:::: منو ::::

انتشارات ناهید

معرفی کتاب های منتشر شده

پست طبقه بندی / موسیقی

  • مرداد ۱۵ / ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها برای سرگذشت پیانو بسته هستند
سرگذشت پیانو
موسیقی, هنر،موسیقی،معماری و عکاسی

سرگذشت پیانو

نوشته : هرولد شونبرگ

ترجمه : پرتو اشراق

پیانو کیفیت و منش موسیقی را از درون و بیرون تغییر داد. هنگامی که درنیمه قرن هجده در عرصه موسیقی ظاهر شد نگرش و ادراک آهنگسازان را عوض کرد  بر ارکستراسیون ، هارمونی ، رنگ آمیزی و تصنیف و اجرای آثار تأثیر چشمگیری نهاد و بعد یک تحول همه جانبه به دنبال آورد . با ظهور این ساز نو موسیقی اروپا از بن تغییر کرد ، به خصوص در آهنگسازی و رنگ آمیزی قدمی بلند به سوی تکامل آهنگین و نفوذ احساس و ادراک در بطن موسیقی برداشت ؛ و این به واقع یک جهش بود.از این رهگذر نوازندگان فرزانه ای به وجود آمدند که با شیوۀ مخصوص به خود رمز و راز نهفته در آثار مصنفان بزرگ را از لابه لای ورق های نت بیرون کشیدند و موسیقی واقعی را به گوش مردم رساندند . از آنن دوره تا کنون بیش از دو قرن می گذرد . کیفیت آثار و شیوۀ نواختن آن ها به لحاظ این ساز شگفت انگیز میان پیانو فورته و پیانیسیمو متغیر بوده ، از همان آغاز ارکسترها ، رهبران و آهنگسازان آن را با میل و رغبت پذیرفتند .

مطبوعات آمریکایی و اروپایی کتاب حاضر را یکی از مهم ترین تألیفات دنیای موسیقی قلمداد کرده اند ، که از موزار آغاز می شود و به وان کلیبرن ختم می گردد پیانو سازی بزرگ و زهی بود که با چکش های ظریف مکانیکی به صدا در می آمد . اختراع آن را به یک ایتالیایی که سازندۀ هارپسیکورد بود ، نسبت می دهند . این شخص که در خدمت شاهزاده فردیناند دومدیچی بود وقتی در ۱۷۰۹ اولین طرح های فنی را تهیه می کرد احتمالاً نمی دانست چه تحول عظیمی در جهان موسیقی به وجود خواهد آورد . در اوال قرن ۱۹ موزار و کلمنتی ، دو رقیب سرسخت شیفته آن شدند و تا آخر عمر رهایش نکردند.

بررسی این کتاب در روزنامه شرق

داستانِ ‌ساز موسیقیدان‌ها

هر شخصی در دنیا که موسیقی را آکادمیک‌وار می‌آموزد و می‌شناسد، پیانو هم می‌داند چون نوازندگی این ساز در رشته آهنگسازی اجباری است. شاید کمتر کسی از میان این همه آهنگساز و پیانیست بداند که دقیقاً ۳۰۰ سال پیش مرد ۴۴ساله ایتالیایی وقتی به دربار شاهزاده فلورانس راه یافت، ‌سازی ساخت که اکنون مهم‌ترین ساز در رشته موسیقی و آهنگسازی است. بارتولومیو کریستوفری¹ که متخصص ساختن هارپسیکورد بود در سال ۱۷۰۹ این ساز را اختراع کرد. در این ساز نو چکش‌هایی وجود داشت که با کلید به حرکت درمی‌آمد و سیم‌هایی را به صدا درمی‌آورد. مخترعش آن را «سازی با صدای آرام و بلند» نامید. یعنی‌سازی که هم صدای نرم و ضعیف داشت هم صدای بلند و قوی. هرولد شوئنبرگ در کتاب «سرگذشت پیانو»، تولد تا مرگ این ساز زیبا را نوشته است؛ اینکه این ساز در ابتدا با شیوه تکنوازی و توسط افرادی چون یوهان سباستین باخ و پسرش نواخته شد و بعدها بتهوون نابغه اندیشه‌های ارکسترالش را بر این ساز پیاده کرد. اگر پیش از بتهوون موسیقیدان‌ها و پیانیست‌ها معتقد بودند پیانو از خود موسیقی مهم‌تر است، بتهوون با اندیشه‌های ارکسترالش بر این تفکر خط پایانی کشید. بخشی مهم از «سرگذشت پیانو» به «لیست» آن دیوانه پیانیست (پیانیست دیوانه) مربوط است. شوئنبرگ با انتخاب عنوان «رعد، برق، مسمریسم، سکس» وارد بحث توصیفی موسیقی لیست می‌شود: «وقتی لیست پیانو می‌نواخت خانم‌ها به جای دسته‌ها یا شاخه‌های گل، جواهرات خود را روی صحنه پرتاب می‌کردند. در سرمستی فرو می‌رفتند و گاهی هم غش می‌کردند. آنان که غش نکرده بودند دیوانه‌وار به صحنه هجوم می‌بردند.

