:::: منو ::::

انتشارات ناهید

معرفی کتاب های منتشر شده

پست طبقه بندی / هنر،موسیقی،معماری و عکاسی

  • مرداد ۱۵ / ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها برای سرگذشت پیانو بسته هستند
سرگذشت پیانو
موسیقی, هنر،موسیقی،معماری و عکاسی

سرگذشت پیانو

نوشته : هرولد شونبرگ

ترجمه : پرتو اشراق

پیانو کیفیت و منش موسیقی را از درون و بیرون تغییر داد. هنگامی که درنیمه قرن هجده در عرصه موسیقی ظاهر شد نگرش و ادراک آهنگسازان را عوض کرد  بر ارکستراسیون ، هارمونی ، رنگ آمیزی و تصنیف و اجرای آثار تأثیر چشمگیری نهاد و بعد یک تحول همه جانبه به دنبال آورد . با ظهور این ساز نو موسیقی اروپا از بن تغییر کرد ، به خصوص در آهنگسازی و رنگ آمیزی قدمی بلند به سوی تکامل آهنگین و نفوذ احساس و ادراک در بطن موسیقی برداشت ؛ و این به واقع یک جهش بود.از این رهگذر نوازندگان فرزانه ای به وجود آمدند که با شیوۀ مخصوص به خود رمز و راز نهفته در آثار مصنفان بزرگ را از لابه لای ورق های نت بیرون کشیدند و موسیقی واقعی را به گوش مردم رساندند . از آنن دوره تا کنون بیش از دو قرن می گذرد . کیفیت آثار و شیوۀ نواختن آن ها به لحاظ این ساز شگفت انگیز میان پیانو فورته و پیانیسیمو متغیر بوده ، از همان آغاز ارکسترها ، رهبران و آهنگسازان آن را با میل و رغبت پذیرفتند .

مطبوعات آمریکایی و اروپایی کتاب حاضر را یکی از مهم ترین تألیفات دنیای موسیقی قلمداد کرده اند ، که از موزار آغاز می شود و به وان کلیبرن ختم می گردد پیانو سازی بزرگ و زهی بود که با چکش های ظریف مکانیکی به صدا در می آمد . اختراع آن را به یک ایتالیایی که سازندۀ هارپسیکورد بود ، نسبت می دهند . این شخص که در خدمت شاهزاده فردیناند دومدیچی بود وقتی در ۱۷۰۹ اولین طرح های فنی را تهیه می کرد احتمالاً نمی دانست چه تحول عظیمی در جهان موسیقی به وجود خواهد آورد . در اوال قرن ۱۹ موزار و کلمنتی ، دو رقیب سرسخت شیفته آن شدند و تا آخر عمر رهایش نکردند.

بررسی این کتاب در روزنامه شرق

داستانِ ‌ساز موسیقیدان‌ها

هر شخصی در دنیا که موسیقی را آکادمیک‌وار می‌آموزد و می‌شناسد، پیانو هم می‌داند چون نوازندگی این ساز در رشته آهنگسازی اجباری است. شاید کمتر کسی از میان این همه آهنگساز و پیانیست بداند که دقیقاً ۳۰۰ سال پیش مرد ۴۴ساله ایتالیایی وقتی به دربار شاهزاده فلورانس راه یافت، ‌سازی ساخت که اکنون مهم‌ترین ساز در رشته موسیقی و آهنگسازی است. بارتولومیو کریستوفری¹ که متخصص ساختن هارپسیکورد بود در سال ۱۷۰۹ این ساز را اختراع کرد. در این ساز نو چکش‌هایی وجود داشت که با کلید به حرکت درمی‌آمد و سیم‌هایی را به صدا درمی‌آورد. مخترعش آن را «سازی با صدای آرام و بلند» نامید. یعنی‌سازی که هم صدای نرم و ضعیف داشت هم صدای بلند و قوی. هرولد شوئنبرگ در کتاب «سرگذشت پیانو»، تولد تا مرگ این ساز زیبا را نوشته است؛ اینکه این ساز در ابتدا با شیوه تکنوازی و توسط افرادی چون یوهان سباستین باخ و پسرش نواخته شد و بعدها بتهوون نابغه اندیشه‌های ارکسترالش را بر این ساز پیاده کرد. اگر پیش از بتهوون موسیقیدان‌ها و پیانیست‌ها معتقد بودند پیانو از خود موسیقی مهم‌تر است، بتهوون با اندیشه‌های ارکسترالش بر این تفکر خط پایانی کشید. بخشی مهم از «سرگذشت پیانو» به «لیست» آن دیوانه پیانیست (پیانیست دیوانه) مربوط است. شوئنبرگ با انتخاب عنوان «رعد، برق، مسمریسم، سکس» وارد بحث توصیفی موسیقی لیست می‌شود: «وقتی لیست پیانو می‌نواخت خانم‌ها به جای دسته‌ها یا شاخه‌های گل، جواهرات خود را روی صحنه پرتاب می‌کردند. در سرمستی فرو می‌رفتند و گاهی هم غش می‌کردند. آنان که غش نکرده بودند دیوانه‌وار به صحنه هجوم می‌بردند.

