:::: منو ::::

انتشارات ناهید

معرفی کتاب های منتشر شده

پست طبقه بندی / زندگی نامه، خاطرات

  • ژانویه 09 / 2022
  • ۰
تاریخ ، فلسفه ، سیاست, زندگی نامه، خاطرات

خاطرات جلیل بزرگمهر از دکتر محمد مصدق

خاطرات جلیل بزرگمهر از دکتر محمد مصدق

خاطرات جلیل بزرگمهر از دکتر محمد مصدق

این کتابها و ناله‌هایم از آن اوست، برای ارائۀ جمال ملکوتی او و اعتلای نام اوست. هرچه گویم و نویسم نمایانگر همۀ حسنات او نمی‌تواند باشد و شرمنده‌ام از اینکه قادر نبوده‌ام در عمق حسنات او فرو روم و چنانکه باید گفته باشم.

ــ جلیل بزرگمهر

جلیل بزرگمهر و دکتر محمد مصدق
  • ژانویه 09 / 2022
  • ۰
تاریخ ، فلسفه ، سیاست, زندگی نامه، خاطرات

خودزنگی‌نامهٔ نابهنگام

کتاب خودزنگی‌نامۀ نابهنگام نوشته‌ی یوگنی یفتوشنکو ترجمه‌ی یوسف نوری‌زاده

خودزنگی‌نامهٔ نابهنگام

یوگنی یفتوشنکو

ترجمۀ یوسف نوری‌زاده


مادر! با اجازه تولد پسرتان را تبریک عرض می‌کنم.
خیلی دلتان برایش شور می‌زند. اینجا تشریف دارند.
بخورنمیری درمی‌آورد، در ازدواجش عقل به خرج نداد.
قد بلند، ترکه‌ای است، صورتش را اصلاح نکرده است.
وای، چه چهره‌ی به غیظ نشسته‌ی نازنینی!
با اجازه تبریک عرض می‌کنم
تولد دلشوره‌ات را از شما به ارث بُرده
شیفتگیِ به‌دور از دلسوزی‌اش به این روزگار را
و کله‌شقی و دستپاچگی در باورش را
از شما رسیده باورش
به انقلاب
جوری بارش نیاوردید که پول‌وپله‌ای
یا اسم‌ورسمی به‌هم بزند.
و جُربزه‌اش بی‌ترسی است و بس.
باز کنید پنجره‌ی اتاقش را
راه دهید جیک‌جیکِ شاخ‌بُن پربرگ را به درون
دفترچه و شیشه‌ی جوهرش را بیاورید
لیوانی شیر بیاورید و ببینید که چه می‌کند!


یوگِنی یِفتوشنکو در سال ۱۹۳۳ از تبار میان‌نژادیِ اوکراینی، روسی، و تاتار در شهر کوچک و دورافتادهٔ سیبریاییِ زیما به‌دنیا آمد. سال‌های آغازین کودکی‌اش را در سیبری گذراند اما در مسکو فارغ‌التحصیل شد. وقتی که استالین در ۱۹۵۳ درگذشت او نوزده‌ساله بود. در بحران اخلاقی‌ای که از پسِ افشاگری جنایات استالین از راه رسید، یِفتوشنکو، یک باورمندِ پرشور به ایده‌آل‌های اوایل انقلاب و نیاز به «احیاءِ خلوص‌شان»، به نقش علنی خود به‌عنوان شاعرِ قشر جوان نایل شد؛ قشری که واکنششان حیرت‌انگیز بود. چاپ‌های صدهزار نسخه‌ایِ او بی‌درنگ به فروش می‌رفت؛ جمعیتِ چهارده‌هزار نفری برای شنیدن حرف‌های او به استادیوم مسکو هجوم می‌آورد. شعر بحث‌برانگیز او علیه یهودستیزی، «بابی یار» را شوستاکویچ به موسیقی درآورد.


بُرشی از کتاب:

خودزندگی‌نامهٔ شاعر، شعر اوست. هرچیزِ دیگر فقط می‌تواند یک پانوشت باشد. شاعر فقط زمانی شاعر است که خواننده بتواند او را به‌صورت یک کل ببیند گویی او را با تمام احساسات، افکار و اَعمالش در گودیِ دست خود نگه داشته است.
اگر شاعر تلاش کند خود را بین انسان و شاعر تقسیم کند، ناگزیر به‌عنوان هنرمند دست به انتحار خواهد زد.
متاسفانه شعرای زیادی هستند که، بعد از آنکه دیگر زندگی‌شان از مسیر شعر و شاعری خارج می‌شود، به نوشتن ادامه می‌دهند؛ سعی می‌کنند خود را متفاوت با آنچه هستند جا بزنند.
اما بعد آنچه می‌نویسند فقط برای خودشان شعریت دارد.
شعر را نباید فریب داد.
شعر زن حسودی‌ست که دروغ را نخواهد بخشید.

