:::: منو ::::

انتشارات ناهید

معرفی کتاب های منتشر شده

پست طبقه بندی / رمان ، داستان کوتاه

  • ژانویه 09 / 2022
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

ما همه چیز می‌خواهیم

ما همه چیز می‌خواهیم

نانی بالسترینی

ترجمۀ یوسف نوری‌زاده


ما همه چیز می‌خواهیم داستانی‌ست سرشار از انرژی و اصالت که به‌طور همزمان در سه سطح با موفقیت عمل می‌کند؛ به‌عنوان یک اثر هنری بهت‌آور، مستندی از تاریخ، و تحلیلی سیاسی که طنین آن تا تضادهای کنونی استمرار می‌یابد. هنروری آن در لحن بیان است: کسی که به زبان اول شخص در این داستان حرف می‌زند بی‌نام است، اما برای ما به‌هیچ‌وجه ناشناخته نیست. او صمیمی، گستاخ، و رک‌وبی‌پرده است. آکنده از خصوصیات برجسته است، و مملو از مطایبه، و خشم. به‌نوعی از زبان شعرگونهٔ محلی حرف می‌زند که تا عمق ذهن رخنه کرده، و همانجا جا خوش می‌کند. می‌گوید «روی همهٔ چیزهای تازهٔ شهر قیمت خورده بود؛ از روزنامه گرفته تا گوشت و کفش؛ همه چیز قیمت داشت.»

ــ راشل کوشنر، از مقدمه کتاب

  • ژانویه 09 / 2022
  • ۰
داستان‌های کوتاه ترجمه, رمان ، داستان کوتاه

صیاد اسفنج

صیاد اسفنج
روی جلد اثر انریک الیویرا

صیاد اسفنج

پانائیت ایستراتی

ترجمهٔ صابر مقدمی


این سطرها را در دِیری قدیمی در کوه‌های مولداوی جایی که سعی می‌کنم با دستان خالی در برابر مصائب سرنوشتم ایستادگی کنم می‌نویسم. چهار ماه است که بخش اعظم روز را در رختخوابم سپری می‌کنم. همین‌که چند قدم برمی‌دارم خسته می‌شوم. پنج دقیقه که حرف می‌زنم فوراً نفسم به شماره می‌افتد. تن تبدارم کلاً پنجاه کیلو شده است. سل این دوست قدیمی هیچ‌گاه تا این حد مرا تنها نگذاشته بود.

و بدتر از آن اینکه مرگ هم ناز می‌کند!

  • ژانویه 09 / 2022
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

حلقه‌های زحل

حلقه‌های زحل

حلقه‌های زحل

و. گ. زیبالت

ترجمهٔ پویا رفویی


حالا که می‌نویسم، و دیگربار به تاریخمان می‌اندیشم که سیاهه‌ی بلندبالایی است از مصیبت و بس، از خاطرم چنین می‌گذرد که …

ـ از متن کتاب


آیا هنوز عظمت ادبی ممکن است؟ نظر به قهقرای بی‌امانِ شوقِ به ادبیات، و سلطۀ قرین با دَم‌سردی، چرب‌زبانی، و قساوت بی‌رحم مضامین داستانی متعارف، اکنون کارستان ادبیات شریف در چه نمود می‌یابد؟ یکی از معدود پاسخ‌های در اختیار مخاطبان، آثار زیبالت است.

ـ سوزان سانتاگ



کتاب بی‌نظیری است و زیبالت به‌قطع‌یقین از اعاظم نویسندگان اروپاست. موشکافی، شاعرانگی و طنینِ نثرش مایهٔ‌شگفتی است … زیباییِ تجلی‌کرده بر ساحت عادت را به اوج‌هایی می‌رساند که فقط در امثالِ پروست به‌سراغ می‌آید.

ـ جان موری


اثری است بس بدیع، توأمان باریک‌بین و شوریده … پاره‌ای خاطره، پاره‌ای داستان، پاره‌ای تأملاتی مکتوب، و درنهایت جستاری است محضِ به‌خاکِ‌سیاه‌نشستگان.