بر سر دستکش‌های سبزرنگی که عمداً روی پیانو جا می‌گذاشت به جان هم می‌افتادند و اگر دست‌شان می‌رسید ته سیگارش² را برمی‌داشتند و تا هنگام مرگ حفظ می‌کردند…» نویسنده با توصیف‌های عجیب و غریبی از این دست لیست را معرفی می‌کند و پس از آن مکتب او و شاگردانش را وصف می‌کند. البته بلافاصله به معرفی بزرگ‌ترین رقیب و کسی که لیست او را «دشمن» خطاب کرده می‌پردازد: هنگامی که لیست با ژست‌های وحشیانه پهنه کلیدها را می‌پیمود، «زیگیسموند تالبرگ» راست، موقر و سنگین می‌نشست و با کمترین حرکت منویات خود را بر ساز اعمال می‌کرد.³ «سرگذشت پیانو» که از نوازندگانی چون باخ و موتزارت آغازیده و به معاصران رسیده، برای علاقه‌مندان به پیانو در ایران – با توجه به بحث همیشگی «پیانوی ایرانی» در میان آنان – بسیار مفید است. ۶۴۴ صفحه دارد و ۹۵۰۰ تومان است.

*نشر ناهید، هرولد شوئنبرگ

ترجمه: پرتو اشراق

پی‌نوشت: ……………………………………………..

۱- یکی از پیانوهای دست‌سازش را می‌توانید در موزه متروپولیتن نیویورک از نزدیک ببینید.

۲- بعید است کسی بتواند همزمان پیانو بزند و سیگار بکشد.

۳- تالبرگ این وقار را مدیون کشیدن چپق ترکی دسته‌دراز حین تمریناتش بود.( ص ۲۴۵)

  • دی ۲۴ / ۱۳۹۳
  • ۰
هنر, هنر،موسیقی،معماری و عکاسی

ناخودآگاه استتیک

ناخودآگاه استتیک

نویسنده: ژاک رانسیر
ترجمه: مجید نظری

در این جا یکی از فیلسوفان اعجوبه‌ی فرانسوی برداشتی چشمگیر و روشنگر از نسبت مفاهیم فرویدی و تفسیرهای روانکاوانه به قراری به دست می‌دهد که برآمده از معنای تازه‌تر از تازه‌ی انقلاب استتیکی قرن نوزدهم است. در دیالوگی فلسفی با لیوتار، رانسیر حرفش این است که داعیه‌ی میراث داران فروید مبنی بر غلبه‌ی پاتوس بر لوگوس کجا و جان کلام فروید مبنی بر صیانت از همزیستی برابر و آمیزگاری این دو کجا. به عباتی پاتوس و لوگوس درمان تومان با هم‌اند.

