:::: منو ::::

انتشارات ناهید

معرفی کتاب های منتشر شده

پست طبقه بندی / رمان‌های ترجمه

  • آگوست 03 / 2010
  • دیدگاه‌ها برای پرواز | سپتیموس هیپ | کتاب دوم بسته هستند
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

پرواز | سپتیموس هیپ | کتاب دوم

پرواز | سپتیموس هیپ | کتاب دوم، نوشتهٔ آنجی سیج، ترجمهٔ پرتو اشراق

پرواز | سپتیموس هیپ | کتاب دوم

آنجی سیج

ترجمهٔ پرتو اشراق

 پرواز جلد دوم از مجموعهٔ سپتیموس هیپ است. پسری است معمولی که با پسرهای دیگر فرقی ندارد، اما در جریان خیال (سیر داستان) با کنج کاوی هایی که نشان می‌دهد شکلی از خیال ارائه می‌دهد و دنیایی می‌سازد که ما پدران و مادران نیز شاید قدرت ساختنش را نداشته باشیم. برای نوجوانان ما چه چیز مفیدتر از این که خیال را مصدر انگیزه‌های نو کنند و از این طریق خواسته‌های خود را دریابند.

آنچه در این مجموعه از نظر خوانندگان می‌گذرد تکیه بر این است که مرز خیال بی انتهاست و خیال برای آدمی چو آب برای ماهی است. از این رو برای رسیدن به شیرینی‌های زندگی باید به فرزندان خود امکان بدهیم قلمروی خیال را در خود توسعه دهند.

  • آگوست 03 / 2010
  • دیدگاه‌ها برای جادو | سپتیموس هیپ | کتاب یکم بسته هستند
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

جادو | سپتیموس هیپ | کتاب یکم

کتاب جادو | سپتیموس هیپ | کتاب یکم، نوشتهٔ آنجی سیج، ترجمهٔ پرتو اشراق

جادو | سپتیموس هیپ | کتاب یکم

آنجی سیج

ترجمهٔ پرتو اشراق

جادو کتابی است سرشار از عجایب، جذابیت‌ها و شگفتی‌ها. که با تخیلی نیرومند نوشته شده؛ ما را به جهانی دعوت می‌کند که چو وارد شویم دیگر مایل به ترک آن نیستیم. سپتیموس هیپ، هفتمین پسر هفتمین پسر شب تولدش ناپدید می‌شود. قابله اعلام می‌کند که این بچه مرده به دنیا آمده. همان شب پدر این پسر، مردی به نام سیلاس هیپ در راه بازگشت به خانه، میان برف‌های سنگین جنگ دختری کوچک می‌یابد که پشت بوته‌ای نهاده بودند. او را به خانه می‌برد. نامش را جنا می‌گذارند. و مثل فرزند خودشان بزرگ می‌کنند ولی این دختر اسرارآمیز کیست؟ و چه بر سر فرزند خانوادهٔ هیپ، هفتمین پسر هفتمین پسر آمده؟

یکی از منتقدان داستان‌های کودکان در مجله کرکاس می‌نویسد، «هری ــ مقصود هری پاتر است ــ سر بردار و بنگر، جادوگری جوان در راه است. کتابی که تا تمام نکنی زمین نمی‌گذاری، و این آغاز این مجموعهٔ خواندنی است.»

  • آگوست 03 / 2010
  • دیدگاه‌ها برای راهنما بسته هستند
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

راهنما

راهنما، نوشتهٔ ر. ک. نارایان، ترجمهٔ مهدی غبرایی

راهنما

ر. ک. نارایان

ترجمهٔ مهدی غبرایی

 راهنما مانند تمام رمان‌های نارایان در شهر افسانه‌ای «مالگودی» می‌گذرد که وی ظرف پنجاه سال گذشته ذره‌ذره آن را ساخته و تکمیل کرده است، اما شیوهٔ «مالگودی» در حقیقت از رمان آقای سامپات (۱۹۴۹) بنیان گذاشته شد: آفرینش شهری کامل متعلق به قرن بیستم در جنوب هند که آدم‌های بسیار گوناگون و متنوعی در آن سرگرم امور دنیوی‌اند، اما هنوز هم، غالباً ناآگاهانه و قطعاً به طرزی طنزآمیز و درعین‌حال فاجعه‌بار و مضحک، تحت‌تأثیر ارزش‌های محافظه‌کارانهٔ باستانی اعتقادات هندو قرار دارند.