ـ آنتونی تواِیت

  • ژانویه 09 / 2022
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

باغ قدیمی

باغ قدیمی

باغ قدیمی

هوانگ سوک ـ یانگ

ترجمهٔ افسانه قربان‌زاده


هوانگ سوک ـ یانگ نویسندهٔ تحسین‌شدهٔ جهانی، قصهٔ عشق غم‌انگیزی را با روایت دو زندگی موازی، بازگو می‌کند. مسائل پشت پردهٔ پایان جنگ سرد، و انقلاب سیاسی کرهٔ جنوبی در دههٔ هشتاد، را به چالش می‌کشد. باغ قدیمی قصهٔ وفاداری‌ست ـ وفاداری به میهن، به عقیده، و به عشق.

هیون وو زمانی یون هی را می‌بیند و با او آشنا می‌شود، که به دلیل شرکت در قیام کوانگجو و مطالبهٔ دموکراسی در کرهٔ جنوبی متواری است. با دستگیری و حبس هیون وو، دوران خوش و خرم این دو به‌سر می‌رسد. قریب به دو دهه بعد، مرد که آزاد می‌شود کره‌ای را می‌بیند به‌شدت مدرنیزه، به‌ظاهر دموکراتیک، ولی در عمل تا خرخره گرفتار در فساد و نابرابری. رفقای قدیم پیر و فرسوده‌اند و یون هی، که در دوران حبس مَرد هیچ‌گاه مجال دیدار او را نیافت، مرده است.

  • ژانویه 09 / 2022
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

قلمرو طلا

قلمرو طلا
تصویر روی جلد: مجسمهٔ مسافر از برونو کاتالانو ۲۰۱۹

قلمرو طلا

مارگارت درابل

ترجمهٔ شبنم بزرگی


هر اتفاقی رخ بدهد، گذشته خریدنی نیست. نمی‌توانی یک عدد تاریخ یا پیشینه بخری. گذشته‌ای داری مال خود خودت، و آزادی تا با آن چطور تا کنی.

مارگارت درابل

با قلمرو طلا، شخصیتی تازه، گرفتار در مصائب تازه‌ای پا به عرصه نهاد که وضعیت تازه‌ای را برای رمان تعریف می‌کرد.

برنارد برگُنزی

اگر بزنگاه تراژیک رومئو و ژولیت از تأخیر در دریافت نامهٔ رومئو و سلسله رویدادهای پس از آن صورت می‌پذیرد، فرانسیس وینگِیت و کارل اشمیت (ژولیت و رومئوی قرن بیستمی مارگارت درابل) نیز ماجرای خود را با تأخیر در دریافت کارت‌پستالی آغاز می‌کنند. با این تفاوت که این دو برخلافِ قهرمانان شکسپیر، به‌جای شوریدگی و تلاش برای وقوع عشق، نجات‌یافتگانِ برهوت عالمی‌اند که تنها در امکان عشق می‌کوشد.

– امانوئل نلسون

  • دسامبر 31 / 2019
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

از غم بال درآوردن

از غم بال درآوردن

از غم بال درآوردن

پتر هانتکه

ترجمه‌ی پویا رفویی


حقیقتش اینکه، ادبیات در نظرش صرفاً داستان‌هایی از گذشته بود، نه هرگز رؤیاهایی از آینده؛ در آن‌ها همه‌ی چیزهایی را پیدا می‌کرد که از دست داده بود و دیگر هیچ‌وقت جبران مافات نمی‌شد. در اوایل زندگی‌اش، از هر تصوری از آینده دست کشیده بود. ازاین‌رو دومین بهارش صرفاً در حکم تجلی رجعت تجربه‌ی ماقبل بود.
ادبیات یادش نداد تا به فکر خودش بیفتد، بلکه حالی‌اش کرد که خیلی دیر شده، از کجا که می‌شد برای خودش کسی باشد.