بر سر دستکش‌های سبزرنگی که عمداً روی پیانو جا می‌گذاشت به جان هم می‌افتادند و اگر دست‌شان می‌رسید ته سیگارش² را برمی‌داشتند و تا هنگام مرگ حفظ می‌کردند…» نویسنده با توصیف‌های عجیب و غریبی از این دست لیست را معرفی می‌کند و پس از آن مکتب او و شاگردانش را وصف می‌کند. البته بلافاصله به معرفی بزرگ‌ترین رقیب و کسی که لیست او را «دشمن» خطاب کرده می‌پردازد: هنگامی که لیست با ژست‌های وحشیانه پهنه کلیدها را می‌پیمود، «زیگیسموند تالبرگ» راست، موقر و سنگین می‌نشست و با کمترین حرکت منویات خود را بر ساز اعمال می‌کرد.³ «سرگذشت پیانو» که از نوازندگانی چون باخ و موتزارت آغازیده و به معاصران رسیده، برای علاقه‌مندان به پیانو در ایران – با توجه به بحث همیشگی «پیانوی ایرانی» در میان آنان – بسیار مفید است. ۶۴۴ صفحه دارد و ۹۵۰۰ تومان است.

*نشر ناهید، هرولد شوئنبرگ

ترجمه: پرتو اشراق

پی‌نوشت: ……………………………………………..

۱- یکی از پیانوهای دست‌سازش را می‌توانید در موزه متروپولیتن نیویورک از نزدیک ببینید.

۲- بعید است کسی بتواند همزمان پیانو بزند و سیگار بکشد.

۳- تالبرگ این وقار را مدیون کشیدن چپق ترکی دسته‌دراز حین تمریناتش بود.( ص ۲۴۵)