نارایان به انگلیسی روان و سلیس می‌نویسد و برخلاف بسیاری از طرفداران غرب در قبال هم‌وطنان اسیر خرافات خود نه تمکین می‌کند و نه خشمگین و آزرده می‌شود. وی با تعویق عمدی داوری و قضاوت دربارهٔ کردار آدمی، تعداد زیادی قصهٔ دل‌انگیز آفریده است که انسان در برابر آن سر تسلیم فرود می‌آورد. رمان راهنما جایزهٔ سال ۱۹۸۵ آکادمی ساهیتیا را نصیبش کرد و تنها در هند در فاصلهٔ سال‌های ۱۹۵۸ تا، ۱۹۸۳ به ۲۳ چاپ رسید. در سال ۱۹۶۷ نیز دانشگاه لیدز به نارایان دکترای افتخاری داد.

  • آگوست 03 / 2010
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

اوژنی گرانده

کتاب اوژنی گرانده، نوشتهٔ اونوره دو بالزاک، ترجمهٔ عبدالله توکل

اوژنی گرانده

اونوره دو بالزاک

ترجمهٔ عبدالله توکل

داستایفسکی هنگام ترجمهٔ اوژنی گرانده بود که به فکر نوشتن رمانی با همان حجم افتاد. وی در سپتامبر ۱۸۴۴ به برادرش میخائیل چنین نوشت: دارم رمانی به‌اندازهٔ اوژنی گرانده را به پایان می‌برم. اثر بکری است. فعلاً مشغول بازنویسی‌اش هستم … (از کارم راضی‌ام.) شاید چهارصد روبل بدهند. من تمام امیدم را به آن بسته‌ام.

از کتاب رؤیای آدم مضحک

تأثیر بالزاک بر داستایفسکی عمیق و دیرپا بود. بی‌اغراق می‌توان گفت که داستایفسکی بدون این تأثیرگیری شاید نمی‌توانست استعداد خلاقه‌اش را به مجرایی که ما می‌شناسیم هدایت کند.

  • جولای 30 / 2010
  • دیدگاه‌ها برای داستان زندگی خالق شازده کوچولو بسته هستند
تاریخ ، فلسفه ، سیاست, رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه, زندگی‌نامه، خاطرات

داستان زندگی خالق شازده کوچولو

کتاب داستان زندگی خالق شازده کوچولو، نوشتهٔ استیسی شیف، ترجمهٔ پرتو اشراق

داستان زندگی خالق شازده کوچولو

استیسی شیف

ترجمهٔ پرتو اشراق

آنتوان دو سنت اگزوپری از چهره‌های شگفت‌انگیزی است که چون شهابی در ادب قرن بیستم درخشید و در لایه‌های خیال فرورفت. فروشدنش در ابهام، میان ادب‌دوستان تعابیر متفاوتی برانگیخت. می‌گفتند روحش چیزی جز پرتوی جمال معنوی نبود که تا آن‌سوی مرزهای خیال پیش رفت و استعدادش را تا درجه‌ای به حساسیت نزدیک ساخت که زیان‌آور می‌نمود و او را به دامن بیماری آسمانی پرتاب کرد.

دیگران گفتند عشقش به رموز و سرچشمه‌های خیال آن‌قدر فوران داشت که از سویی به زیانش تمام شد و از سوی دیگر به شهرت انجامید؛ حرف‌هایی ازاین‌دست فراوان بود. اما چیزی که هرگز گفته نشد، رازورمزی بزرگ بود چون گنج پنهان، که چندی به جست‌وجویش رفتند، اما نیافتند.

زمینهٔ ادب برایش وسیله‌ای بود تا به قلب زندگی راه یابد و آن را بی‌واسطه و بی‌دریغ در آغوش کشد. «خیر» را کمتر از «جمال» نمی‌خواست و «تقوا» را نه‌تنها محض پاکی، بلکه به سبب زیبایی هم دوست می‌داشتت.

درعین‌حال که نمونهٔ والای خیرخواهی و تقوا بود هیچ خودپسندی و مفاخرتی از این باب نشان نمی‌داد. اگر در جهان کهن ــ که استعداد آدمی درنهایت آزادی تربیت و تکامل می‌یافت ــ می‌زیست، شاید چون دموستن در خطابه مشهور می‌شد یا همچو پریکلس به کمال دست می‌یافت و چون سقراط به رغبت داروی مرگ می‌نوشید؛ اما تقدیر زیان‌کار و تیره‌اش او را در حلقهٔ خطیره انداخت و کشتی‌اش در آب‌های تیره افتاد.

