:::: منو ::::

انتشارات ناهید

معرفی کتاب های منتشر شده

  • به اینستاگرام انتشارات ناهید بپیوندید

    به اینستاگرام انتشارات ناهید بپیوندید

  • تازه‌های انتشارات ناهید

    تازه‌های انتشارات ناهید

وبلاگ

  • ژانویه 08 / 2023
  • ۰
آناتومی یک لحظه نوشتۀ خاویر ثرکاس ترجمۀ یوسف نوری‌زاده
تاریخ ، فلسفه ، سیاست, تاریخ جهان, سیاست

آناتومی یک لحظه

طرح جلد کتاب آناتومی یک لحظه
نوشتۀ خاویر ثِرکاس
ترجمۀ یوسف نوری‌زاده
تصویر روی جلد اثر ژیلبر گارسن

آناتومی یک لحظه

نویسنده خاویر ثرکاس

ترجمۀ یوسف نوری‌زاده

از متن کتاب آناتومی یک لحظه :

سیاست‌مدار اصیل چیست؟ آیا سیاست‌مدار اصیل همان سیاست‌مدار بزرگ است، یا یک سیاست‌مدار استثنایی؟ آیا یک سیاسیت‌مدار استثنایی همان مرد استثنایی‌ست، یا مردی اخلاقاً عاری از خطا، یا صرفاً مردی شرافت‌مند؟ به احتمال زیاد که آدولفو سوارث مرد شرافت‌مندی بوده، اما نه مردی اخلاقاً عاری از خطا، یا حتی یک فرد استثنایی، یا دست‌کم نه از آن دسته از مردانی که معمولاً استثنایی‌اش می‌پندارند؛ هرچند، با توجه به همۀ جوانب، استوارترین و قاطع‌ترین سیاست‌مدار اسپانیایی قرن گذشته بود.


در این اثر غیرداستانی برجسته، ثرکاس شورمندانه اقدام به کودتای ۲۳ فوریه ۱۹۸۱ اسپانیا را بازآفرینی می‌کند، سرهنگ تِخِرو و گروهان نظامیان مسلحش به مجلس یورش می‌برند، و گروگان‌گیری می‌کنند. ثرکاس از فیلمی سی‌وهفت دقیقه‌ای بهره می‌برد تا تصویری رازآلود از جهان سیاست پس از فرانکو ترسیم کند. چهرۀ پیچیده و مرکزی این دوران، آدولفو سوارث، نخست‌وزیر راهبر اسپانیا به دموکراسی است که در برابر باران گلوله‌های کودتاچیان به فرمان نظامیان گردن نمی‌نهد. چنین که ثرکاس می‌نویسد تلاش اصلی او این بوده تا این رخداد را داستانی کند و آن را به نسخۀ تجربی شگفتی از سه تفنگدار بدل سازد …

ـ نیویورکر

  • ژانویه 08 / 2023
  • ۰
نام‌ها و پیکرها سرودۀ آلخاندرا پیزارنیک گزیدۀ شعرها با مقدمۀ سزار آیرا ترجمۀ شیرین کریمی
شعر, شعر ترجمه

نام‌ها و پیکرها

نام‌ها و پیکرها
نویسنده: آلخاندرا پیزارنیک
با مقدمۀ سزار آیرا
ترجمۀ شیرین کریمی
نقاشی روی جلد اثر ایو تانگی

نام‌ها و پیکرها

آلخاندرا پیزارنیک

با مقدمه‌ی سزار آیرا

ترجمه‌ی شیرین کریمی

از متن کتاب نام‌ها و پیکرها :

صداهای من‌اند به سرودخوانی
تا که از سرشان بیفتد خواندن،
آن خاکسترین دهان‌بندخوردگان در سحرگاهان،
آن جامه‌هاشان به بر چون پرندگانِ نزار زیر باران.

در انتظار، زمزمه‌ی
شکستن یاس‌ها.
و سپیده که سرزند
خورشید شقه‌شقه در خورشیدهای کوچک سیاه.
و همیشه شباهنگام،
قبیله‌ای از کلمات مثله
سر درپی سرای است در گلوی من،
تا که از سرشان بیفتد خواندن،
آن جرّارگان، آن مالکان سکوت.