  • شهریور ۱۵ / ۱۳۸۹
  • ۵
موسیقی, هنر،موسیقی،معماری و عکاسی

سرگذشت موسیقی راک

سرگذشت موسیقی راک

سرگذشت موسیقی راک

نوشته : پیتر ویک

ترجمه و پژوهش : پرتو اشراق

بعضی شکل های رنگین و گوناگون موسیقی که از اتفاق با عناصر توانمند توامانند ، در طبقه بندی این هنر و کشف ریشه های آن ، بیشتر به مناسبت های آیینی ، اجتماعی ، و تحولات جوامع در طول تاریخ ، به ویژه در یک صد سال گذشته قرار گرفته اند . اندک دانش به صوت ، نغمه و چغانه باعث تعدیل و کسر نفرت و کینه ورزی منتقدانی خواهد شد که این نوع موسیقی را یک سره بی نام و نشان می خوانند  . چندی از مراتب موسیقی نظیر پاپ ، راک و البته هیپ هاپ به دلیل ریتم تند و جسارت آمیزی که دارند از جانب پژوهندگان طرد شده اند و آن ها را لایق نام موسیقی نمی دانند ، در حالی که به لحاظ اجتماعی و امور سیاسی جوامع ، به وجه کاملاً جوهری دارای استحکامند و بر مبنای اساسی استوار می گردند . این مبانی اساسی تابعی از متغیر اوضاع اجتماعی است و در هر دوره ای تعییر می کند ، چنان که جوانان و موسیقیدانان غرب در آشفته بازار سیاسی و اقتصادی امروز از موسیقی عرفان به عنوان پناهگاه استفاده می کنند تا از مخاطرات در امان بمانند و هنر خود را حفظ نمایند . در یک صد سال اخیر به علت خیزاب های خطرمند و ولوله های بزرگ در بعضی شکل های موسیقی نوین ریتم تند ، و خشمگین در انواع  مختلف ظاهر شده و چون زوبین بلندی به سوی سیاستمداران و گردانندگان جامعه ، در مانده ، به ویژه جوامع امپریالیستی شلیک شده است .بحث ما در این کتاب موسیقی راک است ، یکی از نیرومندترین شکل ها که به صورت یک عنصر اجتماعی در آمد و در اندک زمان نخست ایالات متحتده ، و سپس انگلستان و سراسر اروپا ، و شرق دور و حتی روسیه کمونیستی را به طور شگفت انگیزی تکان داد ، گرچه در اتحاد شوروی تمهیداتی برای دور کردن امواج موسیقی غرب اندیشیده بودند . چیزی که در این نوع موسیقی جریان دارد (چنانچه بعضی کسان بی اطلاع از موسیقی قضاوت کرده اند)، به قصد ترویج زشتکاری و کارهای ضد اخلاق نیست ، بل به افزایش جوهر قدرت در طبقات اجتماعی منجر می شود که پس از جنگ دوم بین الملل جوامع نوجوان و جوان را با صدها مساله غیر قابل حل به تکان انداخت ، ماحصل این که نوجوانان و جوانان  برای حقوق خود راهی جز این نیاموختند ، و احتمالاً تنها راه همین بود . کتاب حاضر گذشته از اشارت های مختصری که به جنبه های واریاسیون در شکل و قالب موسیقی دارد به واکنش دولت های غرب در برابر این موج  قدرتمند می پردازد . چیزی نمانده بود که در انگلستان جوانان طبقه کارگر را که خواسته های مشروعی داشتند (ساختار جامعه انگلستان کارگری است)، به گلوله ببندند ؛ خوددای کردند ، گلوله ای به سوی نوجوانان شلیک نشد ولی پلیس مؤدب و معطر لندن دمار از روزگارشان در آورد ، ولوله ادامه داشت تا عاقبت نخست وزیر وقت چاره ای جز وعده های سرخرمن ندید و با مژدۀ جامعه بی طبقه مصرفی در انتخابات پیروز شد. تفصیل وقایع سیاسی را که منجر به حدوث موسیقی راک – اند – رول در ایالات متحده ، و راک انگلیسی در انگلستان گردید در این کتاب خواهید دید  و ریشه های آن را خواهید آموخت .

  • مرداد ۱۵ / ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها برای سرگذشت موسیقی جاز بسته هستند
موسیقی, هنر،موسیقی،معماری و عکاسی