شوشانا فلمن


پیش فرض ذاتی این پروژه این است که سروکار ما با خود مفهوم استتیک است.استتیک را همچون عنوان علم یا رشته‌ای که به هنر می پردازد ، در نظر نمی گیریم. در نگرش من استتیک مختص به روش تفکری است که با توجه به اشیا هنری نضج گرفته است و آن‌ها را به منزله‌ی مواد تفکر تلقی می‌کند. از این هم مبنایی تر ، استتیک عبارت است از رژیم خاص اندیشیدن در باب هنر و ایده‌ای از فکر، حسب اینکه اشیا هنری مواد تفکر هستند.

ژاک رانسیر – برگرفته از متن کتاب


معرفی کتاب ناخودآگاه استتیک در روزنامه شرق:

برشی از کتاب «ناخودآگاه استتیک»

 میراث فروید

ادامه مطلب

  • مهر ۰۸ / ۱۳۹۳
  • ۰
هنر, هنر،موسیقی،معماری و عکاسی

نقاشی از منظره

نقاشی از منظره

نویسنده: خوزه پارامون

مترجم: قاسم روبین

اغلب نقاشان منظره‌ ساز به سبک و سیاق مکتب امپرسیونیسم نقاشی می کنند. پرسش ما این است که امروزه آیا می توان کماکان امپرسیونیستی نقاشی کرد؟ جامعه‌شنسی هنر به ما می آموزد که اثر آفریده‌ی هنرمند همیشه بازتاب دوره‌ای است که در آن زندگی می کند. نقاشان امپرسیونیست آثارشان را اولین بار در سال ۱۸۷۴ به نمایش گذاشتند. یعنی دوره‌‌ی انقلاب صنعتی و اکتشافات علمی و پیدایی سرمایه‌داری کلان و تشکیلات سندیکایی کارگران، به عبارتی دوره‌ی تحولات و دگرگونیهای جدید در تمام عرصه‌ها. نقاشی برآمده از این دوره‌ی جدید اجتماعی، نقاشی پیشرو و خلاقی است که بینش و برداشتهای پویا و نو را تجربه می کند، دم و لحظه‌ی زودگذر را می‌آزماید، اثر و آثارآنات تندگذر را ثبت و نقش می کند.

عصر ما گرچه عصر دیگری است و متفاوت از دوره‌ی نقاشان امپرسیونیست، با این همه، درخور تامل این است که اکثر نقاشان منظره‌ساز در سراسر جهان کارشان را به شیوه‌ی امپرسیونیستی ادامه می دهند. حال آیا برای آموزش این رشته از نقاشی می توان شالوده‌ی کار را بر تجربه‌های مکتب امپرسیونیسم بنا نهاد؟ پاسخ مثبت است، چرا که این سبک نقاشی در اساس فرآیندی است از جمیع سبکها و شیوه‌های این قرن : از فوویسم باب شده از جانب گوگن و ون‌گوگ گرفته تا سبکهای هیپررئالیسم سالهای اخیر،امپرسیونیسم هنوز سرآمد سبکهاست و بسیار مناسب برای منظره سازی.

  • مهر ۰۸ / ۱۳۹۳
  • ۰
هنر, هنر،موسیقی،معماری و عکاسی

نقاشی از روی آثار مشاهیر

نقاشی از روی آثار مشاهیر

نویسنده: خوزه پارامون

مترجم: قاسم روبین

نقاشی از روی آثارمشاهیر آیا برای هنرآموزان نقاشی آموزنده است؟ بدون تردید. منتها هدف از کپی برداری از تابلوهای دیگران این نیست که نسخه‌ی بدل بسازیم، حتی اگر نسخه‌ی بدل قابل تفکیک و تشخیص از اصل نباشد باز هنر نکرده‌ایم. مقصود اما فقط آشنایی است و پی بردن به رموز و فنون و نکات فنی نقاشی، و اینکه اساتید مشهور نقاشی چطور با رنگ و قلم توانسته اند اعجاز بیافرینند. با نقاشی از روی هر تابلو عملا می توان به فنون به کار رفته در آن پی برد، بی آنکه قصد تقلید در میان باشد. رافائل از روی آثار میکل آنژ نقاشی می کرده، روبتس هم از روی آثار پیش‌کسوتان خود کپی‌برداری می کرده، دگا هم مدام به موزه‌ها می‌رفته و از روی تابلوهای ولاسکز، رافائل، رامبراند و دیگران طراحی و نقاشی می کرده است.مونه، به رغم تنگدستی، اسباب سفر به مادرید را تنها به این قصد مهیا کرده که به موزه‌ی پرادو برود و روزهای متمادی از آثار ولاسکز و گبا نقاشی کند. هر چند کپی برداری از روی تابلوهای دیگران فاقد اصالت هنری است، اما تنها روشی است که می توان جزئیات و نکات فنی پیدا و ناپیدای هر اثر را دریافت و دانست که نقاش به چه نحو کارکرده است. بی تردید کسب چنین تجربه ای برای هر نقاش ضروری است.