  • ژانویه 08 / 2023
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

پاریس را هرگز پایانی نیست

پاریس را هرگز پایانی نیست
نویسنده: انریکه بیا ماتاس
ترجمه‌ی صابر مقدمی

پاریس را هرگز پایانی نیست

نویسنده: انریکه بیا ماتاس

ترجمه: صابر مقدمی

از متن کتاب پاریس را هرگز پایانی نیست:

یک روز روی پله‌ها با مارگریت دوراس روبه‌رو شدم ــ من درحال رفتن به اطاقم بودم و او درحال پایین‌آمدن از پله‌ها به قصد رفتن به خیابان ــ و ناگهان او مشتاق شد که بداند سرم را با چه وسیله‌ای گرم می‌کنم. و من کوشیدم خودم را درحال انجام کار مهمی نشان دهم و توضیح دادم که قصد دارم کتابی بنویسم که قصد جان همۀ خوانندگانش را می‌کند. مارگریت نگاه حیرت‌زده‌ای به من کرد، سراپا غرق شگفتی شد.

غروب یکی از روزهای ماه ژوئن ۱۹۷۴، مارگریت دوراس در رستورانی در خیابان سن بنوآ (آن وقت‌ها که بارت تازه از چین برگشته بود و هوی روزانه پاریس رفته‌رفته گرم‌تر می‌شد) از من سؤال کرد چه سرنوشت ادبی را ترجیح می‌دهم. پرسید: «مالارمه یا رمبو؟»

به‌زعم پروست، گذشته نه‌تنها بادپا نیست بلکه از جایش جُم نمی‌خورد. پاریس نیز از این قاعده مستثنی نیست، هرگز آهنگ سفر نمی‌کند. و فراتر از آن جاوید و ابدی است، پاریس را پایانی نیست.

  • ژوئن 21 / 2022
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

سیذارتا

کتاب سیذارتا؛ شعری هندی، نوشته‌ی هرمان هسه، ترجمه‌ی محمدرضا ایزدی

سیذارتا

شعری هندی

هرمان هسه

ترجمهٔ محمدرضا ایزدی

از متن کتاب سیذارتا:

لاشخواران پوستش را کندند، اسکلت شد، خاک شد، با هوا درآمیخت. و جان سیذارتا بازگشت، جان سپرد، پوسید، به خاک بدل شد. سرمستی غمبار چرخهٔ زندگی را چشید، همچون شکارچی در عطشی تازه بر شکاف ماند، جایی که چرخه پایان می‌پذیرفت، آنجا که انتهای ریشه‌هاست، آنجا که ابدیت بی‌درد آغاز می‌شد. حس‌های خود را می‌میراند، خاطره خود را می‌میراند، از من خویش به هزار شکل غریب برون خزید، جانور شد، لاشه شد، چوب شد، آب شد، و هر بار از نو بیدار شد، خورشید یا ماه می‌درخشید، باز همچنان من بود، در چرخهٔ حیات می‌چرخید، عطش را حس می‌کرد، بر عطش فائق می‌شد، عطشی نو حس می‌کرد.

  • ژوئن 21 / 2022
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

برزخ

کتاب برزخ، نوشته‌ی توماس الوئی مارتینث، ترجمه‌ی قاسم صنعوی
تصویر روی جلد: عینک آلنده، اثر کارلوس آلتامیرانو

برزخ

توماس الوئی مارتینث

ترجمهٔ قاسم صنعوی

از متن کتاب برزخ:

… سه شب پیش از چیزی که از آن پس «انقلاب» نام می‌گرفت، امیلیا لیست نام‌های مهمانان عروسی‌اش را به دفتر پدرش آورد. پدرش از او خواست که سبد کاغذهای باطله را در بخاری خالی و همه را به خاکستر تبدیل کند. یک صفحه آراسته به اعلام‌های دستنویس، چسبیده به ته سبد باقی ماند. امیلیا موقع کندن آن، نخستین سطرهایش را خواند: «بدون شمشیر و صلیب از آرژانتین چه چیز می‌تواند باقی بماند؟ چه کسی جرأت خواهد کرد که با محروم کردن اصل ملی از یکی از این دو ستون، به اخلاف بپیوندد؟» امیلیا وقتی با سبد برگشت، ورقهٔ نجات‌یافته از شعله‌ها را به او داد.