سرگذشت موسیقی جاز

نوشته : یوآخیم برنت

ترجمه و پژوهش : پرتو اشراق

اگر نعمه های دوک الینگتون هم چنان گرم و پر شور می پاید ، اگر آهنگ و کلام ری چارلز ، روشن و پاک ، پیام صلح می آورد ، اگر نفس افسونگر آرمسترانگ چند دهه بعد از مرگش ، از پس ابرهای حادثه ، و بلند و پست زمانۀ شیاد ، هم چنان بر قرار ست ، و در دادگاه انسانی دادخواه مظالم خونین سیاهان بوده ، حیرتی نیست.پشت سر ، نیش زهر آلود تاریخ است . نالۀ زنان و مردانی است که به بردگی رفتند ، مویۀ دختران نابالغی است که در دام مگس ها و وزوز شهوتناکشان افتادند ؛ و این جنایات ، درندگان دشت های آفریقا را رو سفید کرد ، و سفیدها خجلت نبردند. حیرتی نباشد تاریخ را ، که بشر ماندنی نیست ، اما صدایش می ماند. و نغمه خوانان و آهنگسازان به جهان آمدند تا روایت مردمی را بسرایند که از طلوع نخستین پرتو تمدن از اشراق خدایی ، به خون مظلمه غلتیدند و تنها سلاحشان تام تام بود . با تام تام قرن ها اندوه به دل سپردند ، و در زلال ملال غوطه خوردند. و اولوگوئم یامبو می گفت : خون در این طلا موج می زند / باکی نیست اگر نان نداریم ، ترس می نوشیم ./ خون آزادی در خیابان ها جاریست ؛/ ای مادر آفریقای سیاه من ، مومبا را کشتند. ، / اما اندوه به خود مپذیر ، فرزند تو در راهست. و فرزندان آفریقا در راه بودند . شمشیر نغمه ، سپر ترانه ، و گرز کلام داشتند ، و ارمغانی آوردند در این گرداب هولناک ، در این ورطه هراس انگیز که برادر برادر را به یک پول سیاه سر می برید . دوک الینگتون نغمه های عزلت می سرود. و ماهالیا جکسون پشت آسمان را به لرزه می انداخت ، و می آمدند یکی پس از دیگری . از نفس ایشان جاز زاده شد / امروز سیاه به میراث خود افتخار دارد / صدای تام تام می آید ، اما ظلم هنوز بر قرار ست .

مطلبی در خصوص این کتاب در سایت ایبنا منتشر شده که در زیر می خوانیم:

ادامه مطلب

  • مرداد ۱۵ / ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها برای سرگذشت موسیقی پاپ بسته هستند
موسیقی, هنر،موسیقی،معماری و عکاسی

سرگذشت موسیقی پاپ

نوشته : دنیس استیونس

ترجمه و پژوهش : پرتو اشراق

کتاب حاضر هنوز هم بهترین اثر در باب هنر – آواز سکولار ( غیر مذهبی ) است ؛ شامل اطلاعاتی است که برای آماتورها و حرفه ای ها مفید است .سرگذشت موسیقی پاپ در این کتاب بررسی می شود ؛ شامل ۱۰۰۰سال آواز که تا روزگار ما ادامه دارد. پژوهندگان و دانشجویان و آموختگان موسیقی آماتور و کسانی که قصد دارند به دنیای حرفه ای پا بگذارند با مطالعه این کتاب از پیدایش و توسعه هنر – آواز سکولار در جهان غرب آگاه می شوند.آواز خوانها – به عنوان یکی از عناصر مهم موسیقی پاپ سال هاست در یک مسیر محدود حرکت می کنند ، و به قدر کافی از چگونگی هنر خود اطلاع ندارند. از این رو این یک منبع ارزشمند است که نه تنها آواز خوان ها و آهنگسازان ، بلکه علاقمندان را نیز با شگفتنی های جهان آواز آشنا می کند. جوان امروز شاید اهمیت آواز را به عنوان یکی از عناصر پرتوان زندگی بشری نداند و در مورد نقش فرهنگ جهانی موسیقی و نفوذ آن در زندگی مردم اطلاعی نداشته باشد.با توجه به این نیاز در فصول متفاوت ، موسیقی آوازی سرزمین ها و اقوام از قرون وسطا تاعصر حاضر بررسی شده است . لازم است یک بار دیگر تذکر بدهیم که تا امروز کتابی از این جامع تر به لحاظ موزیکولوژی ، در کشورهای انگلیسی زبان منتشر نشده . انتشارات ناهید امیدوار است با ارایه ترجمه ای معتبر و بی نقص ، موفق شود علاقمندان به موسیقی را در ادراک بهتر این هنر – از دیدگاه تاریخی – یاری کرده باشد.