  • آگوست 08 / 2018
  • ۰
تاریخ ، فلسفه ، سیاست, رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه, زندگی نامه، خاطرات

اشباح چینی سانفرانسیسکو

اشباح چینی سانفرانسیسکو

مکسین هونگ کینگستون

ترجمۀ صابر مقدمی

مکسین هونگ کینگستون نویسنده آمریکایی چینی‌تبار در شاهکارش اشباح چینی در سانفرانسیسکو فرم کاملاً جدیدی را ابداع کرده است. معجون باشکوهی از اتوبیوگرای و اسطوره‌شناسی، دنیای بیرون و دنیای درون، خشم و کینه‌توزی و خویشتنداری و مدارا آفریده است. این کتاب که اولین بار در ۱۹۷۶ به چاپ رسیده اکنون یکی از آثار کلاسیک ادبیات معاصر دنیا محسوب می‌شود. به‌خاطر نمایش نوآورانه و بدیع هویت فرهنگی طبقات مختلف اجتماعی نظیر مهاجرین، زنان، چینی‌ها و آمریکایی‌ها. شاید به همین دلیل باشد که دو تن از رؤسای جمهور آمریکا یعنی بیل کلینتون و باراک اوباما از ستایشگران پروپاقرص این کتاب محسوب می‌شوند. باراک اوباما درباره این کتاب می‌گوید که این کتاب باعث شده به آلام و دردهای فرهنگ‌های مختلف آمریکا پی‌ببرد…

کینگستون به‌عنوان یک زن در دو دنیای کاملاً متفاوت و متضادی سیر می‌کند: در کالیفرنیا که والدینش قبل از تولدش به آنجا مهاجرت کرده‌اند و در چین که همیشه عنصر جدایی ناپذیر قصه‌های مادرش بوده. زنان جنگجوی خشن و حیله‌گر قصه‌های مادرش به طرز غیرمتعارفی با واقعیت ظلم و ستم نسبت به قشر زنان چینی به ستیز و مبارزه برخاسته‌اند. هویت واقعی کینگستون در لابه‌لای شکاف‌های این داستان‌ها به‌وضوح قابل مشاهده است و او این شکاف‌ها را با داستان‌های خودش پر می‌کند. کینگستون این جنگجوی کلمات، افسانه‌ها و خاطرات گوناگون را در قالب یک کل منسجم و یکپارچه درمی‌آورد. بدین‌ترتیب او موفق می‌شود درک تازه‌ای از گذشته خانواده و حال حاضر خویش بدست آورد.

***

ژانر یا سبک خاص اشباح چینی سانفرانسیسکو به‌خاطر تلفیق افسانه‌های سنتی چینی با اتوبیوگرافی‌نویسی مورد توجه منتقدین قرار گرفته است. کینگستون با این تلفیق می‌کوشد مخاطب خود را با ز مینه‌های فرهنگی، خانوادگی و شخصی خویش آشنا سازد تا به‌واسطه این آشنایی مخاطب از موقعیت او به‌عنوان یک زن چینی تبار آمریکایی مطلع شود.
فریدمن منتقد معروف این اتوبیوگرافی را از زاویه موضوع زن و اقلیت‌های نژادی مورد بررسی قرار داده و تلفیق پیچیده ژانر و زاویه دید کینگستون را چنین شرح می‌دهد: زنان و اقلیت‌های قومی – فرهنگی غالباً از این امتیاز که خود را متعلق به جنس یا گروه نژادی خاصی ببینند، محرومند. کینگستون این کتاب را با استفاده از سبک داستان‌گویی چینی و جایگاهش به‌عنوان یک زن آمریکایی چینی‌تبار ترسیم نموده.

  • مه 19 / 2018
  • ۰
تاریخ ، فلسفه ، سیاست, زندگی نامه، خاطرات, موسیقی, هنر،موسیقی،معماری و عکاسی

شونبرگ

کتاب شونبرگ نوشته‌ی چارلز روزن ترجمه‌ی مهرنوش غضنفری

شونبرگ

چارلز روزن

ترجمۀ مهرنوش غضنفری

آرنولد شونبرگ، که به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین آهنگسازان مدرن شناخته شده و به‌همراه ایگور استراوینسکی، یکی از دو شخصیت تأثیرگذار موسیقی معاصر از زمان دبوسی محسوب می‌شود، تا پایان عمر به برانگیختن عداوت بی‌نظیری علیه خود در تاریخ موسیقی ادامه داد.