  • مهر ۰۸ / ۱۳۹۳
  • ۰
هنر, هنر،موسیقی،معماری و عکاسی

روش نقاشی سُومی

روش نقاشی سُومی

نویسنده: هاکوهو هیرایامو

با مقدمه ی خوزه پارامون

مترجم: قاسم روبین

سومی در زبان ژاپنی به معنای نقاشی با مرکب است، شیوه‌ای از هنر نقاشی شرقی، با قرابتهای بسیار به سیاه قلم. مختصه‌ی سومی ایجاز و اختصار در استفاده از خط است، بدون پیش طرح، بدون نقش و شکل اضافی. نقاشی سومی هنری است برای نشان دادن جوهره‌ی طبیعت و ماهیت شیء عاری از حشو و زواید. سومی از پانصد سال پیش در ژاپن از جانب کاهنان بودایی و پیروان طریقت ذن رواج پیدا کرد و خیلی زود قبول عام یافت. وسایل مورد نیاز برای این شیوه‌ی نقاشی تکرنگ مثل نقشهای سومی ساده و محدود است : مرکب سیاه و قلم مو، و البته کاغذ – هر نوع کاغذ، از کاغذمعمولی گرفته تا کاغذ برنج و مقوا و پارچه و چوب و غیره. سومی اما تامل و تمرکز هم می‌طلبد، پیوند عمیقش با فلسفه‌ی ذن هم در واقع همین است.

هدف کتاب حاضر اما نه تفسیر طریقت ذن بلکه تعلیم عملی نقاشی سومی است، همراه با توضیحاتی جامع در خصوص نحوه‌ی استفاده از قلم مو و مرکب، انتخاب موضوع، ترکیب بندی عناصر تصویری، حرکت قلم مو و دست. سرانجام اینکه با فراگیری این شیوه‌ی نسبتا ساده‌ی نقاشی پیچیده ترین و بدیع‌ترین اشکال را می‌توان در طیف متنوعی از رنگ سیاه مرکب بر سطح کاغذ یا پارچه خلق کرد.

  • مهر ۰۸ / ۱۳۹۳
  • ۰
هنر, هنر،موسیقی،معماری و عکاسی

اصول نقاشی با رنگ روغن

اصول نقاشی با رنگ روغن

نویسنده: خوزه پارامون

مترجم: قاسم روبین

… اینکه گفته می شود خلاقیت هنری حاصل قریحه ای است خودانگیخته یا از سر اتفاق سخنی است گزاف و بیهوده، پندار خامی است اگر گفته شود که هنرمند موجود خاصی است و تافته‌ای جدابافته که به یکباره و ناخواسته و نکوشیده فرشته‌ی الهام به سراغش می آید و بعد هم کاری می کند کارستان. خیر! نه خیال خام، که حتی ساده‌انگاری است این. الهام چیزی نیست که از شکاف آسمان بیفتد به دامن هنرمند، چشم به راه فرشته‌ی الهام نباید بود. به جست و جوی چیز دیگری باید بود، «چیز دیگری» که ذره ذره به دست می آید، گام به گام، خشت بر خشت، چیزی که پایه و اصول نیاز دارد، به کار و کوشش و تلاش ذهنی و تجربه.

احساس و فکر و تخیل را، در قالب شکل و رنگ، تنها به مدد «فن و روش» می توان بر سطح بوم یا کاغذ نقش کرد.