بررسی این کتاب در زوزنامه شرق

سخت ساده و پیچیده

در همین ابتدا باید گفت کتاب «سرگذشت موسیقی پاپ» هیچ فایده‌ای برای خواننده‌های موسیقی پاپ وطنی ندارد. نیازی به شرط‌بندی هم نیست که اکثر قریب به اتفاق آنها حتی یک کلمه هم از سرگذشت موسیقی پاپ نمی‌دانند. تریبون که دارند و فریاد هواداران‌شان گوش فلک را کر کرده. پس آنها را چه به خواندن و پژوهش؟ کتاب را دنیس استیونس انگلیسی نوشته که از دانشگاه آکسفورد دکترای موسیقی و ادبیات نمایشی گرفته است. شاید بهترین معرفی را خود استیونس در مقدمه نوشته است: خواننده‌ای که مایل باشد در اصول، قواعد و شکل‌های متفاوت و متعدد آواز- ترانه در اروپای قرون وسطی و اروپای رنسانس و مدرن و امریکای امروز دانشی بیندوزد می‌تواند در حد وسیعی از این کتاب بهره گیرد. او تکلیف خواننده را در همین ابتدا مشخص می‌کند. از آواز‌های شرقی خبری نیست چون «اطاله کلام می‌شد». این کتاب در حالی که به رویکردهای نو می‌پردازد و متمم‌های جدید به فهرست نغمه‌سرایان می‌افزاید، اگر بتواند کمک کند موسیقیدانان و مورخان موسیقی را از تداوم بعضی انواع ترانه در هزار سال گذشته آگاه کند قسمتی از انتظارات نویسنده این کتاب را برآورده کرده است. نویسنده بیشتر به معرفی افراد و رویکرد آنها در ساختن شخصیت و جهان انواع موسیقی پاپ پرداخته اما پیش از آن در بخشی مهم از کتاب انواع سازهایی را که در شکل‌گیری موسیقی پاپ نقش داشته‌اند معرفی کرده. مثلاً نوشته گیتار در اصل‌ سازی ایرانی بوده که بعدها با تغییراتی، غربی شده است.

  • مرداد ۱۵ / ۱۳۸۹
  • ۰
موسیقی, هنر،موسیقی،معماری و عکاسی

ریشه های موسیقی

ریشه های موسیقی

ریشه های موسیقی

نوشته : نیلز والین – بیورن مرکر _ استیون براون

ترجمه : پرتو اشراق

روایات اساطیری در باره موسیقی همانا در یافت آدمیان دور دست از پدیده های طبیعی بوده است . وقتی باد در نیستان می افتاد پدران نخستین ما تصور می کردند خدایانند که می نوازند. مثل هنر های دیگر ، موسیقی هم در عصر مسیحیت شخصیت منحصر یافت و به راهی وارد شد که قواعد اصولی برای آن تدوین گردید و مفاهیمش با لحنی بیان شد که به لحاظ آن هویت هنری یافت . در دوره اعتلای مسیحیت ، بنا برتعریف . ماموریت موسیقی ، به علت تغییرات شگرفی که به موجب اصول فیزیولوژیک در ادراک و احساس آدمی پدید آمده بود، در بنیان های فرهنگی جوامع عنوان هنر به آن اطلاق گردید . روایات گوناگونی در اساطیروجود دارد که صورت استعاری دارند ، اما د راصل کم و بیش همه به یک نظریه فلسفی اشاره می کنند که بر الویت موسیقی در جهان هنر و زبان ( تکلم ) تاکید دارد . در کتاب حاضر موسیقی از بنیان مورد مطالغه قرار گرفته و رابطه آن را با رشد جسمی بشر و استعداد تکلم وی روشن می کند.در اوج موسیقی صفاتی برایش در نظر گرفتند ، از جمله این که بر ماهیت و کیفیت حیات بشری مثلاً فصاحت و بلاغت در سخن ، تردید یا یقین در امور ، حکمت ، خرد ، ریاضیات ، نجوم و علوم دیگر از طریق زبان که شاخه ای از درخت تناور موسیقی بود ، سلطه و حکومت داشت .

