:::: منو ::::

انتشارات ناهید

معرفی کتاب های منتشر شده

برچسب پست ها / شیرین کریمی

  • ژانویه 09 / 2022
  • ۰
شعر, شعر ترجمه

خنیاگر فاجعه | گزیده‌ی شعرها

خنیاگر فاجعه | گزیده‌ی شعرها
نقاشی روی جلد اثر نیکلا ساموری

خنیاگر فاجعه
گزیده‌ی شعرها

لوییز گلوک

ترجمهٔ شیرین کریمی


تنهایی درون‌مایه‌ای است که بسیاری از شعرهای گلوک، هر یک به شکل و شیوه‌ای، نقشش را بر خود دارند. دچاربودن به انزوا و جداافتادنی از دیگری که، هرچند بر زندگی شاعر نیز حاکم است، محصول شرایط خاص زندگی او و برآمده از احساسی شخصی نیست، بلکه نوعی از تنهایی است که در حیات انسانی جریان دارد.

خفتم چونان که صالحان بخسبند؛
زیستم چونان که جانیان بزیند
ذره‌ذره به پرداخت تاوانی محال.
و مُردم به تقاص
یکی از انواع شقاوت.

  • ژانویه 09 / 2022
  • ۰
شعر, شعر ترجمه

پایکوبی روی میخ‌ها

پایکوبی روی میخ‌ها
گزیده‌ی شعرها

یوگنی یفتوشنکو

ترجمهٔ شیرین کریمی


شعر دود پس می‌دهد
اما فرونمی‌نشیند.
یکجور کرداری دارد شیدا، بال‌بال‌زنان،
ما را که برمی‌گزیند.

در درازمدت برایم چندان مهم نیست چه‌کسی تخریبم می‌کند یا چگونه، یا چه‌کسی ذیل کدام مقوله می‌گنجاندم. می‌دانم که من یکی از کارگران هنرم، که در کارگاه داغ و ناسالمش، شعر، عرق می‌ریزم، و می‌دانم که این معنای زندگیم است.


می‌خواهم که قایق نامه‌رسانی باشم من برای تمام آنانِ از هم جداافتاده با یخ بیگانگی، زورقی پیش از فرارسیدن کشتی‌رانی‌های پرحجم، روان میان یخ‌های شناور به همراه نامه‌ها و بسته‌ها.

ـ از متن کتاب

  • آوریل 25 / 2011
  • دیدگاه‌ها برای مهتاب پیدا نیست بسته هستند
شعر, شعر نو فارسی

مهتاب پیدا نیست

کتاب مهتاب پیدا نیست، مجموعه شعر از شیرین کریمی

مهتاب پیدا نیست

مجموعه شعر از شیرین کریمی

بعد از انتشار مجموعه شعرهای «پرواز در باران» و «حباب‌های آرزو»، « مهتاب پیدا نیست» سومین مجموعه شعری است که از شیرین کریمی منتشر می‌شود.

ستاره‌های پلاستیکی اتاقم
دیگر مثل سابق نمی‌درخشند
ستاره‌های حقیقی
پشت انبوهی از ابرهای بارانی
گم شده‌اند
نیمه‌ی تابان ماه پیدا نیست
چه اهمیتی دارد
در این شهر هزاران ماه برای روشن ماندن تقلا می‌کنند
و هر شاپرکی را به کام مرگ می‌کشانند
ولی ماه من یگانه است
حتی اگر هنگام خواب پتویی بر رویش بکشد.

  • آگوست 05 / 2010
  • دیدگاه‌ها برای پرواز در باران بسته هستند
شعر, شعر نو فارسی

پرواز در باران

کتاب پرواز در باران، مجموعه شعر از شیرین کریمی

پرواز در باران

شیرین کریمی

در هر شاعری کودکی پنهان است و در هر کودکی شاعری. کودک شاعر ناگهان با جهان روبه‌رو می‌شود. همه‌چیز را با شگفتی نگاه می‌کند. نام چیزی را نمی‌داند. خودش اشیاء را نام‌گذاری می‌کند.

برای نامیدن اشیاء دنبال کلمه می‌گردد. اگر کلمه‌ای پیدا نکند، خودش آن را می‌سازد. مثل انسان نخستین که وقتی از غار بیرون آمد، کلمه‌ای نداشت و در برابر طبیعت و اشیاء زبانش زبان اشاره بود.

بعد به تصویر پناه برد و اشیاء را به تصویر کشید و بعد آن تصاویر به کلمه بدل شد. کشف کلمه مثل کشف آتش بود که هم روشنایی داشت و هم گرمی. شاعر خردسال ما شیرین کریمی چنین حالتی دارد. ناگهان با جهان روبه‌رو شده است. طبیعت، اشیاء و آدم‌ها را کشف می‌کند و می‌نامد. برای نامیدن دنبال کلمه می‌گردد. به هر نحوی می‌خواهد دیده‌های خود را بگوید…

از مقدمهٔ زنده‌یاد عمران صلاحی بر این دفتر

  • آگوست 03 / 2010
  • دیدگاه‌ها برای حباب‌های آرزو بسته هستند
شعر, شعر نو فارسی

حباب‌های آرزو

کتاب حباب‌های آرزو، سرودهٔ شیرین کریمی، با مقدمهٔ بهاءالدین خرمشاهی

حباب‌های آرزو

سرودهٔ شیرین کریمی

با مقدمهٔ بهاءالدین خرمشاهی

از مقدمهٔ بهاءالدین خرمشاهی بر کتاب حباب‌های آرزو:

بدون تعارف یا حتی قصد تشویق باید بگویم که رشد و تکامل شعر شیرین کریمی چشمگیر و مایهٔ خوش‌وقتی است. ببیشتر مضمون اصلی شعر او مهر و دوستی بود. شعرهای تازه هم حدیث مهر و وفا بسیار دارد، اما بیان و زبانش پخته‌تر شده است، می‌گوید: «کودکی هستم، شعر می‌گویم و می‌خوانم و با قلب کوچکم دنیا را لمس می‌کنم» این گفته چقدر صادقانه است و در عین ایجاز، معنای آن بلند است. یا چقدر شعری که برای عمو عمران صلاحی سروده ــ که بر کتاب اولش مقدمه‌ای جانانه نوشته بود ــ دل‌نشین است. در پایان آن شعر با کنایه‌ای ملیح می‌گوید: «اما انگار آسمان او را بیشتر از زمین دوست می‌داشت.»

از مقدمهٔ کتاب:

می‌خواهم آزادش کنم
حال بند او در دستانم است.
آزادی حق اوست.
نگاهش می‌کنم که چگونه تلاش می‌کند خود را از این بند
خلاص کند. دستانم باز می‌شوند.
حالا بادبادک من از همه بالاتر رفته است.