خودش گفت اونجا منتظر میشه جلوی در.

سحر، ۸ ساله

  • مرداد ۱۳ / ۱۳۸۹
  • ۰
داستان های کوتاه فارسی, رمان ، داستان کوتاه

برج غار

گردآورنده: ع.ص.خیاط

در زمستان ۱۳۸۰ با کودکان کار و خیابان از نزدیک آشنا شدم. دست عزیزانی که روزهای جمعه تشنگان دانش و محبت را به مدرسه می کشاندند فشردم. به دنبال راه کاری بودند تا با کودکانی که که بخشاً حضور در کانون های اصلاح و تربیت را بارها تجربه کرده اند رابطه ای تأثیر گذار بر قرار کنند…

این کتاب جلد اول مجموعه ای است  از آثار کودکان کانون های اصلاح و تربیت که به همت ع.ص.خیاط گردآوری شده.

نمونه ای از آثار:

یک پسری بود که به نام امیر بود. یک شب که مشق می نوشت یک دفعه… دست و پایش از سرما و سرد یخ زده بود که یک دفعه امیر به پدر و مادرش گفت چرا یک بخاری نمی خری پدرش گفت پسرم بخاری گران است امیر ناراحت شد و یک روز از مدرسه می آمد یک دفعه دید که یک دیوار بلندی آنجاست از نردبان روی دیوار بالا رفت از روی دیوار دید که خیلی بخاری زیبا و قشنگی آنجا است خوشحال شد و خودش را با خوشحالی پرت کرد پایین یک بخاری را برداشت و دیگر نتوانست بالا برود.

خالده، ۱۰ ساله، اول دبستان

  • مرداد ۱۳ / ۱۳۸۹
  • ۱
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

اسکارلت (دورۀ دو جلدی)

اسکارلت

اسکارلت (دورۀ دو جلدی)

نوشته : الکساندرا ریپلی

ترجمه : پرتو اشراق

ادامه رمان «بر باد رفته» که می توان آن را بعد از کتاب مقدس، دومین کتاب پرفروش با جلد گالینگور در سطح جهان دانست، پس از کش و قوس های فراوان با نام اسکارلت منتشر شد. انتشار این کتاب در حالی محقق شد که پیش از این چند نویسنده در این راه ناکام مانده بودند. داستان با بازگشت اسکارلت به تارا ادامه پیدا می کند. داستان علاقه مندی وی به ایرلند و خانواده پدری، داستان بزرگ شدن و پیدا کردن حس مادری در اسکارلت. اسکارلت شخصیت زنی محکم و استوار که سختی های زندگی و راه او را از پا در نیاورده و همواره برای خود هدفی می سازد تا حرکت کند و نایستد… . رمان اسکارلت بیشتر از بر باد رفته به شخصیت و تفکرات اسکارلت پرداخته است.

  • مرداد ۱۳ / ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها برای بر باد رفته (دورۀ دو جلدی) بسته هستند
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

بر باد رفته (دورۀ دو جلدی)

بر باد رفته

بر باد رفته (دورۀ دو جلدی)