پاسخ به این پرسش که چرا این اتفاق افتاد، یکی از موضوعاتی است که این کتاب، که مطالعۀ پیدایش و پیشرفت موسیقی تجربی تندروانۀ او را دربرمی‌گیرد، به آن می‌پردازد.

چارلز روزن، با آمیختن تحلیل و بررسی تاریخی و موسیقایی، و تجربۀ خویش به‌عنوان موسیقی‌دانی حرفه‌ای، «نابودی تونالیته» و آثار تصنیف‌شدۀ عظیم در سال‌های ۱۹۰۸ – ۱۹۱۳ را در بسترِ اکسپرسیونیستی آن‌ها قرار داده و سپس نشان می‌دهد که شونبرگ چگونه پس از ناامیدی جنگ جهانی اول و کشف تکنیک دوازده نتی، در پیِ احیای فرم‌های کلاسیک از درون تونالیته بود.

موسیقی شونبرگ در میان اکسپرسیوترین آثاری قرار می‌گیرد که تا به‌حال ساخته شده است. چارلز روزن این دستاورد را به مثابه خلق دوبارۀ زبان سنتی موسیقی بررسی می‌کند.

  • فوریه 18 / 2018
  • ۰
ادبیات جهان, ادبیات، نقد ادبی، زبان شناسی, تاریخ ، فلسفه ، سیاست, زندگی نامه، خاطرات

جورج اورول

کتاب جورج اورول، نوشته‌ی ریموند ویلیامز، ترجمه‌ی شیرزاد غضنفری

جورج اورول

ریموند ویلیامز

ترجمۀ شیرزاد غضنفری

انگلستان، انگلستان چه کسی؟ انگلستان اریک آرتور بلرِ متولدشده در امپراتوری طبقه بالادست، یا انگلستان جورج اوروِل جاده‌ای به‌سوی اسکله ویگان؟ برای اورول‌شدن، بلر به‌عمد خودش را در معرض فقر و فلاکت انگلستان صنعتی قرار دارد، با ثبت تجربه‌اش، «ادبیات» ما را «به طرز چشمگیری بسط» داد، بسطی که پرسش‌های بنیادی دربارۀ هویت مؤلف در ارتباط با خودش، جامعه‌اش و شکل‌های ادبی که به کار برده مطرح کرد.پرسش‌های جدید زمانی سر بلند می‌کنند که مسیر به‌سوی کاتالونیا و فقر سیاسی جنگ داخلی اسپانیا پیش رفت. طی این سفر، ریموند ویلیامز نشان می‌دهد که اورول بیشتر به سمت چپ سفر کرد، نه (آن‌گونه که عموماً تصور می‌شود) در جهت مخالف، مزرعه حیوانات و نوزده هشتادوچهار مایۀ آرامش را برای راست فراهم نمی‌کند، گرچه این مایه آرامش غالباً فراهم بوده است.
اورولِ ریموند ویلیامز نمونه‌ای برجسته از تغییراتی است که در مطالعات ادبی سال‌های اخیر روی داده است. تغییراتی که ویلیامز خود برای پدیدآوردن آن‌ها تلاش زیادی کرده است. او دانشیار ادبیات نمایشی در دانشگاه کمبریج، و مؤلف فرهنگ و جامعه، انقلاب بلندمدت، ارتباطات، ادبیات نمایشی روی صحنه و تراژدی مدرن است. او دو رمان مرز کشور و نسل دوم را نوشته، و مانیفست روز مه ۱۹۶۸ را ویرایش کرده است.