  • مهر ۰۸ / ۱۳۹۳
  • ۰
هنر, هنر،موسیقی،معماری و عکاسی

نقاشی با آبرنگ

نقاشی با آبرنگ

نویسندگان: خوزه پارامون ، گیلرمو فرِسکوئت

مترجم: قاسم روبین

کتاب «نقاشی با آبرنگ» ثمره‌ای است از تجربیات دو هنرمند معاصر اسپانیایی : گیلرمو فرسکوئت، نقاش آبرنگ که آثارش از اعتبار خاصی برخوردارند، وخوزه پارامون، نقاش و مدرس نقاشی و طراحی و صاحب کتابهای آموزشی در زمینه‌ی هنرهای تجسمی.

این کتاب تا کنون به زبانهای مختلف ترجمه و در اغلب کشورهای اروپایی و نیز در آمریکا بارها تجدید چاپ شده است. استقبال از کتاب حاضر و توفیق آن بی علت نبوده است : مطالب و روش آموزش آبرنگ و نکات فنی ارائه شده در خصوص آبرنگ سالها در مراکز هنری به طور عملی تجربه شده و هنرمندان برجسته‌ای چون فرسکوئت تمام این فنون را نکته به نکته در تابلوهای خود اجرا کرده‌اند تا خواننده، علاوه بر مطالب و توضیحات، به طور عینی نیز شاهد شکل گیری عملی هر نکته باشد. خوزه پارامون هم جدا از اینکه هنرمند است و دستی در نقاشی دارد، در عرصه‌ی تعلیم هنر و آموزش طراحی و نقاشی صاحب تجربه و تخصص است، « بلد» است نقاشی را چطور آموزش دهد.

این دو هنرمند کوشش وافی به کار برده‌اند تا مجموع دستاوردهای فنی آبرنگ و همچنین جدیدترین مواد و مصالح مربوط به این رشته از هنر را به مدد مثالها و شواهد بصری (طراحی، نقاشی، عکس و نمودارهای گرافیکی و غیره) به خواننده معرفی کنند.

  • مهر ۰۸ / ۱۳۹۳
  • ۰
هنر, هنر،موسیقی،معماری و عکاسی

نقاشی با مداد رنگی

نقاشی با مداد رنگی

نویسنده: خوزه پارامون

مترجم: قاسم روبین

کاربرد مداد رنگی دامنه‌ی بسیار وسیعی دارد، هم برای طراحی مقدماتی به کار می آید وهم برای نقاشی از اشکال و اشیایی که اجزا و شالوده‌های دقیق دارند. سهولت استفاده از مداد رنگی امکاناتی فراهم می سازد تا بتوان در نقاشی و مصورسازی و طراحی تبلیغاتی کارهای متنوعی ارائه داد. با مداد رنگی می‌توان هم به سبک کلاسیک کار کرد و هم کاریکاتورهای هزل‌آمیز کشید. مدادرنگی علاوه بر ویژگیهای کیفی، به لحاظ بصری نیز در شکل‌دهی و رنگ‌آمیزی نقاشی شوق‌برانگیز است و همواره توجه بسیاری از نقاشان نامی را برانگیخته است. در آثار برخی از نقاشان معاصر نیز بیش و کم تاثیر پذیری از پیش‌کسوتانی که با مدادرنگی نقاشی کرده‌اند مشهود است.

در این کتاب، علاوه بر مدادرنگی، با مداد آبرنگی و روشهای استفاده ار آن نیز آشنا می شوید. با مدادرنگی بهتر و زودتر می توان نقاشی را یاد گرفت، رنگ را شناخت. در این روش، رنگ گذاری و ترکیب رنگها را به آسانی می شود فراگرفت. نقاشی با مدادرنگی شور و شوق عجیبی در آدم بر می انگیزد.