نوشته : مارگارت میچل

ترجمه : پرتو اشراق

“مارگارت میچل” در ۸ نوامبر سال ۱۹۰۰ در آتالانتا آمریکا متولد شد. نویسنده‌ایی که بعدها و در سال ۱۹۳۷ برای رمان برباد رفته جایزه پولتیزر را دریافت کرد. کتابی که برای همیشه از محبوب ترین کتاب‌های تمام دنیاست با بیش از ۲۸ میلیون نسخه و بارها تجدید چاپ به یقین شایسته چنین عنوانی است. او دوران کودکیش را در سال های جنگ های شهری آمریکا گذراند و به خوبی با فضا و حال و هوای آن دوران آشنا بود. آن را می شناخت و شاید جزییاتی که در کتابش و در میان روابط انسان ها به شکل عجیبی قابل لمس هستند، ناشی از زندگی در همان شرایط است. او پس از فارغ التحصیلی از دبیرستان به کالج اسمیت پیوست تا این که در سال ۱۹۱۸ از آن فارغ التحصیل شد و سپس به عنوان اولین زن روزنامه نگار در جنوب امریکا در روزنامه ای که مطالب مارگارت را یک شنبه‌ها و به صورت هفتگی منتشر می کرد شروع به کار کرد. “میچل” پس از ازدواج ناموفق با “ردآشیو” در ۱۹۲۲، سه سال بعد با مرد دیگری به نام “جان مارش” ازدواج کرد و همچنان با چاپ خاطرات ژنرال های جنگ های شهری و ایالت جورجیا و مصاحبه با چهره های مطرح آن روزها، خود را به عنوان یک نویسنده با استعداد معرفی کرد. چندی بعد وقتی جان مارش همسرش برای او و بنابر علاقه ای که میچل به کتاب های تاریخی داشت، یک کتابخانه بزرگ از کتاب های تاریخی آماده کرد و او را تشویق به نوشتن رمانی تاریخی کرد. سرانجام در سال ۱۹۳۶ پس از ملاقات میچل با ناشری به نام “هاواردلاتام” پس از ۷ سال نگارش مداوم “بر باد رفته” این رمان منتشر شد. مارگارت میچل سرانجام بر اثر تصادف رانندگی در سال ۱۹۴۹ فوت کرد. سال ها پس از مرگ او کتابی دیگر از او نیز منتشر شد. مارگرت در سال ۱۹۳۷ به خاطر نگارش رمان پرفروش برباد رفته جایزه معتبر پولیتزر را از آن خود کرد. اما خلاصه داستان: اسکارلت بزرگ ترین دختر میچل صاحب مزرعه پنبه تارا تنها به یک چیز می اندیشد؛ ازدواج با اشلی ویلکز پسر مالک مزرعه مجاور. در یک مهمانی در خانه ویلکز اسکارلت به اشلی اظهار علاقه می کند ولی اشلی عنوان می کند که به ملانی دختر عمویش می خواهد ازدواج کند. رت باتلر ماجراجوی خوش قیافه ای که شاهد صحبت ها بوده است اسکارلت را نصیحت می کند. جنگ شمال و جنوب امریکا آغاز می شود و اسکارلت با چارلز براد ملانی ازدواج می کند ولی چارلز در اردوی آموزشی در می گذرد. اسکارلت به آتلانتا پیش ملانی می رود و در آنجا دوباره بارت باتلر ملاقات می کند. وقتی آتلانتا مورد حمله قرار می گیرد رت به اسکارلت و ملانی کمک می کند که از شهر بگریزند و آنگاه به جنوبی ها می پیوندد. وقتی اسکارلت بعد از جنگ پیش اشلی باز گشته و با او زندگی می کند اما اسکارلت برای نگهداری مزرعه با فرانک پولدار ازدواج می کند. پس از مرگ فرانک، اسکارلت با باتلر ازدواج می کند و…

نقل از ایبنا

  • مرداد ۱۳ / ۱۳۸۹
  • ۰
تاریخ ، فلسفه ، سیاست, رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه, زندگی نامه، خاطرات

چخوف

چخوف

چخوف

نوشته : هانری تروایا

ترجمه : علی بهبهانی

هانری تروایا ، نویسندۀ چخوف ، کتابی که از ستایش بین المللی برخوردار شده است ، روسی تباری فرانسوی و از اعضای فرهنگستان فرانسه است . پوشکین ، داستایفسکی ، گوگول ، تالستوی ، و نیز سلسله ای از زندگی نامه های تزاران روس از جملۀ آثار دیگر او هستد.

هانری تروایا …خود را وقف چخوف کرده است . کتاب تروایا در بر دارندۀ زندگی نامه ای است که به شیوۀ رمان نوشته شده است ، و چه رمانی !”

لودوفن لیبر

” تروایا …آثار چخوف را به هم در می آمیزد و ما را به شناخت بهتر او راهنمون می شود… “

اکسپرس


  • مرداد ۱۲ / ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها برای سپتیموس هیپ – کتاب چهارم – گرداب بسته هستند
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

سپتیموس هیپ – کتاب چهارم – گرداب

سپتیموس هیپ – کتاب چهارم – گرداب

نوشته : آنجی سیج

ترجمه : پرتو اشراق


در قلعه غوغایی برپاست ، مرین مردیت با نقشه های شوم برای سپتیموس بازگشته . دردسرهای خطرناک و حوادث عجیبی در انتظار سپتیموس و جناست . روح نخستین دست نوشته سحر آمیز ترتیوس فیوم نام دارد که برای این دو نقشه ها کشیده و خیال های جنایت آمیز در سر می پرورد . روح دست نوشته سحر آمیز می خواهد سپتیموس را به گرداب مرگبار اندازد و درتله ای گرفتار کند که خلاصی از آن ممکن نیست . اما سپتیموس و جنا هم خیالات دیگری در سر دارند ، بر آن هستند که در جست و جوی خانه فوریکس بر آیند ، و این خانه جایی عجیب است . جایی که زمان در آن جا حضور دارد ، جایی که نا امیدانه تلاش می کنند نیکو و اسنوری را که در گذشته به دام افتاده اند نجات دهند آیا سپتیموس می تواند از گرداب مهیب که در راه دارد به سلامت عبور کند ؟

داستان زندگی سپتیموس هیپ سراسر حادثه و پر از وقایع خیال انگیز،  این بار نیز با واقعه ای جادویی همراه است .