در ادب انگشت‌کش سخن‌سرایان بود، می‌خواست قصه را آن‌طور که می‌پسندد به پایان برد. شازده کوچولو مبین این خلوص بود. دربارهٔ این نهاد انسانی از این بیش چیزی نمی‌توان گفت؛ سراپا خلوص، سراپا کودکی، سراپا شوق و شور دریافتن انسان.

  • جولای 26 / 2010
  • دیدگاه‌ها برای مرگ ویشنو بسته هستند
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

مرگ ویشنو

کتاب مرگ ویشنو، نوشتهٔ مانیل سوری، ترجمهٔ پرتو اشراق

مرگ ویشنو

مانیل سوری

ترجمهٔ پرتو اشراق

در آغاز روایت مرگ ویشنو زیبا و شورانگیز، ویشنو؛ پیرمرد فراموش‌شده‌ای که در پاگرد پله‌های ساختمانی چهار طبقه در بمبئی ساکن است، آخرین روزهای زندگی‌اش را می‌گذراند؛ درحالی‌که همسایگانش پاتاک‌ها و عصرانی‌ها بر سر پرداخت هزینه آمبولانس به جان هم افتاده‌اند. همچنان‌که حوادث معمول در طبقات مختلف ساختمان واقع می‌شود؛ درام تأسف‌بار ساکنانش آشکار می‌گردد: آقای جلال جست‌وجوی بیمارگونه و آزاردهنده خود را در مفاهیم متعالی زندگی آغاز کرده، وینود تانجا مرد مغموم و منزوی هنوز در شور و عشق همسرش که سال‌ها پیش زندگی را وداع گفته، می‌سوزد؛ کاویتا عصرانی؛ دختر دم بخت که در خیالات وسوسه انگیزش خود را قهرمان فیلم‌های هندی می‌پندارد، فرار مضحکش را به اجرا می‌گذارد، خانم پاتاک، و خانم عصرانی به جدال ابدی خود ادامه می‌دهند.

ویشنو ساعت آخر حیاتش را تجربه می‌کند. این روایت معصومانه و لطیف سراسر آمیخته با میتولوژی هندو و انعکاس پرزرق‌وبرق فیلم‌های هندی است. محل زندگی این چند خانواده نماد مذهبی و اجتماعی جامعه معاصر هند قلمداد می‌شود، و صعود ویشنو از پله‌ها به‌عنوان تعالی روح در مراحل مختلف حیات معنا پیدا می‌کند.

همچنان‌که ویشنو به مرحله پرواز روح از جسم نزدیک می‌شود باور می‌کند همان خدای ویشنوست که نه‌تنها نگهبان ساختمان و ساکنان آن است، بلکه مأموریت دارد از موجودیت کائنات حفاظت نماید و سرنوشت جهان اکبر را پاسداری کند.