  • اسفند ۱۰ / ۱۳۸۹
  • ۱
هنر, هنر،موسیقی،معماری و عکاسی

ایهام در طبیعت و هنر

نوشته : ر.ل.گریگوری – ا.ه.گومبریچ

ترجمه : پرتو اشراق

واژه ایهام مفاهیم چندگانه دارد . در نظرهنرمندان ، به ویژه نقاشان و شاعران ، و آهنگ سازان قوّه محرّکه برای خلاقّیت هنری است . آنچه در هنرها به عنوان دبستان اندیشه می شناسیم بر ارگان رفیع ایهام قراردارد . امپرسیونیسم از ایهام است . هنگامی که نقاشان امپرسیونیست طغیان کردند و سه پایه ب دوش از استودیوهای تاریک خارج شدند و در طبیعت نفس کشیدند شیوه خود را ازایهام گرفتند . در سحرگاه ، آن لحظات که خورشید هنوز طلوع نکرده ، و آسمان به شنگرف و بنفش می زند ؛ برگ ها را آبی کشیدند و در غروب درخت ها را به رنگ سرخ در آوردند واین لحظه ایهام را با رنگ و قلم مو جاودان کردند . امپرسیونیسم به موسیقی هم رفت واستراوینسکی پرچمدار شد. با توجّه به این که آدمیان از جانوران اصلی زمینند قطعاً چون جانوران دیگر به طرز گسترده ای در زندگی اندیشمندانه خود نیازمند ایهامند. درمیان جانوران این تمهیدات به مقصود شکار ؛ جمع آوری غذا ، و یا حفظ بقا انجام می گیرد ، این موضوع وسیعی است که علم به دنبال آن می رود . هنرمند هم گفتار واقعه و حادثه ای است مسمّا به ایهام که ارکان هنر را از عرصهء گوناگون طبیعی خشن بیرون می کشد و با تکیه بر ابعاد دگرگون و استنباط فردی و تجریدی و خلق آثار هنری می پردازد. مختصر این که اگر ایهام نباشد هنر هم نیست و علم نیز پیشرفت نخواهد کرد. ادامه مطلب

  • بهمن ۱۹ / ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها برای عصر آوانگارد بسته هستند
هنر, هنر،موسیقی،معماری و عکاسی

عصر آوانگارد

نوشته: هیلتون کرامر

ترجمه: پرتو اشراق

حدود یک صد و اندی سال سیطرۀ آوانگارد، تاریخ اجتماعی بشر و مردم نگاری سنتی را یک سره به چرخاب تغییر انداخت و هنر را در برابر علم به سپرهای دفاعی مجهزکرد. افتراق میان علوم و هنر‌ها همیشه در تاریخخ فرهنگی آدمی – به لحاظ ایهام – باعث کشفیات علمی و بیان نوین هنری بر اساس در یافت‌های تکاملی بوده است، و از زمان نو‌پردازی فرهنگی تاکنون، به رغم موارد سنگین اختلاف، محل مراجعه شمرده شده. در میان علم و هنر، این فاصله خالی را فلسفه پر کرده، و فیلسوفان خود به دلیل زبان غریب و نا‌آشنا برای عوام، در استدلال ناچار از روش علمی بهره گرفته‌اند، زیرا هنگامی که فلسفه، مدعای معرفت به واقعیت جهان خاکی را از طریق علوم مریی می‌دارد، خود را به عنوان اصل حیاتی زندگی معرفی می‌کند. آن طور که گویی بدون آن هیچ مقصد دیگری برای بشریت متصور نخواهد بود. اما ادعای فلسفه سنگین است و با شرایطی دمساز می‌شود که به لحاظ ادراک با هیچ یک از اصول هنری همراهی نمی‌کند. هنز خود را زایشگاه فلسفه می‌انگارد. حضور ملموس فلسفه در دبستان‌های هنری امکان پذیر نیست، شاید سایه‌ای از سایه‌های موجود باشد، ولی چنین گرگ و می‌شی برای اثبات کیفیت فلسفی هنر کفایت نمی‌کند، به این علت که ابعاد کیفی فلسفۀ هنر در جمال و مقال کمال خلاصه می‌شود و تصویر اس اساس آن را تشکیل می‌دهد، واگر ضرورت و اطلاق وجود دارد مربوط به دعوی ذهنی فیلسوفان است. در عصر آوانگارد دبستان‌های هنری بر اساس تکامل و تغییرات اجتماعی و زندگی در عرصه جامعه به وجود می‌آید، و مردم عامی نه تنها ساکنان این عرصه‌اند، بلکه اصول و زمینه‌های آوانگارد هم در اصل متعلق به ایشان است و هنر‌ها را چه در شعر و ادب، و چه در مواد بصری چون نیرویی دینامیکی همراهی می‌کند. علوم همواره با یک سئوال بزرگ روبه رو هستند: چرا در عالم زندگی وجود دارد و کیفیت آن در تطور و تکامل از چه حکایت می‌کند؟ بحث ما در باب آوانگارد و دبستان‌های پیاپی آن اگر نتواند به این پرسش‌های اساسی پاسخ دهد، کم و بیش به انگیزه‌هایی دست می‌اندازد که نیروی ذهنی هنرمندان را به سویی حواله می‌کند که از حد علم و فلسفه می‌گذرد و آدمیان را به آن موسیقی الاهی و آسمانی پیوند می‌دهد و تصویر‌های بشری را سوار بر مه مدرکه، از قلمروی ذهنی هنرمندان خارج کرده، به ابعاد عینی می‌ رساند.

