:::: منو ::::

انتشارات ناهید

معرفی کتاب های منتشر شده

پست طبقه بندی / فیلمنامه

  • اردیبهشت ۲۹ / ۱۳۹۷
  • ۰
درباره‌ی سینما و تئاتر, سینما، تئاتر, فیلمنامه

نجات گربه

نجات گربه (آموزش فیلمنامه‌نویسی)

نجات گربه
(آموزش فیلمنامه‌نویسی)

بلیک اسنایدر

ترجمۀ بهزاد افشار

نجات گربه را می‌توان از نمونه‌های مشهور، مؤثر و بحث‌انگیز کتاب‌های راهنمای فیلمنامه‌نویسی دانست. دلیل شهرت آن تا حد زیادی به جذابیت و سادگی آن در انتقال مفاهیم پیچیدۀ فیلمنامه‌نویسی و تیزبینی زیرکانۀ اسنایدر در مواجهه با عناصر داستان برمی‌گردد. با آنکه او خود هرگز فیلمنامۀ چندان مشهوری ننوشته است، قابلیت درخور او در فراگیری، شناخت، دسته‌بندی و الگویابی فیلمنامه‌ها به‌همراه شیوۀ نگارشی شبیه به طرز صحبت معلمان آزموده، نجات گربه را به موفق‌ترین اثر او، و یکی از آثار شاخص در این زمینه تبدیل کرده است. زبان او در عین دلنشینی، مطالبی عمیق و پیچیده را به‌مناسبت موضوع مدنظر پروبال می‌دهد. چه‌بسا وسواس او در پافشاری بر پاره‌ای موارد محل مناقشه باشد، اما این امر برای فیلمنامه‌نویسی مستقل در هالیوود قابل درک و حتی نیاز کارِ فیلمنامه‌نویسان گمنام به شمار می‌آید. درنهایت یکی دیگر از جذابیت‌های این کتاب بیان مفاهیمی است که صرفاً برای فیلمنامه‌نویسان و داستان‌پردازان نیست، بلکه می‌تواند برای هر خوانندۀ علاقه‌مندی جذاب باشد.


مترجم کتاب «نجات گربه» در گفت‌و‌گو با “ایبنا” مطرح کرد:

فیلمنامه‌نویسان باید با گرایشات گوناگون در کار خود آشنا باشند

ادامه مطلب

  • مرداد ۱۳ / ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها برای فیلم نامۀ فروید بسته هستند
سینما، تئاتر, فیلمنامه

فیلم نامۀ فروید

نویسنده: ژان پل سارتر

مترجم: قاسم روبین

در سال ۱۹۵۸ جان هیوستن فیلم ساز امریکایی از ژان پل سارتر می خواهد تا دربارۀ فروید و دستاوردهایش در علم روان کاوی فیلم نامه ای بنویسد. سارتر با طیب خاطر پیشنهاد را می پذیرد و یک سال بعد فیلمنامۀ قطوری تحویل می دهد که به قول هیوستن “پهن و زمخت بود، مثل ران های من”. هیوستن تقاضا می کند تا قسمت هایی حذف یا تعدیل شود. نسخۀ تحریر دوم نیز، با همان انشای آشنای سارتر، حجیم و قطور می شود. فیلم سرانجام در سال ۱۹۶۱ با عنوان “فروید، امیال پنهان” با هنر نمایی مونتگمری کلیفت در نقش فروید، به تمایش در می آید. با بررسی منابع گوناگون از جمله بیوگرافی جونز (تحقیقاتی در بارۀ هیستری، تعبیر خواب) برداشت سارتر از فروید، که تا پیش از آن منفی بود، تغییر می کند و او را شخصیتی متناقض خشن و خویشتن دار ارائه می دهد که مدام با خود و اطرافیان در جدل است. سارتر به این نتیجه می رسد که روان کاوی پیش از آن که یک اصل علمی باشد حاصل کار و تلاشی است عظیم دربارۀ خود و نیز ضد خود. سارتر بعد از نوشتن فیلمنامه و تفحص در جهان فروید، دست به کار نوشتن زندگی نامۀ خود می شود: “ژان بی وطن، ژان یتیم” که ناتمام می ماند. کتاب کلمات، نوشتۀ همان سال، منتج از همین زندگی نامۀ ناتمام است؛ فروید حلول کرده در سارتر نیز سر از کتاب ابله خانواده در می آورد. این که سارتر فروید را تحلیل می کند یا فروید سارتر را، پرسشی است در خور تأمل؛ تأمل برانگیزتر اما قولی است که هر دو بر آن متفق اند: “خلاقیت -هنری- و روان رنجوری از هم تفکیک ناپذیرند”.
در کتاب حاضر گرچه سارتر سرانجام برای مسألۀ خود وضع کرده اش (“آِیا می توان هم طالب لذت بود و هم دوست داشت ؟”) پاسخی پیدا می کند، و گرچه فروید را از سایۀ پدر می رهاند و از او “پدر روانکاوی” می سازد، ولی خود آیا فرزند “کلمات” باقی نمی ماند؟