***

نویسنده‌ای داریم که پیوسته همه‌فن‌حریفی بود که در مسیر بهنجار رودست نداشت: افسر پلیس سلطنتی، مقیم نوانخانه، شبه نظامی انقلابی، روشنفکر از طبقه‌بریده، نویسنده طبقه متوسط انگلیسی. و نقطۀ قوت کارش این است که در توان کناره‌گیری‌اش او به طرزاستثنایی پذیرای هر تجربۀ جدیدی بود که پیش می‌آمد. انواع مختلف زندگی از جانب او با فقط آزمونی اندک ناشی از هویتی تثبیت‌شده‌تر، و سبکی که او آن را شکل داد، جریان یافت _ سادگی‌ای سنجیده، «آزادگذاشتن مفهوم در انتخاب واژه» _ نشان می‌دهد که در همان حال که همواره با جدیت سفر می‌کرد، سفرش همواره سبکبار بود. این کیفیت می‌تواند در ارتباط با تمایل‌اش به پشت‌کردن به نگرش‌ها و تجربه‌های نخستینش و نوشتن دربارۀ آن‌ها _ یا درباره دیگران در حال حاضر به وسیلۀ آن‌ها _ با تحقیر یا عصبانیت باشد، انگار که آن‌ها اشخاصی دیگر، چیزی منفک‌شده بودند. با‌این‌همه در دوره‌ای از تحرک استثنایی، این امر عناصری مثبت به همان اندازۀ عناصر منفی دارد. اورول، دقیقاً، به‌سبب استعدادش در تحرک بی‌وقفه، متوالی و جدیت در مسئولیت‌پذیری، موفق شد، همراه و دوشادوش با گروه‌های متفاوتی از آدم‌ها، رابطۀ تنگاتنگی با آن‌ها برقرار کند. چنان در آن غرق می‌شود که به طرز استثنایی نافذ است، و نوع نوشتنش آن را برای خواننده [چنان] آسان می‌سازد که باور کند [ماجرا] برای خودش نیز در حال رخ‌دادن است. غیاب پیوندها غیاب موانع نیز هست.


شیرزاد غضنفری در گفت‌وگو با ایبنا:

جورج اورول معروف است اما شخصیت او شناخته شده نیست

تاریخ انتشار : دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۲۸

شیرزاد غضنفری مترجم کتاب «جورج اورول» در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، درباره این کتاب گفت: به نظر من اورول در جهان شخص معروفی است اما شخصیت او چندان شناخته شده نیست و کسی آن چنان با دیدگاه‌ها و اندیشه‌های او آشنایی ندارد. این کتاب صرف مشخص کردن شکل‌گیری شخصیت اورول و دیدگاه‌های شخصی‌اش انگاشته شده است.

غضنفری درباره اینکه کدام بخش از زندگی اورول جذاب‌ترین فصل حیات اوست توضیح داد: نمی‌توانم بگویم جذاب‌ترین بخش کتاب کدام است. به طور قطع در زندگی هر شخصی فصل‌های کسالت‌باری هم وجود دارد و طی این زمان شخص موردنظر برای قسمت‌های بعدی زندگی خود آماده می‌شود.

این مترجم درباره مخاطبان این اثر گفت: به نظر من مخاطبان این کتاب تمام کسانی هستند که آثار اورول را خوانده‌اند. به هر حال هر خواننده پس از خواندن هر کتابی درباره خود نویسنده هم قضاوت‌هایی می‌کند و در برخی مسائل به هم‌ذات‌پنداری هم می‌رسد. با خواندن این کتاب خوانندگان می‌توانند به درک بهتری از آثار جورج اورول برسند.

کتاب «جورج اورول» به بررسی زندگی شخصی و اندیشه‌های جورج اورول می‌پردازد و در هفت بخش تنظیم شده است. فصل‌های «از بلر به اورول»، «انگلستان، انگلستان چه کسی؟»، «نویسندگی»، «مشاهدات و تخیلات»،« سیاست»، «فرافکنی‌ها» و «پیوستگی‌ها» از بخش‌های اصلی کتاب هستند و دو فصل هم در انتهای کتاب درباره کتاب‌هایی که درمورد اورول نوشته شده و همچنین مقاله‌ای درباره اورول که به قلم نویسنده این کتاب یعنی ریموند ویلیامز در کتاب «فرهنگ و جامعه» به چاپ رسیده است، وجود دارد.

ریموند ویلیامز دانشیار ادبیات نمایشی در دانشگاه کمبریج و مولف فرهنگ و جامعه،‌ انقلاب بلندمدت،‌ ارتباطات، ادبیات نمایشی روی صحنه و تراژدی مدرن است. از او تا به حال دو رمان «مرز کشور» و « نسل دوم» منتشر شده است. این کتاب به خوانندگان آثار اورول کمک می‌کند تا از طریق آشنایی با زندگی‌نامه نویسنده بتوانند بفهمند که اورول نوشته‌های خود را تحت چه شرایط تاریخی و چه روحیاتی به رشته تحریر درآورده است.

  • آگوست 04 / 2010
  • دیدگاه‌ها برای رؤیاهای مرد نیلوفری | احوال و افکار و آثار سعید سرمد کاشانی بسته هستند
تاریخ ، فلسفه ، سیاست, زندگی نامه، خاطرات, شعر, شعر کلاسیک فارسی

رؤیاهای مرد نیلوفری | احوال و افکار و آثار سعید سرمد کاشانی

کتاب رؤیاهای مرد نیلوفری (احوال و افکار و آثار سعید سرمد کاشانی)، به کوشش: عمران صلاحی

رؤیاهای مرد نیلوفری
احوال و افکار و آثار سعید سرمد کاشانی

به کوشش: عمران صلاحی

رؤیاهای مرد نیلوفری شرحی است بر احوال و افکار و آثار سعید سرمد کاشانی و همچنین منظومه‌ای دربارهٔ او، که به کوشش زنده‌یاد عمران صلاحی تألیف و گردآوری شده است.