  • شهریور ۱۵ / ۱۳۸۹
  • ۵
موسیقی, هنر،موسیقی،معماری و عکاسی

سرگذشت موسیقی راک

سرگذشت موسیقی راک

سرگذشت موسیقی راک

نوشته : پیتر ویک

ترجمه و پژوهش : پرتو اشراق

بعضی شکل های رنگین و گوناگون موسیقی که از اتفاق با عناصر توانمند توامانند ، در طبقه بندی این هنر و کشف ریشه های آن ، بیشتر به مناسبت های آیینی ، اجتماعی ، و تحولات جوامع در طول تاریخ ، به ویژه در یک صد سال گذشته قرار گرفته اند . اندک دانش به صوت ، نغمه و چغانه باعث تعدیل و کسر نفرت و کینه ورزی منتقدانی خواهد شد که این نوع موسیقی را یک سره بی نام و نشان می خوانند  . چندی از مراتب موسیقی نظیر پاپ ، راک و البته هیپ هاپ به دلیل ریتم تند و جسارت آمیزی که دارند از جانب پژوهندگان طرد شده اند و آن ها را لایق نام موسیقی نمی دانند ، در حالی که به لحاظ اجتماعی و امور سیاسی جوامع ، به وجه کاملاً جوهری دارای استحکامند و بر مبنای اساسی استوار می گردند . این مبانی اساسی تابعی از متغیر اوضاع اجتماعی است و در هر دوره ای تعییر می کند ، چنان که جوانان و موسیقیدانان غرب در آشفته بازار سیاسی و اقتصادی امروز از موسیقی عرفان به عنوان پناهگاه استفاده می کنند تا از مخاطرات در امان بمانند و هنر خود را حفظ نمایند . در یک صد سال اخیر به علت خیزاب های خطرمند و ولوله های بزرگ در بعضی شکل های موسیقی نوین ریتم تند ، و خشمگین در انواع  مختلف ظاهر شده و چون زوبین بلندی به سوی سیاستمداران و گردانندگان جامعه ، در مانده ، به ویژه جوامع امپریالیستی شلیک شده است .بحث ما در این کتاب موسیقی راک است ، یکی از نیرومندترین شکل ها که به صورت یک عنصر اجتماعی در آمد و در اندک زمان نخست ایالات متحتده ، و سپس انگلستان و سراسر اروپا ، و شرق دور و حتی روسیه کمونیستی را به طور شگفت انگیزی تکان داد ، گرچه در اتحاد شوروی تمهیداتی برای دور کردن امواج موسیقی غرب اندیشیده بودند . چیزی که در این نوع موسیقی جریان دارد (چنانچه بعضی کسان بی اطلاع از موسیقی قضاوت کرده اند)، به قصد ترویج زشتکاری و کارهای ضد اخلاق نیست ، بل به افزایش جوهر قدرت در طبقات اجتماعی منجر می شود که پس از جنگ دوم بین الملل جوامع نوجوان و جوان را با صدها مساله غیر قابل حل به تکان انداخت ، ماحصل این که نوجوانان و جوانان  برای حقوق خود راهی جز این نیاموختند ، و احتمالاً تنها راه همین بود . کتاب حاضر گذشته از اشارت های مختصری که به جنبه های واریاسیون در شکل و قالب موسیقی دارد به واکنش دولت های غرب در برابر این موج  قدرتمند می پردازد . چیزی نمانده بود که در انگلستان جوانان طبقه کارگر را که خواسته های مشروعی داشتند (ساختار جامعه انگلستان کارگری است)، به گلوله ببندند ؛ خوددای کردند ، گلوله ای به سوی نوجوانان شلیک نشد ولی پلیس مؤدب و معطر لندن دمار از روزگارشان در آورد ، ولوله ادامه داشت تا عاقبت نخست وزیر وقت چاره ای جز وعده های سرخرمن ندید و با مژدۀ جامعه بی طبقه مصرفی در انتخابات پیروز شد. تفصیل وقایع سیاسی را که منجر به حدوث موسیقی راک – اند – رول در ایالات متحده ، و راک انگلیسی در انگلستان گردید در این کتاب خواهید دید  و ریشه های آن را خواهید آموخت .