  • جولای 23 / 2010
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

چرم ساغری

کتاب چرم ساغری، نوشتهٔ اونوره دو بالزاک، ترجمهٔ م. ا. به‌آذین

چرم ساغری

اونوره دو بالزاک

ترجمهٔ م. ا. به‌آذین

چرم ساغری [La Peau de chagrin] این رمان کوتاه انوره دو بالزاک (۱۷۹۹-۱۸۵۰)،‌ نویسنده فرانسوی،‌ متعلق به دوره آغاز آفرینندگی ادبی حقیقی اوست. وی یک سال پیش از آن، نخستین «صحنه‌های زندگی خصوصی» را فراهم آورده بود. او با چرم ساغری، که به سال ۱۸۳۱ انتشار یافت، رشته قصه‌هایی را آغاز می‌کرد که بعداً مجموعه کمدی انسانی جایگاه ویژه‌ای به نام «بررسی‌های فلسفی» یافت. مارکی جوانی به نام رافائل دو والانتین، که یتیم و سخت تنگدست مانده است،‌ دستخوش وسوسه اثر بزرگی است که مایه امید و تسلای خاطر اوست: این وسوسه نگارش «نظریه اراده» است که اثری بدیع و مبهم، و مانند خود ماجرای داستان ملهم از مسمریسم و علوم خفیه است. ولی چون از وسعت کار نومید می‌شود می‌خواهد خودکشی کند. در این هنگام با شخصیت عجیب نیمه عتیقه‌فروش و نیمه جادوگری ملاقات می‌کند. این شخص تکه‌ای چرم ساغری به او هدیه می‌کند که دارای قدرت برآوردن کلیه آمال و همه آرزوهای کسی است که آن را در اختیار داشته باشد. منتها در پی هر آرزویی که برآورده می‌شود سطح جرم کاهش می‌یابد و از عمر صاحب خود که تکه چرم نماد آن است می‌کاهد. رافائل سخت توانگر می‌شود، با همه رازها و خوشی‌های زندگی آسوده آشنا می‌گردد، اما یک سال بعد در پی سلسله ماجراهای پرآشوبی درمی‌گذرد. بدین ترتیب، طرح رمان بسیار ساده است،‌ ولی همان سادگی، خود چندان قانع‌کننده نیست. بااین‌همه، بالزاک در این قصه داستان‌پرداز فوق‌العاده‌ای جلوه‌گر می‌شود، او از راز تأثیرگذاری در خواننده آگاه است،‌ می‌تواند او را به چنین داستان دور از حقیقت و حوادث بی‌شماری که مولود آن است دل‌بسته گرداند. چرم ساغری نه واقعاً یک رمان،‌ بلکه حکایتی است نیمه فلسفی، نیمه خیالی و تا حدی یادآور شیوه کار هوفمان است که تأثیر بسیار عظیمی در «بررسی‌های فلسفی» گذاشته است. ولی نظریه بالزاک در سرتاسر کتاب کمی بیش‌ازاندازه واضح و نیز کمی بیش‌ازحد ساده‌لوحانه است. بالزاک به‌گونه‌ای تقدیر و موجبیت مطلق موجود انسانی اعتقاد دارد. وقتی‌که دست این تقدیر را در موجبیت اجتماعی نشان می‌دهد، به عظمتی حقیقی دست می‌یابد، زیرا نظریه‌های او هرقدر محل چون‌وچرا باشد، باز بر پایه بسیار مستحکم مشاهده استوار است. توجه او در این کتاب معطوف به این نکته است که تضاد موجود بین تدبیر و تقدیر انسان را روشن گرداند. اگر انسان مهار کار خود را به دست تقدیر رها کند و به رفاه مادی برسد،‌ چنان‌که قهرمانش رسید، در عوض تقدیر در قلمرو اخلاقی ارمغانی جز مسکنت و دلهره ندارد. پایان اندوه‌بار رافائل این نکته را به‌خوبی روشن می‌سازد. اما در میان آرزوهایی که والانتن در سر می‌پرورد آرزویی هم هست که پیامد شومی ندارد و از عمرش نمی‌کاهد و آن وصال دختر جوانی است به نام پولین. چراکه عشق دوجانبه نیرومندتر از تقدیر است، و پیش از آن‌که آرزوی خود را بر زبان آورد، عشق حاصل بوده است. مدت‌ها بود که پولین هم،‌ بی‌آنکه او بداند، دوستش می‌داشته است.

با همه خصوصیت ساده‌لوحانه، نظریه‌ای که بالزاک در این کتاب مطرح می‌کند، باید پذیرفت که چرم ساغری داستانی است که به طرز ستایش‌انگیزی به پایان می‌رسد و سخت جذاب است. این داستان در شمار شناخته‌ترین و پرخواننده‌ترین آثار بالزاک است. چراکه نویسنده در این اثر، مانند بیشتر آثار خود، می‌تواند واقعیت و خیال را به طرز ستایش‌انگیزی به هم بیامیزد و رغبت و کنجکاوی خواننده را تا پایان برانگیزد. این اثر، که نسبت به داستان «لوئی لامبر» روح و دل‌نشینی کمتری دارد و کمتر از «جستجوی مطلق» شگفت‌انگیز و دلهره‌انگیز است،‌ با دو رمان پیشین یکی از آثار عمده «بررسی‌های فلسفی» است که بالزاک در آن‌ها از واقع‌گرایی دور شده و غالباً با ناشیگری، ولی با برانگیختن شوق و علاقه خواننده، سعی کرده که موضوعات عقیدتی را که اساس اثر اوست روشن گرداند.

دکتر محمدتقی غیاثی. فرهنگ آثار. سروش.