بعدازظهر روز جمعه، ۱۸ ربیع‌الثانی سال ۱۰۷۰ هجری قمری، پس از نماز جماعت، جنب مسجد دهلی، در برابر چشم نمازگزاران، سعید سرمد کاشانی را گردن زدند! به‌فرمان اورنگ زیب (پادشاه وقت هندوستان) و فتوای ملأ عبدالقوی (قاضی‌القضات شهر دهلی)
اما جرمش چه بود، ازنظر صاحبان زر و زور و تزویر، بیان سخنان کفرآمیز. اما سخن راست را از حافظ بشنویم:

جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد.

آنچه دربارهٔ حلاج، سهروردی، عین القضات و نسیمی نوشته‌اند، دربارهٔ سعید سرمد هم صدق می‌کند. در زمانی که جنگ هفتادودوملت همه‌جا را فراگرفته بود و صاحبان زر و زور و تزویر به این جنگ دامن می‌زدند ” اندیشه‌های نوع‌پرستی و آمال انسان‌دوستی … در قالب طریق‌های صوفیانه… تبلیغ می‌شد.” ولی نه هر تصوفی.

  • جولای 30 / 2010
  • دیدگاه‌ها برای داستان زندگی خالق شازده کوچولو بسته هستند
تاریخ ، فلسفه ، سیاست, رمان ، داستان کوتاه, رمان های ترجمه, زندگی نامه، خاطرات

داستان زندگی خالق شازده کوچولو

کتاب داستان زندگی خالق شازده کوچولو، نوشتهٔ استیسی شیف، ترجمهٔ پرتو اشراق

داستان زندگی خالق شازده کوچولو

استیسی شیف

ترجمهٔ پرتو اشراق

آنتوان دو سنت اگزوپری از چهره‌های شگفت‌انگیزی است که چون شهابی در ادب قرن بیستم درخشید و در لایه‌های خیال فرورفت. فروشدنش در ابهام، میان ادب‌دوستان تعابیر متفاوتی برانگیخت. می‌گفتند روحش چیزی جز پرتوی جمال معنوی نبود که تا آن‌سوی مرزهای خیال پیش رفت و استعدادش را تا درجه‌ای به حساسیت نزدیک ساخت که زیان‌آور می‌نمود و او را به دامن بیماری آسمانی پرتاب کرد.

دیگران گفتند عشقش به رموز و سرچشمه‌های خیال آن‌قدر فوران داشت که از سویی به زیانش تمام شد و از سوی دیگر به شهرت انجامید؛ حرف‌هایی ازاین‌دست فراوان بود. اما چیزی که هرگز گفته نشد، رازورمزی بزرگ بود چون گنج پنهان، که چندی به جست‌وجویش رفتند، اما نیافتند.

زمینهٔ ادب برایش وسیله‌ای بود تا به قلب زندگی راه یابد و آن را بی‌واسطه و بی‌دریغ در آغوش کشد. «خیر» را کمتر از «جمال» نمی‌خواست و «تقوا» را نه‌تنها محض پاکی، بلکه به سبب زیبایی هم دوست می‌داشتت.

درعین‌حال که نمونهٔ والای خیرخواهی و تقوا بود هیچ خودپسندی و مفاخرتی از این باب نشان نمی‌داد. اگر در جهان کهن ــ که استعداد آدمی درنهایت آزادی تربیت و تکامل می‌یافت ــ می‌زیست، شاید چون دموستن در خطابه مشهور می‌شد یا همچو پریکلس به کمال دست می‌یافت و چون سقراط به رغبت داروی مرگ می‌نوشید؛ اما تقدیر زیان‌کار و تیره‌اش او را در حلقهٔ خطیره انداخت و کشتی‌اش در آب‌های تیره افتاد.

در ادب انگشت‌کش سخن‌سرایان بود، می‌خواست قصه را آن‌طور که می‌پسندد به پایان برد. شازده کوچولو مبین این خلوص بود. دربارهٔ این نهاد انسانی از این بیش چیزی نمی‌توان گفت؛ سراپا خلوص، سراپا کودکی، سراپا شوق و شور دریافتن انسان.