حکایت موسیقی را از صدر تا ذیل در این کتا ب بخوانید.

بررسی این کتاب در روزنامه شرق

مغزهای موزیکال حیوانی
بیوموزیکولوژیست‌ها می‌گویند موسیقی از دم صبح ازل در پیدایش زبان آدمی نخستین تاثیر را گذاشته است. از همین رو همواره به خداحافظی با فلسفه به ویژه فلسفه قدیم و درود به موسیقی معتقد بوده‌اند. آنها در پی پاسخ به این پرسش بوده‌اند که چرا در پیدا کردن ریشه‌ها، روی آوردن به موسیقی بر روی آوردن به هر چیز دیگر برتری دارد. کتاب «ریشه‌های موسیقی» آن طور که نامش نشان می‌دهد کلاً به این موضوع پرداخته است اما در جزء موضوعاتی دارد که اتفاقاً برای خوانندگان و علاقه‌مندان غیرحرفه‌ای موسیقی هم جذاب می‌نماید؛ مجموعه‌ای از مقالات درباره رفتار صوتی و موسیقایی حیوان‌ها و اینکه چگونه صدای آواز نوعی از میمون‌ها در شکل‌گیری موسیقی انسانی موثر بوده است: «گیبون‌ها۱ آوازهای بلند و طویل سر می‌دهند که اغلب توسط یک جفت نر و ماده انجام می‌گیرد. یک زوج جوان و نیرومند (از گیبون‌ها) وقتی در مرحله نشان دادن احساسات قرار می‌گیرد رفتارهای خاص دوره جفت‌گیری را تقریباً دخالت می‌دهد و مجموعه آواهای خود را غنی‌تر می‌کند و صدایی کاملاً خدنگ، استوار، خلل‌ناپذیر و بدون خدشه از خود بروز می‌دهد…» توماس گایسمان نویسنده مقاله‌ای که به رفتار صوتی گیبون‌ها پرداخته در ادامه توضیح می‌دهد: «مشابهت‌های ساختاری و رفتاری آشکار می‌سازد که آواپردازی‌هایی که به وسیله تیره‌های جانوری غیرانسانی ایراد می‌شود، صداهای مربوط به میمون‌های عهد عتیق به طور شگفت‌انگیزی توسط بشر در کار آواز‌خوانی و در نتیجه موسیقی موثر بوده است.» با خواندن دیگر مقاله‌هایی که در این کتاب ۶۰۰ صفحه‌ای و ۱۴۵۰۰ تومانی گردآوری شده، به نکات دقیق‌تری در نسبت جهان موسیقایی حیوانی و انسانی می‌رسیم. از سوی دیگر همان طور که گفته شد کل کتاب درباره بیوموزیکولوژی است؛ علمی جدیدالتاسیس که با بسیاری دیگر از علوم (مثل سایکولوژی و متدولوژی و…) ارتباط تنگاتنگی دارد و می‌خواهد به این پرسش جواب دهد که ریشه‌های موسیقی چیست و کجاست. اگر فیلسوف‌ها در استفاده از هنر برای رسیدن به غایت خود، موسیقی را نه به طور مستقل که در کنار هنرهای دیگر قرار می‌دهند، بیوموزیکولوژی و مباحثی که در این کتاب مطرح شده به دنبال استقلال‌بخشی و اعطای هویت مستقل به این هنر هستند تا از این طریق به غایتی که گاه هست و گاه نیست، برسند. مخلص کلام در آخرین بخش کتاب به خوبی تشریح شده است: «همان طور که از افسانه‌های دراز و متعدد در باب ریشه‌های موسیقی شنیده‌ایم، اهمیت صدای آدمی است که ما را به تکاپو می‌اندازد: که مغرور شویم، به خود ببالیم، افتخار کنیم، آرام بگیریم، دست به عمل درآوریم و اشک از دیدگان روان سازیم که اکنون به معنای نوینی دست یافته‌ایم. اهمیت صداها در این است که ما را تغییر می‌دهد، به ما می‌گوید چه کسی هستیم و به زندگی ما معنا می‌بخشد.» دیگر سخن نویسندگان این کتاب آن است که انسان، نه حیوانی ناطق که حیوان موسیقیدان و صاحب هوشی موزیکال است که در پی یافتن ریشه‌های خود است؛ ریشه‌هایی به‌ تمامی موزیکال.