ـ از متن کتاب

  • دسامبر 31 / 2019
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

وداع با کودکی‌ام

وداع با کودکی‌ام

وداع با کودکی‌ام

پانائیت ایستراتی

با مقدمۀ رومن رولان

ترجمۀ صابر مقدمی


نویسنده‌ای است مادرزاد که از روایت داستان‌های خویش لذت می‌برد. اگر شیفتۀ نوشتن داستانی شود هیچ شخصی حتی خودش قادر نیست بفهمد که این داستان یک ساعت یا هزارویک شب طول خواهد کشید … این قصه‌گوی نابغه چنان قدرتمند و شکست‌ناپذیر است که قبل خودکشی‌اش، در نامه‌ای لابلای شکوه و شکایت‌های نومیدانه‌اش، دو حکایتِ خنده‌آور از سفرهایش را برایم نوشته بود.

رومن رولان

  • دسامبر 31 / 2019
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

زندگانی من و روزگار سخت

زندگانی من و روزگار سخت

زندگانی من و روزگار سخت

جیمز تربر

ترجمه‌ی محمد هدایتی


تی. اس. الیوت تربر را طنزپرداز محبوبش می‌خواند و نوشته‌ها و طرح‌هایش را «سندی از عصری که بدان تعلق داشتیم». ارنست همینگوی نوشته‌های تربر را «بهترین نوشته‌هایی که در آمریکا منتشر شده» خوانده است و درباره‌ی کتاب زندگانی من و روزگار سخت می‌گوید که این اتوبیوگرافی نزد من بالاتر از کار هنری آدامز است. «حتی در همان سال‌های ابتدایی، زمانی که تربر با نام آلیس بی. توکلاس می‌نوشت، می‌دانستیم تا چه اندازه مستعد است». راسل باکر درباره‌ی این کتاب در نیویورک‌تایمز نوشت که «این احتمالاً کوتاه‌ترین و زیباترین اتوبیوگرافی‌ای است که تاکنون نوشته شده است».

  • دسامبر 31 / 2019
  • ۰
داستان‌های کوتاه ترجمه, رمان ، داستان کوتاه

آشیانۀ گنجشک در سایه‌بان | داستان مدرن کوبا

آشیانۀ گنجشک در سایه‌بان

آشیانۀ گنجشک در سایه‌بان

(داستان مدرن کوبا)

کَلوِرت کِیسی، اُنِیلو خورخه کاردوسو، ویرجیلیو پینیِرا، اومبرتو آرِنال، آنتوان آروفات، آنا ماریا سیمو، روجِلیو لوپیس، گوئرمو کابرِرا آنفانته، لوییس آگوئرو، رِینالدو گونزالِز، آنا ماریا سیمو

گزینش: جِی. اِم. کوهِن

ترجمۀ یوسف نوری‌زاده


«رنگ کفش‌های مرد گلفروش، خاموشی یک چراغ در پشت پنجره‌ای در پشت پنجره‌ای در دودست‌ها، جزئیات کوچک، قطرات باران روی علف، بوی نمناکیِ خاک همه و همه توجه او را به خود جلب می‌کردند. به نظر می‌رسید از سرعت همه‌چیز در پیرامون او اندکی کاسته شده. چشمان براقش انتظار می‌کشید؛ آکنده از محبت و اشتیاق بود،؛ اما اینها همه فقط یک آن بود، نه بیشتر، و دوباره درخشندگی از همه‌چیز رخت بربست و همه‌چیز عادی شد.»

ـ از متن کتاب


«من همیشه خاطرات خودم رو دارم. به من می‌گه همۀ این چیزها رو فراموش کنم، اینکه اینها فقط اوقاتم رو تلخ می‌کنن، اما من نمی‌خوام که خاطراتم ازم گرفته بشه. بعضی وقت‌ها که چشم‌هام رو می‌بندم، مثل یه روز روشن همه‌شون رو می‌بینم. بعضی وقت‌ها صدای آقای چارلز رو درست مثل وقت‌هایی که کنارم ایستاده بود می‌شنوم.»


ـ از متن کتاب


«تنها بودم. نفس عمیقی کشیدم. آرام آرام در را هُل دادم. گیاه تنومند در تاریکی داشت می‌تپید. به آغوش او پناه بردم. پر از سیاهرگ و گره‌های ریز بود. نفسش گرم بود. زنده بود. برای آنکه بهتر احساسش کنم، باید کفش‌هایم را درمی‌آوردم. اولین تماسِ یکی از ساقه‌های او با تنم یک تماس نرم و ملایم بود. خودم را وا دادم تا به مرکز رشد و نمو او کشانده شوم. ریشه‌هایش دور قوزک پاهایم پیچیدند؛ کم‌کم برگ‌هایش روی دست‌هایم را پوشاند. حالا همه‌جای گیاه داشت به‌آرامی رشد می‌کرد تا دور گردنم را بپوشاند و به گوش‌ها و چشم‌هایم وارد شود. من و او هم‌نَفَس شده بودیم.»