… کتاب‌خوان حریصِ تیزهوشی بود. تشابه‌ها بین نخستین نوشته‌های کافکا با تربیت عاطفی فلوبر را درمی‌یابید و با شرح و بسط نابی کشف‌های یک پروفسور کلمبیایی، گی‌یرمو سانچث تروخیو و را که طی سالیان درمورد تأثیر جنایت و مکافات بر محاکمه مطالعه کرده بود برایم توصیف کرد. این پروفسور سرانجام به اینجا رسیده بود که اثبات کند کتاب محاکمه تاروپودی عالی است که به کافکا اجازه داده قطع رابطه‌اش با فلیسه بوئر را نقل کند؛ به این ترتیب از شخصیت‌ها و موقعیت‌ها، مانند از کتابی در کتاب دیگر، استفاده مجدد کرده بود. ما وقت‌مان را با سرگردان کردن خودمان در حکایت‌های بی سر و دم می‌گذراندیم، ولی این امر به‌نظرمان هیچ اهمیتی نداشت، زیرا این تنها هدف‌مان بود: حرف زدن از موضوع‌هایی که در آنجا نمی‌توانستیم با کس دیگری تقسیم کنیم.

  • ژوئن 21 / 2022
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

معجزه‌های کوچک در دفتر اشیاء پیدا شده

کتاب معجزه‌های کوچک در دفتر اشیاء پیدا شده، نوشته‌ی سالواتوره باسیله، ترجمه‌ی قاسم صنعوی

معجزه‌های کوچک در دفتر اشیاء پیدا شده

سالواتوره باسیله

ترجمهٔ قاسم صنعوی

از متن کتاب معجزه‌های کوچک در دفتر اشیاء پیدا شده:

غرق در سکوت چیزهایی که احاطه‌اش می‌کردند به دوروبرش نگاه کرد. پرهیب‌های‌شان را برانداز کرد، و برای نخستین‌بار پی برد که آن‌ها هم دقیقاً مانند او رنگی ندارند. با خودش فکر کرد درواقع تمام چیزهایی که او دور خودش جمع کرده فقط مهروموم‌هایی هستند نهاده‌شده بر قفل‌های زندگی که وقتی باز شوند اندوه رها خواهند کرد؛ سدهای کوچکی هستند که خود او دور تنهایی‌اش کشیده تا آن را تحمل‌پذیر و درنتیجه مطمئن‌تر کند.

… چیزی نمی‌ماند آن‌ها از من شکایت کنند، زیرا من آمده بودم که کارد را در زخم تکان دهم. اتفاقی که می‌افتاد این بود. برخی از آن‌ها زندگی تازه‌ای ترتیب داده بودند، برخی عشق تازه‌ای پیدا کرده بودند، برخی دیگر هنوز در خیابان، زیر پل‌ها، در کلبه‌ای یا در زیر کارتن‌ها بودند، زیرا به این نحو بود که احساس می‌کردند آزادند … و من چه می‌توانستم بگویم؟ به خانه‌تان برگردید؟ به چه حقی؟ هرکسی آزاد است هرچه می‌خواهد بکند.

  • مارس 07 / 2022
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

همسر ببر

همسر ببر

تِئا اوبرت

ترجمهٔ افسانه قربان‌زاده

همسر ببر، در ۲۰۱۱ برندهٔ جایزهٔ اُرنج شد و نویسنده‌اش جایزهٔ «جوان‌ترین نویسنده سال» را به خود اختصاص داد. علاوه بر این، تئا اوبرت یکی از «بیست نویسندهٔ برجستهٔ زیر چهل سال» در فهرست نیویورکر به‌شمار می‌آید.


حکایتی از رابطهٔ پزشکان و مرگ در گرماگرم جنگ‌های بالکان.

ـ تئا اوبرت


اما حالا، در آخرین ساعات پایداری کشور، هم برای او روشن بود و هم برای من که با آتش‌بس وضعیت به‌ظاهر عادی می‌شود، اما صلح برقرار نمی‌شود. جنگی که هدفمند باشد ــ برای آزادسازی، یا به طرفداری از فردی بی‌گناه ــ امیدی به پایانش وجود دارد. جنگ که بر سر تسویه‌حساب باشد، بر سر اسمت، جاهایی که خونت برایشان می‌جوشد، یا مکان‌ها یا وقایعی که اسمت به آن‌ها وابسته باشد، چیزی نیست جز نفرت، و پیشرفت آهسته و درازمدت کسانی که جنگ را تغذیه می‌کنند و از آن تغذیه می‌شوند، با وسواس، و توسط گذشتگانشان. پس جنگ بی‌پایان است، موج‌موج از راه می‌زسد، و قدرتش را همچنان حفظ می‌کند تا جایی که امیدواران به مقابله با آن را متعجب کند.