۱.Honore Balzac   ۲. Raphael de Valentin   ۳. Mesmerisme  ۴.Hoffmann  ۵.Pauline

  • جولای 22 / 2010
  • دیدگاه‌ها برای شیطان در بهشت بسته هستند
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

شیطان در بهشت

کتاب شیطان در بهشت، نوشتهٔ هنری میلر، ترجمهٔ بهاءالدین خرمشاهی و نازی عظیما

شیطان در بهشت

هنری میلر

ترجمهٔ بهاءالدین خُرَمشاهی و نازی عظیما

هنری میلر Henry Miller نویسندهٔ سختکوش و پرکار آمریکایی کمابیش همهٔ آثارش پرده‌درانه و زندگینامه‌ای است. منتقد کبیر شیوهٔ زندگی آمریکایی است و به قول خودش نوعی آنارشیسم صلح‌جویانه دارد. اغلب آثارش به‌خاطر بی‌باکی تعبیرات و وقاحت‌نگاری بی‌اندازه‌اش در آمریکا و انگلستان ممنوع الانتشار بود (تا ۱۹۶۰). سبکش/ نگاهش آمیزه‌ای از رئالیسم/ سورئالیسم و ناتورالیسم است، غالباً گویی مستندنگاری می‌کند و زندگینامهٔ خودنوشت می‌نویسد. از بیش از ۶۰ کتاب او بیش از ۵-۶ اثر را نمی‌توان به فارسی ترجمه کرد. به‌خاطر همان بی‌پروایی‌های قلمی‌اش.

دو کتاب مدار رأس السرطان، و مدار رأس الجدی (معروف به مدارین)، نیز سه‌گانهٔ تصلیب خون چکان معروف‌ترین آثار اوست. آنچه از او می‌توان به راحت به فارسی ترجمه کرد سفرنامهٔ یونان، برجسته‌ترین کتاب‌ها در زندگی من و همین چهار اثر نسبتاً کوتاهی است که با عنوان شیطان در بهشت فراهم و در این کتاب عرضه شده. به جای معرفی پژوهشگرانهٔ او زندگینامهٔ خودنوشت کوتاهش (در ۹ صفحه) در آغاز کتاب حاضر ترجمه شده. علاوه بر شیطان در بهشت، در این اثر رسالهٔ ژرف‌اندیشانهٔ تأملی بر مرگ میشیما (نویسندهٔ بزرگ معاصر ژاپنی که در ملأعام در میدانی پرجمعیت به رسم غریب و کهن ژاپنی با شمشیر خودش را کشت، چند اثرش به فارسی ترجمه شده) آمده است. همراه با لبخند در پای نردبان که شاعرانه‌ترین اثر اوست، و تأملاتی بر نویسندگی که در اثر اخیر همراه با پیامدی کوتاه ترجمهٔ خانم نازی عظیماست.

«هدف من از نویسندگی، مستفر کردن واقعیتی بزرگتر است. من نه رئالیسم و نه ناتورالیست. من از زندگی می‌نویسم. از زندگی نوشتن فقط با به کار گرفتن عوالم خواب و سمبول‌های دیگر میسر است. من نویسنده‌ای هستم عمیقاً متافیزکی، و استفاده‌ای که از حادثه‌ها و نمایش و تشبیه می‌کنم، بهانه‌ای است برای مطرح کردن مسائل عمیق‌تر. من با پورنوگرافی مخالفم و با وقیح‌نویسی و هتاکی موافقم. بیشتر از هر چیز طرفدار تخیل و خیال‌بافی و آزادی‌هایی که خیالش را هم نکرده‌ایم، هستم. من تخریب را به نحو سازنده‌ای ــ کمابیش به شیوهٔ آلمانی‌ها ــ به کار می‌برم، اما همیشه به یک هماهنگی واقعی و صلح و سکوت درونی توجه دارم»

هنری میلر

(۱۸۹۱-۱۹۸۰)

  • جولای 21 / 2010
  • ۰
رمان ، داستان کوتاه, رمان‌های ترجمه

لیدی ال

طرح جلد کتاب لیدی ال اثر رومن گاری ترجمه مهدی غبرائی نشر ناهید

لیدی ال

رومن گاری

ترجمهٔ مهدی غبرایی

رومن گاری در رمان لیدی ال دو دلداده را از میان خیل جوانان اواخر قرن پرآشوب نوزدهم برگزیده که یکی ــ آرمان ــ سودای مبارزهٔ سیاسی را در سر می‌پروراند و دیگری ــ دیانا ــ سودایی عشق است معشوق را به تمامی برای عشق ورزیدن می‌خواهد. پیداست که در کشاکش عشق و مبارزه چه‌بسا یکی فدای دیگری می‌شود و در این هنگامهٔ پرغوغا پیوسته شکننده‌تر آسیب‌پذیرتر است.


«نمی‌دانی چه روزهایی را بی تو گذرانده‌ام. به خاطر این روزها از تو بدم می‌آید. می‌توانستیم با هم خوشبخت باشیم.»

از متن کتاب

برگه‌ها:12345