  • مرداد ۱۵ / ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها برای سرگذشت موسیقی جاز بسته هستند
موسیقی, هنر،موسیقی،معماری و عکاسی

سرگذشت موسیقی جاز

نوشته : یوآخیم برنت

ترجمه و پژوهش : پرتو اشراق

اگر نعمه های دوک الینگتون هم چنان گرم و پر شور می پاید ، اگر آهنگ و کلام ری چارلز ، روشن و پاک ، پیام صلح می آورد ، اگر نفس افسونگر آرمسترانگ چند دهه بعد از مرگش ، از پس ابرهای حادثه ، و بلند و پست زمانۀ شیاد ، هم چنان بر قرار ست ، و در دادگاه انسانی دادخواه مظالم خونین سیاهان بوده ، حیرتی نیست.پشت سر ، نیش زهر آلود تاریخ است . نالۀ زنان و مردانی است که به بردگی رفتند ، مویۀ دختران نابالغی است که در دام مگس ها و وزوز شهوتناکشان افتادند ؛ و این جنایات ، درندگان دشت های آفریقا را رو سفید کرد ، و سفیدها خجلت نبردند. حیرتی نباشد تاریخ را ، که بشر ماندنی نیست ، اما صدایش می ماند. و نغمه خوانان و آهنگسازان به جهان آمدند تا روایت مردمی را بسرایند که از طلوع نخستین پرتو تمدن از اشراق خدایی ، به خون مظلمه غلتیدند و تنها سلاحشان تام تام بود . با تام تام قرن ها اندوه به دل سپردند ، و در زلال ملال غوطه خوردند. و اولوگوئم یامبو می گفت : خون در این طلا موج می زند / باکی نیست اگر نان نداریم ، ترس می نوشیم ./ خون آزادی در خیابان ها جاریست ؛/ ای مادر آفریقای سیاه من ، مومبا را کشتند. ، / اما اندوه به خود مپذیر ، فرزند تو در راهست. و فرزندان آفریقا در راه بودند . شمشیر نغمه ، سپر ترانه ، و گرز کلام داشتند ، و ارمغانی آوردند در این گرداب هولناک ، در این ورطه هراس انگیز که برادر برادر را به یک پول سیاه سر می برید . دوک الینگتون نغمه های عزلت می سرود. و ماهالیا جکسون پشت آسمان را به لرزه می انداخت ، و می آمدند یکی پس از دیگری . از نفس ایشان جاز زاده شد / امروز سیاه به میراث خود افتخار دارد / صدای تام تام می آید ، اما ظلم هنوز بر قرار ست .

مطلبی در خصوص این کتاب در سایت ایبنا منتشر شده که در زیر می خوانیم:

ادامه مطلب

برگه‌ها :12