ـ از متن کتاب

  • فوریه 23 / 2022
  • ۰
تاریخ ، فلسفه ، سیاست, فلسفه

متافیزیک جوانی و چند مقالهٔ دیگر

کتاب متافیزیک جوانی و چند مقالهٔ دیگر، نوشته والتر بنیامین، ترجمهٔ محسن ملکی
نقاشی روی جلد: فرشتهٔ تاریخ اثر پل کله

متافیزیک جوانی و چند مقالهٔ دیگر

نویسنده والتر بنیامین

ترجمهٔ محسن ملکی

شخصیت ویرانگر کار خود را انجام می‌دهد؛ تنها کاری که از آن پرهیز می‌کند آفریدن است. درست به همان سیاق که آفریننده جویای انزواست، ویرانگر را باید پیوسته مردم در میان گرفته باشند، همان گواهان کارایی او.

شخصیت ویرانگر یک علامت است. درست همان‌طور که علامت سه‌وجهی از هر سو در معرض باد است، او نیز در معرض سخنان یاوه قرار دارد. مصون‌داشتن او از این سخنان بیهوده است.

شخصیت ویرانگر علاقه‌ای به فهمیده‌شدن ندارد. او کوشش‌هایی را که در این زمینه می‌شود سطحی می‌انگارد. اینکه حرفش را نفهمند نمی‌تواند به او آسیبی رساند. برعکس، او خود موجب آن می‌شود، درست به همان سیاق که معابد، همان نهادهای ویرانگر دولت، چنین می‌کردند. شایعه، این خرده‌بورژوایی‌ترینِ پدیده‌ها، تنها ازآن‌رو پیش می‌آید که مردم اشتیاق ندارند حرفشان اشتباه فهمیده شود. شخصیت ویرانگر کج‌فهمی را تاب می‌آورد؛ او به شایعه پروبال نمی‌دهد.

ـ از متن کتاب

  • ژانویه 31 / 2022
  • ۰
ادبیات ایران, ادبیات، نقد ادبی، زبان‌شناسی

می باقی (۷۴ مقاله حافظ پژوهی)

طرح جلد کتاب می باقی (74 مقاله حافظ پژوهی)، اثر بهاءالدین خرمشاهی، به‌کوشش عارف خرمشاهی

می باقی
۷۴ مقاله حافظ پژوهی

بهاءالدّین خُرَّمشاهی

به‌کوشش عارف خُرَّمشاهی

کتاب می باقی جدیدترین اثر بهاءالدین خُرَّمشاهی در زمینهٔ حافظ‌پژوهی است. او حافظ‌پژوهی پُرکار است و تا امروز کتاب‌ها و مقالات بسیاری دربارهٔ شعر و شخصیت حافظ نگاشته، که پس از قرآن‌پژوهی دومین زمینهٔ تخصص و پژوهش اوست. کتاب حاضر ۷۴ مقالهٔ جدید به‌قلم اوست.

این مجموعه دارای مقالاتی است که اغلب در آن زمینه‌ها کتاب یا حتی مقاله نوشته نشده است؛ مانند: کلمات و اصطلاحات عامیانه در شعر حافظ، مناسب‌خوانی‌های شعر حافظ، منتقدان و مخالفان حافظ، حافظانِ حافظ و معرفی حافظ‌پژوهانی که حداقل یک کتاب یا پنج مقالهٔ ارزشمند دربارهٔ حافظ نوشته‌اند. همچنین در معرفی اشعار و تعبیرات دشوار حافظ، مقالات متعددی در این کتاب نگاشته شده است؛ از جمله: ماجرا کم کُن و بازآ … و این طفل، یکشبه رهِ صدساله می‌رود.

  • ژانویه 31 / 2022
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

برادر معنوی

کتاب برادر معنوی، نوشته داوید دیوپ، ترجمه قاسم صنعوی

برادر معنوی

برندهٔ جایزهٔ من بوکر ۲۰۲۱

داوید دیوپ

ترجمهٔ قاسم صنعوی

در رمان برادر معنوی آلفا، دهقان اروپایی، در زمین بی‌نام به توزیع مرگ می‌پردازد. دل برکنده از همه‌چیز و همه‌کس، حتی از خود، خشونت خودش را می‌گسترد و به حدی بذر هراس می‌پاشد که رفیق‌های خودش را دچار ترس می‌کند.

انتقال او به پشت جبهه، سرآغاز تداعی گذشته آلفا در افریقا، دنیایی ازدست‌رفته و درعین‌حال از نو زنده شده که فراخوانی‌اش سیمایی درخشان از مقاومت در برابر نخستین سلاخی عصر جدید است.