  • مرداد ۱۲ / ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها برای سپتیموس هیپ – کتاب سوم – فیزیک بسته هستند
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

سپتیموس هیپ – کتاب سوم – فیزیک

سپتیموس هیپ – کتاب سوم – فیزیک

نوشته : آنجی سیج

ترجمه : پرتو اشراق


نویسندۀاین مجموعه خانم آنجی سیج جلد سوم را فیزیک نامیده. در این بخش به جسم آدمی و سلامت آن اشاره دارد و برای این که به نتیجۀ مورد نظر خود دست یابد از هر تخیلی که ممکن باشد ، حتی آن ها که در خیال هم غیر ممکن است استفاده می کند.

فیزیک از حوادثی عجیب و غریب سخن می گوید و حتی زمان را پس و پیش می کند ، فقط برای این که قهرمان خود را در لحظات سخت آزمایش کرده باشد ، و قدرت او را در برابر وسوسه های بد و کینه ورزی های روزگار آزموده باشد . راهش مشحون از اتفاقاتی است که ظاهراً غیر ممکن است ، اما نه در جهان بی حد و مرز ذهن آدمی ! مزیت این شیوه این است ک خوانندگان نوجوان را به دنیاهایی که به موازات جهان واقعی ما قرار دار توجه می دهد.

خانم سیج میگوید انسان – علی الخصوص انسان نوجوان ، باید خود را بیازماید ، باید آزمایش خود را بیاموزد و این جز از طریق تخیل وقایع ناممکن پدید نخواهد آمد.

  • مرداد ۱۲ / ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها برای سپتیموس هیپ – کتاب دوم – پرواز بسته هستند
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

سپتیموس هیپ – کتاب دوم – پرواز

سپتیموس هیپ – کتاب دوم – پرواز

نوشته : آنجی سیج

ترجمه : پرتو اشراق


پرواز جلد دوم از مجموعۀ سپتیموس هیپ است . پسری است معمولی که با پسرهای دیگر فرقی ندارد ، اما در جریان خیال ( سیر داستان ) با کنج کاوی هایی که نشان می دهد شکلی از خیال ارایه می دهد و دنیایی می سازد که ما پدران و مادران نیز شاید قدرت ساختنش را نداشته باشیم . برای نوجوانان ما چه چیز مفید تر از این که خیال را مصدر انگیزه های نو کنند و از این طریق خواسته های خود را دریابند.

آن چه در این مجموعه از نظر خوانندگان می گذرد تکیه بر این است که مرز خیال بی انتهاست و خیال برای آدمی چو آب برای ماهی است . از این رو برای رسیدن به شیرینی های زندگی باید به فرزندان خود امکان بدهیم قلمروی خیال را در خود توسعه دهند.

  • مرداد ۱۲ / ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها برای سپتیموس هیپ – کتاب یکم – جادو بسته هستند
رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه

سپتیموس هیپ – کتاب یکم – جادو

سپتیموس هیپ – کتاب یکم – جادو

نوشته : آنجی سیج

ترجمه : پرتو اشراق


جادو کتابیست سرشار از عجایب ، از عجایب ، جذابیت ها و شگفتی ها . که با تخیلی نیرومند نوشته شده .ما را به جهانی دعوت می کند که چو وارد شویم دیگر مایل به ترک آن نیستیم.سپتیموس هیپ ، هفتمین پسر هفتمین پسر شب تولدش ناپدید می شود . قابله اعلام می کند که این بچه مرده به دنیا آمده. همان شب پدر این پسر ، مردی به نام سیلاس هیپ در راه بازگشت به خانه ، میان برف های سنگین جنگ دختری کوچک می یابد که پشت بوته ای نهاده بودند . او را به خانه می برد . نامش را جنا می گذارند . و مثل فرزند خودشان بزرگ می کنند ولی این دختر اسرار آمیز کیست؟ و چه بر سر فرزند خانوادۀ هیپ ، هفتمین پسر هفتمین پسر آمده ؟

یکی از منتقدان داستان های کودکان در مجله کرکاس می نویسد ، ” هری – مقصود هری پاتر است  – سر بردار و بنگر ، جادوگری جوان در راهست . کتابی که تا تمام نکنی زمیین نمی گذاری ، و این آغاز این مجموعۀ خواندنیست.”

برگه‌ها :1234