پی‌نوشت: ……………………………………………………..

۱- گیبون‌ها و زیرمجموعه‌های آنها نوع خاصی از میمون‌ها هستند که تبارشان به نخستین پستانداران می‌رسد.

* نشر ناهید، نیلز والین، بیورن مرکر استیون براون، ترجمه: پرتو اشراق

  • مرداد ۱۵ / ۱۳۸۹
  • دیدگاه‌ها برای سرگذشت آهنگسازان بزرگ بسته هستند
تاریخ ، فلسفه ، سیاست, تاریخ جهان, موسیقی, هنر،موسیقی،معماری و عکاسی

سرگذشت آهنگسازان بزرگ

سرگذشت آهنگسازان بزرگ

سرگذشت آهنگسازان بزرگ

نوشته : هرولد شونبرگ

ترجمه : پرتو اشراق

این کتاب را من برای شنونده عامی ، اما با هوش و علاقمند به موسیقی نوشته ام . کوشیده ام که جمعیت موسیقی به لحاظ تاریخی ، از کلاودیو مونته وردی تا امروز فراهم آید هیچ نابغه و موسیقی دان و آهنگساز برزگی را ندیده ایم که از گذشتگان خود تاثیر نگرفته باشد . کارل موک رهبر ارکستر اهل آلمان با طنز مخصوصی. این موضوع را بیان کرده، و بعد هم به آینده موسیقی ،؛ پس از تحویل قرن اشاره نموده . هم او یک بار مجبور شد با آهنگسازی کار کند که می گفتند یک دنده ، تک رو ، و لجباز است ، حرف هیچ کس را قبول ندارد ، یک فرد گرای کامل .رهبر ارکستر که تا آن تاریخ قطعه ای از آن دست نشنیده بود، و هیچ اشاره از گذشتگان در آن مشاهده نمی کرد ، گفت : ” آه آقا جان ، این قطعه شما خیلی عجیب است، از جایی که من می آیم همه پدر و مادر دارند .” سعی کرده ام به روحیات و منش آهنگسازان نیز به لحاظ شناخت رفتارشان اشاره ای کرده باشم . هنگامی که چاپ اول این کتاب منتشر می شد چنین مقصودی متداول نبود.امروز هم البته چندان معمول نیست . بسیاری از پژوهندگان و علاقمندان به موسیقی براین عقیده اند که اثر بیش از صاحب اثر اهمیت دارد ، می گویند یک قطعه بهتر از هر چیز می تواند مفهوم و معنای موسیقی را انتقال دهد …

از مقدمه کتاب

بررسی این کتاب در روزنامه شرق

موزیسین‌های تاریخ‌ساز
 

کمتر کسی می‌داند نام پادشاه پروست در قرن مثلاً ۱۸ چه بوده اما بی‌تردید نام بتهوون را شنیده یا سمفونی‌ای از او شنیده است در حالی که نمی‌دانسته این آهنگساز نابغه و بداخلاق و بی‌نظم با شاهزادگان آن زمان همنشین و هم‌ساز بوده است. کتاب «سرگذشت آهنگسازان بزرگ» نوشته هرولد شوئنبرگ۱ شرحی است جزء به جزء از تمامی اتفاقات زندگی آهنگسازانی مثل لودویک وان بتهوون. در این کتاب که نزدیک به ۹۰۰ صفحه است، نویسنده با استفاده از منابعی که در دست داشته وارد جزیی‌ترین نقاط زندگی این موزیسین‌های تاریخ‌ساز شده. تا آنجا پیش رفته که در نهایت می‌فهمیم بتهوون موقع اصلاح همیشه صورتش را با تیغ می‌بریده. شوئنبرگ در مقدمه‌اش درباره این کتاب هدفش را از نگارش این زندگینامه‌ها چنین شرح داده است: «این کتاب را من برای شنونده عامی، اما باهوش و علاقه‌مند به موسیقی نوشته‌ام. کوشیده‌‌ام که جمعیت موسیقی به لحاظ تاریخی، از کلاودیو مونته‌وردی۲ تا امروز فراهم‌ آید… کتاب حاضر به طور مشروح به زندگی و احوال مصنفان بزرگ می‌پردازد. تردیدی نیست که جنبه‌های تفسیری و تکنیکی در نهایت اختصار بیان شده‌ که برای خوانندگان غیرمتخصص نیز قابل استفاده باشد؛ گرچه گاهی، به خصوص در موسیقی قرن بیستم، از روی اضطرار به اصطلاحات تکنیکی هم می‌پردازیم…» نویسنده در برخی جاهای کتاب