***

ترجمه‌کردن هرگز آسان نیست. ترجمه‌کردن، کمی خیانت‌کردن، تقلب‌کردن است. معامله بر سر یک عبارت با عبارت دیگر است. ترجمه‌کردن یکی از اندک فعالیت‌های انسانی است که در آن انسان ناگزیر است درمورد جزییات دروغ بگوید تا واقعه‌ای را به‌صورت برجسته نقل کند. ترجمه‌کردن، همان پذیرفتن خطر بهتر از دیگران فهمیدن این امر است که حقیقت کلام فقط یکی نیست، بلکه دوگانه، حتی سه‌گانه، چهارگانه یا پنجگانه است.

ـ از متن کتاب

  • ژانویه 11 / 2022
  • ۰
ادبیات جهان, ادبیات، نقد ادبی، زبان‌شناسی

آنک کتاب در هیأت یکی از شخصیت‌های خویش

کتاب آنک کتاب در هیأت یکی از شخصیت‌های خویش، نوشته‌ی الن سیکسو، ترجمه‌ی ماهان تیرماهی

آنک کتاب در هیأت یکی از شخصیت‌های خویش

الن سیکسو

ترجمهٔ ماهان تیرماهی

از متن کتاب آنک کتاب در هیأت یکی از شخصیت‌های خویش:

هرآنچه بر سر این دَم می‌آید، بر سر جان، آوایی می‌سازد که باعث می‌شود کاری کنم کتابم بی‌ممنوعیتی برایم بازپخش شود. زبان در حق جان سنگ‌تمام می‌گذارد، دستورزبان منابع بی‌کرانی دارد، درواقع بندبازی می‌کند، موج برمی‌دارد و خم می‌شود، ستون فقرات گربه را دارد، می‌تواند سر فاعل را از لای پای جمله‌اش رد کند.

***

کتاب کمین می‌کند، انتظار می‌کشد، هشدارمان می‌دهد، خود را جمع‌وجور می‌کند ـ بارداری‌ای طولانی، سالیان سال، دهه‌ها.

بدنْ خود را جمع‌وجور می‌کند، خودش را بیان می‌کند. اشباحِ شبیخون‌بَر. شبیخون‌خورده. جسمی بیگانه که خودش را مهیا می‌کند تا در هیأت تنِ کم‌وبیش آشنای من تکلم کند.

جملات اشباح کتاب‌هایند.

***

شناعتِ آخرالزمان را بنگر که از آن هیچ کودکِ مؤلفی بیرون نمی‌آید؛ ولی از سوی دیگر، در فقدان هیبت خَردینهٔ یکی کودک، هیچ آخرالزمانی در کار نخواهد بود.

  • ژانویه 09 / 2022
  • ۰
داستان‌های کوتاه ترجمه, رمان ، داستان کوتاه

برگی از آلبوم و شش داستان دیگر | همراه با نقد و مصاحبه

برگی از آلبوم و شش داستان دیگر | همراه با نقد و مصاحبه

برگی از آلبوم و شش داستان دیگر
همراه با نقد و مصاحبه

کاترین مانسفیلد، آلیس واکر، سیلویا پلات و …

ترجمهٔ رضا پرهیزگار

از متن کتاب برگی از آلبوم و شش داستان دیگر:

«فکر نمی‌کنم اکنون کسی که پری دریایی دیده وجود داشته باشد. به‌ندرت در هر نسلی بیشتر از یک نفر پیدا می‌شود، و فکر نمی‌کنم تا من زنده‌ام هرگز مرد و زنی یافت شود که آن کودک از آن‌ها به‌دنیا بیاید، پری دریایی را از زیر آب به روی زمین بیاورد، سکوت را درهم بشکند و جهان را نجات دهد.»

همه بیماری‌ها به مرگ ختم نمی‌شوند نامریی‌بودن هم همینطور. می‌توانم صدای شما را بشنوم که می‌گوید «چه حرامزادهٔ خطرناک بی‌مسئولیتی!» و حق با شماست. تمام‌قد با شما موافقم. من یکی از بی‌مسئولیت‌ترین آدم‌هایی هستم که دنیا تا حالا به خود دیده. بی‌مسئولیتی بخشی از نامریی‌بودن من است؛ از هر زاویه به آن نگاه کنید یک انکار است.

برگه‌ها:1234567...15