ـ از متن کتاب

  • سپتامبر 24 / 2019
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

آمریکازده‌ها

آمریکازده‌ها

آمریکازده‌ها

رضوانی

ترجمۀ رضا سیدحسینی


دربارۀ مقام رضوانی در ادبیات فرانسه کافیست آنچه چند سال پیش «فرناندو آرابال» به خود من گفت نقل کنم. «آرابال» می‌گفت: «تئاتر فرانسه ارزش امروزی خود را مدیون نمایشنامه‌نویسانی است که همه خارجی هستند: یونسکو اهل رومانی است، بکت ایرلندی است، من اسپانیایی هستم و رضوانی ایرانی است.»

ـ از مقدمۀ مترجم


قبل از هر چیز باید بگویم که ما کاملاً «آمریکانویاک» هستیم. این بیماری ما چیزی است مثل خارش. «آمریکایی = خرت، خرت، خرت»

ـ از متن کتاب

  • سپتامبر 24 / 2019
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

سومین دروغ

سومین دروغ

سومین دروغ

آگوتا کریستف

ترجمۀ قاسم صنعوی


سومین دروغ، سرگذشت اندوهبار دو برادر است که در فکر یکی می‌گذرد: «من را کلوس می‌نامند، ولی آیا نامم همین است؟ من از کودکی یاد گرفته‌ام که دروغ بگویم. در دوران بازآموزی به من دروغ می‌گفتند و من هم دروغ می‌گفتم. پس از گذر از مرز کشورم هم دروغ گفتم و در کتاب‌هایم نیز دروغ گفتم. می‌خواهم برادری را بیابم که شاید وجود نداشته باشد. آیا برای آخرین‌بار دروغ خواهم گفت؟» – و برادر دیگر: «نام من کلوس است. ولی هیچ‌کس من را به این نام نمی‌شناسد. از پنجاه سال پیش که برادر دوقلویم ناپدید شده، زندگی‌ام دیگر خیلی معنی ندارد. دیرزمانی چشم به راه بازگشتش مانده‌ام. اما اگر امروز برگردد ناگزیر خواهم بود به او دروغ بگویم.»


پس از هراس‌های جنگ و سال‌های رژیم سربی، آیا سرانجام زمان گشودن چشم‌ها به روی حقیقت رسیده است؟ ولی در این صورت، حقیقت چیزی جز دروغی دیگر نخواهد بود، زیرا «کتاب هرقدر هم که اندوهبار باشد، به اندازه زندگی غبار نیست …


خانم آگوتا کریستوف، نویسنده مجارستانی‌الاصل، در این رمان کوتاه که در کشورهای گوناگون با استقبال گرم رو‌به‌رو شده، به این پرسش، پاسخ می‌دهد.

  • سپتامبر 24 / 2019
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

مدرک

مدرک

مدرک

آگوتا کریستف

ترجمۀ قاسم صنعوی


مدرک، بخش دیگری از زندگی دو برادر توأمی است که دیری با هم زیسته‌اند و اکنون یکی از مرز گذشته است و دیگری در پشتِ «پرده آهنین» مانده. لوکاس، برادر مانده در شهر کوچک، به سبب جدایی از برادر رنج بسیار عمیق می‌برد، ولی با پذیرفتن نقش پدر در قبال کودکی علیل که زیر بال‌و‌پر خود گرفته، این خلأ شدید را جبران می‌کند. با برقرار‌کردن چند پیوند دوستی پرمعنا با ساکنان محل، به ایجاد رابطه اجتماعی مثبت‌تری کمک می‌کند، هرچند به گفته ناقدی، «مدرک» یک «سفر به دوزخ» واقعی است.

برگه‌ها:123456