– آنچنان که خود تاکید کرده – از مطالب خودش که پیشتر در هفته‌نامه نیویورک‌تایمز و مجله تایم چاپ شده با اعمال بازنگری استفاده کرده است. شرح زندگی آهنگسازها در این کتاب به ترتیب از قدیمی‌ترین‌ تا معاصرها چیده شده است و از این نظر منبع خوبی برای کسانی است که در پی آشنایی و احیاناً تحقیق درباره سیر موسیقی کلاسیک هستند. شوئنبرگ در انتخاب افراد هم یک ملاک اصلی در نظر گرفته: «در این کتاب که روایتش تا به امروز کشیده می‌شود تاکید بر واژه «بزرگ» قرار می‌گیرد. [چون] آهنگسازان بزرگ هریک از راه مخصوص به خود جهت و جریان موسیقی را تغییر داده‌اند.» اما فارغ از اطلاعاتی که درباره زندگی آهنگسازان بزرگ به دست‌ می‌آوریم، با خواندن این کتاب همچنین به سیر تغییرات سبک‌های مختلف موسیقی کلاسیک هم پی می‌بریم: از اپرا گرفته تا دوران رمانتیسیسم و سمبلیسم و امپرسیونیسم. مثلاً لذت‌بخش است که بدانیم اپرای «سالومه» ریچارد اشتراوس وقتی در متروپولیتن نیویورک اجرا شد چه اتفاقات عجیب و غریبی را در دوران رمانتیسیسم در پی داشت. اشتراوس را متهم کردند که اثرش «بوی گند و فساد اخلاق» می‌دهد. نامه‌های اعتراض به سردبیران مطبوعات می‌رسید: «آیا همسران و فرزندان، دختران و پسران ما باید از (به؟) این نمایش‌های فساد نگاه کنند؟» در همان روزها یکی از روزنامه‌های نیویورک عنوان صفحه اول خود را به این اپرا اختصاص داد و نوشت: «اپرای نفرت‌انگیز». اعتراض‌ها بالا گرفت و بابتیست‌های مذهبی هم آب را گل‌آلود دیدند و ماهی گرفتند. اتفاقاتی جذاب از این دست درباره آهنگسازانی چون‌ هایدن، شوبرت، شوپن، واگنر، برامس، موتسارت، چایکوفسکی و… در این کتاب بسیار است. اگر باور نمی‌کنید، بخوانید.

پی‌نوشت‌ها: …………………………………………………………

۱- با آرنولد شوئنبرگ آهنگساز بزرگ اتریشی فرق دارد. معلوم نیست چرا پرتو اشراق در اتحاد نگارشی چنین لغزشی کرده است: در برخی جاها شوئنبرگ چاپ شده و در جاهایی شونبرگ. اما با تلفظ آلمانی، شوئنبرگ درست‌تر است. طرفه آنکه روی جلد «شونبرگ» چاپ شده است.

۲- آهنگساز ایتالیایی قرون ۱۶ و ۱۷

*نشر ناهید، هرولد شوئنبرگ، ترجمه: پرتو اشراق